انواع درختان باغ ارم را مي توان به دو دسته درختان غير مثمر و درختان مثمر تقسيم كرد :

     يكم ـ درختان غير مثمر باغ عبارتند از : سرو ناز ، كاج ، افرا ، ارغوان ، بيد مجنون ، سياه بيد ، زبان گنجشك ، بيد مشك ، سپيدار و اكاليپتوس .

     دوم ـ درختان مثمر باغ عبارتند از : انار ، ازگيل ، نارنج ، خرمالو ، گردو ، زرد آلو ، بادام ، سيب ، به و گلابي .
 محصول اصلي درختان ميوه دار باغ در درجه اول انار است و در درجه دوم مي توان مركبات را بحساب آورد . درختان مركبات باغ ارم در رديف سايرنارنجستانها و باغهاي مركبات شيراز است ولي ديگر درختان و سرونازهاي باغ در مدت ساليان دراز موزون و شكوهمند گرديده و مرتبا" هم بر زيبائي آنها افزوده شده است .
اين باغ امروزه علاوه بر سروهاي زيبا به داشتن انواع گل نيز اشتهار دارد . در دو دهه اخير گلهاي بسياري از هر نوع در آن پرورش داده شده است و مخصوصا" گلهاي رز گوناگون آن ديدني و جالب نظر است . در موقع توسعه باغ گلستاني از انواع گل رز در ضلع غرب و شمال غربي احداث گرديده كه در آن قريب دويست و پنجاه واريته گل رز پرورش داده شده است . اين گلستان از نظر تنوع و بسياري انواع گل رز در كشور ما بي نظير و در كشورهاي همجوار و آسيا كم نظير است و به طوري كه شهرت دارد در بين كشورهاي مشرق زمين بجز اين گلستان ارزشمند فقط در دو سه كشور ديگر گلستانهاي رز با اين تنوع پرورش داده شده است .
بجز گلهاي رز گوناگون و زيباي باغ كه جاي صحبت فراوان دارد انواع ديگر گلها ي موجود در باغ ارم را مي توان به ده عنوان كلي دسته بندي نمود .

     يكم ـ درحتچه هاي زينتي داراي گلهاي زيبا كه عبارتند از نسترن ، ياس خوشه اي ، ياس زرد ، توري ، سنبل درختي ، به ژاپني ، گوجه گل ، هلو گل ، سيب گل ، طاووسي ، خرزهره ، ابريشم و انواع گل رز .

     دوم ـ درختچه هاي زينتي داراي برگهاي زيبا و اين دسته عبارتند از : ماكنوليا ، سه رنگ، سرو نقره اي ، سرو خمره اي ، برگ بو ، پالم و فيتيكس .

     سوم ـ گلهاي يك ساله مقاوم به سرما . بذر اين گلها در اوايل شهريور ماه كاشته مي شود و بوته هاي آن از اواخر زمستان تا اوايل تابستان گل مي دهند و سپس از بين ميروند . از اين دسته مي توان گلهاي زير را نام برد : بنفشه ، شب بو ، هميشه بهار ، مرواريد ، ميمون ، عدسي ، زبان در قفا ، قرنفل ، ميخك و مينا چمني .

     چهارم ـ گلهاي يكساله حساس به سرما . بذر اين گلها از اوايل اسفند ماه كاشته مي شود و بوته هاي آن از اوايل تابستان گل مي دهند و براثر سرماي زمستان از بين ميروند .اين نوع گلها عبارتند از: آهار ، بگونيا ، پريوش ، ابري ، اطلسي ، جعفري ، تاج خروس ، مينا ، گل ناز ، گل خشك ، گل حنائي ، رعنا زيبا ، سلوي ، شاه پسند ، ستاره ، فلفل زينتي و گيلاس زينتي

     پنجم ـ گلهاي پياز دار عبارتند از : آلاله ، اختر ، كوكب ، شيپوري .

     ششم ـ بوته هاي دائمي گلدار شامل : داودي ، مارگريت ، خورشيدي و كوكب كوهي .

     هفتم ـ گياهان دائمي پوششي و رونده . از نوع گياهان پوششي مي توان تلگرافي و از نوع رونده گلهاي زير را نام برد : گل ساعت ، گليسين ، پاپيتال ، آبشار طلائي ، پيچ برفي ، پيچ امين الدوله و پيچ اناري .

     هشتم ـ گياهان يك ساله رونده ، شامل : نيلوفر و كدوي زينتي .

     نهم ـ گياهان حصاري كه از آن جمله است شمشاد و برگ نو.

     دهم ـ گلهاي خانه اي . علاوه بر انواع گلهاي ياد شده بعضي انواع گلها نيز اختصاصا" در گلخانه باغ ارم نگهداري و پرورش داده مي شود . البته بعضي از گلها نيز علاوه بر پرورش در باغچه ها در گلخانه هم هست . گلهاي گلخانه اي شامل انواع زير است : كاغذي ، سينره ، حسن يوسف ، بگونيا ، شويدي ، گردي ، گيلاس زينتي ، فلفل زينتي ، فينيكس ، برگ انجيري و برگ بيدي .

     حال اگر اينهمه گلهاي زيبا را در پاي درختان سرو ناز و انواع درختان ديگر و حاشيه جويهاي آب تجسم نموده و طراوت و عطر دل انگيزي كه فضاي دلكش باغ را پر ميكند بياد آوريم مي توانيم به اهميت اين باغ كم نظير پي ببريم . اينها نمونه هائي از زيبائي ها و مناظر بديع اين باغ باصفا و جان نواز است و در هر گوشه و زاويه اي از اينگونه چشم اندازهاي دلكش و روح بخش بسيار مي باشد .
 

موضوعات مرتبط: گلها و درختان باغ ارم شیراز

تاريخ : جمعه بیستم شهریور 1388 | 18:14 | نویسنده : محسن |

گياه شناسان معتقدند كه پوشش گياهي فعلي اين سرزمين نتيجه‌ي نفوذ تدريجي گونه‌هاي گياهي مناطق مجاور به داخل فلات و تغيير آن‌ها به اقتضاي تنوع فراواني است كه ارتفاع جغرافيايي و اختلاف اقليمي ايجاب مي‌كرده است. جغرافي‌دانان و گياه شناسان روش‌هاي مختلفي براي طبقه‌بندي پوشش گياهي ايران پيشنهاد كرده‌اند، ولي همه‌ي آنها در يك موضوع وحدت نظر دارند و آن تنوع فراواني است كه با وجود فقر اقليمي در نباتات سرزمين مشاهده مي‌شود. به عقيدة آنها در ايران بالغ بر 10 هزار نوع گياه وجود دارد كه آن بوم زاد و بقيه مربوط به گياهان قفقاز، آسياي صغير، عربستان، افريقا و هندوستان است. سرزمين ايران را از نظر گروههاي گياهي مي‌توان به 6 منطقه تقسيم كرد:

1. منطقة جنگل‌هاي برگ پهن مرطوب شمالي، كه ميان خط الراس‌هاي طالش و البرز در بخش‌هاي مشرف به درياي خزر قرار دارند و بر حسب ارتفاع از سطح دريا تفاوت مي‌كنند. تا ارتفاع 100 متر باتلاق‌ها و مرداب‌هاي ساحلي قرار دارد كه در آن انواع ني و جگن و نيز گل‌هايي مانند عروس آبي و زنبق و نيلوفر آبي به حد وفور به چشم مي‌خورد. پس از آن انواع بلوط، انجيلي، نارون، راش، ممرز و توسكاست كه تا ارتفاع 800 و 1.000 متري همراه با درختان كوچك‌تر و انواع پيچك‌ها و شمشاد، انار، تمشك، زالزالك و امثال آن‌ها پوشش گياهي اصلي را تشكيل مي‌دهد. از ارتفاع 1.000 تا 2.500 متر انواع راش سفيد، بلوط و غان را مي‌توان گونه‌هاي عمدة پوشش گياهي دانست. روي هم رفته از 4/12 ميليون هكتار جنگل كشور 8/1 ميليون هكتار را جنگلهايي تشكيل مي‌دهد كه دورادور طوقه‌ي جنوبي درياي خزر تا ارتفاع 2.700 متر را مي‌پوشاند.

2. منطقة جنگل‌هاي برگ پهن غربي، كه شامل تمامي جنگل‌هاي ناحية زاگرس است و در مقايسه با جنگل‌هاي انبوه مرطوب شمالي نسبتاً كم درخت، تنك و بيشتر شبيه به پارك هستند. در اين منطقه‌ي وسيع كه شامل كردستان،‌ كرمانشاه، لرستان و بختياري است، درختان برگ پهن همراه با بوته‌هاي كوتاه و نباتات استپي به چشم مي‌خورد. درختان اين جنگلها در دره‌ها متراكم و در جاهاي ديگر بسيار پراكنده‌اند، ولي تا ارتفاع دو هزار متري از سطح دريا وجود دارند. انواع عمدة درختان اين جنگل‌ها شامل بلوط، گردو، انجير، گلابي، سيب، بادام و تمشك است كه نوع آنها بر حسب ارتفاع و عرض جغرافيايي تفاوت مي‌كند.

3. منطقة استپي كوهستاني، كه شامل كوههاي شمال خراسان و آذربايجان است و انبوهيِ گياهان آن بر حسب جنس خاك و مقدار باران سالانه تفاوت مي‌كند. در اين منطقة وسيع در ارتفاعات بالا چمن يا استپ، و در طوقه‌هاي مياني گونه‌هاي نيمه استپي (گندميان)، و در دره‌هاي پر آب پايين انواع درخت‌هاي ميوه‌دار ديده مي‌شود.

4. منطقة خشك رودهاي فلاتي (كوهپايه‌اي)، كه بخش وسيعي از كشور را در بر مي‌گيرد.در نيمه‌ي شمالي اين منطقه، نباتات شبيه رستني‌هاي آسياي مركزي و قفقاز شرقي است. در مرتفعات شمالي مركز ايران بعضي از رستني‌ها از انواع بالشتي هستند كه به جاي رشد در هوا براي فرار از تبخير فراوان روي زمين گسترش مي‌يابند. از جملة گونه‌هاي معتبر اين منطقه سرو كوهي يا اُرس، گيلاس، انواع آلو و در طوقه‌هاي پست‌تر چوبك، اسپرس و گياهان صمغ‌دار و گونه‌هاي مختلف خار، گل گندم و امثال آن است.

5. منطقة خشك رودهاي بياباني، كه شامل تمامي كويرها و ريگ زارها،‌ شن‌زارها و ماسه‌هاي داخلي با وسعت بسيار است و در تمامي آنها نباتات نمك دوست مانند جغجغه، انواع خار، اسفند، كاروان كش، و در بستر رودهاي مرطوب‌تر و نواحي بيابان‌هاي شرقي و جنوبي، انواع قچ، اقاقيا، كنار و كهور ديده مي‌شود.

6. منطقة جنگل‌هاي ساحلي جنوبي،‌كه در حاشيه فلات ايران قرار گرفته است و شباهت بسياري با گياهان جزيره‌اي و شبه جزيره‌اي جنوب دارند. در شن‌زارها و شوره‌زارها و باتلاق‌هاي جنوبي بوته‌هاي متعدد از انواع انبه، سه پستان، استبرق، و لور از بندر لنگه تا پاكستان ديده مي‌شوند كه در كنار آن‌ها گياهان هندي و افريقايي مانند نارگيل، موز، خرزهره، كهور, نيشكر و از همه مهم‌تر خرما كه اهميت اقتصادي فراوان دارد، مي‌رويد. در باتلاق‌هاي بندر خمير، جاسك و چاه بهار درخت حرّا يا تمر كه مهم‌ترين نوع جامعه‌ي گياهي منگرو به شمار مي‌رود، ديده مي‌شود.


موضوعات مرتبط: پوشش گیاهی

تاريخ : جمعه بیستم شهریور 1388 | 18:12 | نویسنده : محسن |

Wind erosion is a serious problem in many parts of the world. It is worse in arid and semiarid regions. Areas most susceptible to wind erosion on agricultural land include much of North Africa and the Near East; parts of southern central, and eastern Asia; the Siberian Plains; Australia; northwest China; southern South America

 

Wind erosion is a major problem on about 75 million acres of land in the United States. About 5 million acres are moderately to severely damaged each year. Wind erosion physically removes from the field the most fertile portion of the soil. Some soil from damaged land enters suspension and becomes part of the atmospheric dust load. Dust obscures visibility and pollutes the air and water, causes automobile accidents, fouls machinery, and imperils animal and human health.

فرسایش بادی عبارت است از جدا شدن و حمل ذرات خاک توسط نیرويی که به وسیله سرعت باد روی سطح خاک اعمال می‌شود. در مناطقی که میزان نزولات آسمانی کم و در طول روز درجه حرارت هوا زیاد است، به طور كلي فرسايش بادي به گستردگي و شدت فرسايش آبي نيست. در مناطقي كه رطوبت خاك كم باشد فرسايش بادي از اهميت زيادي برخوردار است . مناطق خشك و نيمه خشك در حدود يك سوم سطح اراضي كره زمين را تشكيل مي‏دهند كه 4 درصد آنرا فراخشك، 15 درصد خشك و 6/14 درصد باقیمانده نيمه خشك است. وجود رسوبات گسترده لسي در مناطق معتدل و مرطوب و تپه‏هاي شني وسيع در سواحل نيز از فعاليت‌هاي باد در مناطق مرطوب است.  فرسایش بادی معمولاً در اثر عدم اعمال مدیریت معقول روی منابع خاک و سرزمین مانند تشدید عملیات زراعی، جرای مفرط، تخریب جنگل و غیره صورت می‌گیرد. عملیات مذکور خصوصیات مربوط به چسبندگی ذرات خاک را تخریب كرده و آنرا در مقابل باد آسیب‌پذیر می‌كند. آسیب وارده به آهستگی سبب کاهش ذرات ریز خاک شده و به تدریج فراوانی ذرات شنی را که فاقد چسبندگی است و خود نیز در مقابل باد بسیار آسیب پذیر هستند، فراهم می‌سازد.   فرسایش بادی شامل سه مرحله متمایز است. تخریب سطح خاک بوسیله نیروی باد، حمل ذرات فرسایش یافته بوسله باد به نقاط دورتر و انباشت یا ترسیب ذرات در نقاطی که سرعت باد کاهش می‌يابد.
    همان گونه که اشاره شد، سازوكار فرسايش بادي به سه مرحله كاملاً مجزا به شرح زیر تقسيم بندي مي‏شود:
1-شروع حركت ذرات Initiation of Movement، شروع حركت ذرات در نتيجه تلاطم و سرعت باد ايجاد مي‏گردد. در این مرحله متناسب با اندازه ذرات تشکیل دهنده خاک و مقاومت بستر خاک سرعت آستانه فرسايش از اهمیت زیادی برخوردار است. بنا به تعریف سرعت آستانه فرسايش عبارتست از حداقل سرعتي كه  قادر است ذرات خاك با يك اندازه معین را به حركت درآورد. حرکت ذرات خاک نیز به نوبه خود به سه حالت غلطیدن Creep ، جهشی  Saltation و تعلیق Suspension صورت میگیرد. بهمین دلیل سرعت دیگری بنام سرعت آستانه برخورد Impact threshold velocity    که در فرسایش بادی از اهمیت بیشتری برخوردار است تعریف شده است.  سرعت آستانه برخورد عبارت است از حداقل سرعت لازم براي آغاز حركت ذرات در حالت جهشي است که تحت تأثير جريان متلاطم باد صورت میگیرد. سرعت بادی که در ارتفاع 3/0 متری در حدود 5 متر و یا كمتر باشد معمولاً بعنوان سرعتي كه قادر به فرسايش خاكهاي معدني نیست در نظر گرفته شده است (Non erosive velocity )
-2-حمل ذرات :Transportation حمل ذرات توسط باد  به عواملي مانند اندازه ذرت خاک، سرعت باد و عرض با مسافتي كه در معرض باد قرار دارد بستگي دارد.
3- ترسیب ذرات :Deposition ترسیب ذرات نيز وقتي صورت مي‏گيرد كه نيروي ثقل بيشتر از نيروئي باشد كه ذرات را در هوا نگهداري مي‏نمايد. اين فرآيند هنگامي رخ مي‏دهد كه سرعت باد تحت تأثير پوشش گیاهی و ساير موانع فيزيكي مانند جويها، حصاركشي و ساير ناهمواري‌هاي موجود در روي سطح خاك كاهش پيدا نمايد.  فرسایش بادی شامل سه مرحله متمایز است. تخریب سطح خاک بوسیله نیروی باد، حمل ذرات فرسایش یافته بوسله باد به نقاط دورتر و انباشت یا ترسیب ذرات در نقاطی که سرعت باد کاهش می‌يابد.
    همان گونه که اشاره شد، سازوكار فرسايش بادي به سه مرحله كاملاً مجزا به شرح زیر تقسيم بندي مي‏شود:
1-شروع حركت ذرات Initiation of Movement، شروع حركت ذرات در نتيجه تلاطم و سرعت باد ايجاد مي‏گردد. در این مرحله متناسب با اندازه ذرات تشکیل دهنده خاک و مقاومت بستر خاک سرعت آستانه فرسايش از اهمیت زیادی برخوردار است. بنا به تعریف سرعت آستانه فرسايش عبارتست از حداقل سرعتي كه  قادر است ذرات خاك با يك اندازه معین را به حركت درآورد. حرکت ذرات خاک نیز به نوبه خود به سه حالت غلطیدن Creep ، جهشی  Saltation و تعلیق Suspension صورت میگیرد. بهمین دلیل سرعت دیگری بنام سرعت آستانه برخورد Impact threshold velocity    که در فرسایش بادی از اهمیت بیشتری برخوردار است تعریف شده است.  سرعت آستانه برخورد عبارت است از حداقل سرعت لازم براي آغاز حركت ذرات در حالت جهشي است که تحت تأثير جريان متلاطم باد صورت میگیرد. سرعت بادی که در ارتفاع 3/0 متری در حدود 5 متر و یا كمتر باشد معمولاً بعنوان سرعتي كه قادر به فرسايش خاكهاي معدني نیست در نظر گرفته شده است (Non erosive velocity )
-2-حمل ذرات :Transportation حمل ذرات توسط باد  به عواملي مانند اندازه ذرت خاک، سرعت باد و عرض با مسافتي كه در معرض باد قرار دارد بستگي دارد.
3- ترسیب ذرات :Deposition ترسیب ذرات نيز وقتي صورت مي‏گيرد كه نيروي ثقل بيشتر از نيروئي باشد كه ذرات را در هوا نگهداري مي‏نمايد. اين فرآيند هنگامي رخ مي‏دهد كه سرعت باد تحت تأثير پوشش گیاهی و ساير موانع فيزيكي مانند جويها، حصاركشي و ساير ناهمواري‌هاي موجود در روي سطح خاك كاهش پيدا نمايد.  فرسایش بادی شامل سه مرحله متمایز است. تخریب سطح خاک بوسیله نیروی باد، حمل ذرات فرسایش یافته بوسله باد به نقاط دورتر و انباشت یا ترسیب ذرات در نقاطی که سرعت باد کاهش می‌يابد.
    همان گونه که اشاره شد، سازوكار فرسايش بادي به سه مرحله كاملاً مجزا به شرح زیر تقسيم بندي مي‏شود:
1-شروع حركت ذرات Initiation of Movement، شروع حركت ذرات در نتيجه تلاطم و سرعت باد ايجاد مي‏گردد. در این مرحله متناسب با اندازه ذرات تشکیل دهنده خاک و مقاومت بستر خاک سرعت آستانه فرسايش از اهمیت زیادی برخوردار است. بنا به تعریف سرعت آستانه فرسايش عبارتست از حداقل سرعتي كه  قادر است ذرات خاك با يك اندازه معین را به حركت درآورد. حرکت ذرات خاک نیز به نوبه خود به سه حالت غلطیدن Creep ، جهشی  Saltation و تعلیق Suspension صورت میگیرد. بهمین دلیل سرعت دیگری بنام سرعت آستانه برخورد Impact threshold velocity    که در فرسایش بادی از اهمیت بیشتری برخوردار است تعریف شده است.  سرعت آستانه برخورد عبارت است از حداقل سرعت لازم براي آغاز حركت ذرات در حالت جهشي است که تحت تأثير جريان متلاطم باد صورت میگیرد. سرعت بادی که در ارتفاع 3/0 متری در حدود 5 متر و یا كمتر باشد معمولاً بعنوان سرعتي كه قادر به فرسايش خاكهاي معدني نیست در نظر گرفته شده است (Non erosive velocity )
-2-حمل ذرات :Transportation حمل ذرات توسط باد  به عواملي مانند اندازه ذرت خاک، سرعت باد و عرض با مسافتي كه در معرض باد قرار دارد بستگي دارد.
3- ترسیب ذرات :Deposition ترسیب ذرات نيز وقتي صورت مي‏گيرد كه نيروي ثقل بيشتر از نيروئي باشد كه ذرات را در هوا نگهداري مي‏نمايد. اين فرآيند هنگامي رخ مي‏دهد كه سرعت باد تحت تأثير پوشش گیاهی و ساير موانع فيزيكي مانند جويها، حصاركشي و ساير ناهمواري‌هاي موجود در روي سطح خاك كاهش پيدا نمايد.


موضوعات مرتبط: فرسایش بادی(wind erosion)

تاريخ : جمعه بیستم شهریور 1388 | 17:49 | نویسنده : محسن |

دید کلی

چمن بیشتر در طراحی پارکهای عمومی ، باغات گیاه شناسی ، استادیومهای ورزشی و زمینهای بازی مورد استفاده قرار می‌گیرد. البته چمن جهت پر نمودن جاهای خالی ، باغچه‌های بزرگ منازل هم در نظر گرفته می‌شود. چمن‌ها را به دو دسته چمنهای گرمسیری و سردسیری طبقه بندی می‌کنند چمنهای سرد سیری که به چمنهای فصل خنک هم مشهورند ویژه مناطق سردسیری و یخبندان می‌باشد. چمنهای گرمسیری بهترین رشد و نمو خود را در هوای گرم (بالای30درجه سانتیگراد) دارند. چمنهای سردسیری در دو زمان کاشته می شوند یکی اوایل بهار و اوایل پائیز در مورد چمنهای گرمسیری به جزء زمانهای بسیار گرم یا بسیار سرد در هر موقعی از سال می‌توان اقدام به کشت نمود.

کاربردچمن

به عنوان زمینه در برنامه فضای سبز استفاده از رنگ سبز چمن که باعث بهتر دیده شدن سایر گیاهان می‌شود.
  • چمن مکان مناسبی برای بازی بچه‌ها می‌باشد.
  • چمن در زمین‌های ورزشی استفاده می‌شود.
  • چمن به عنوان یک جز از گیاهان زینتی فضاهای سبز محسوب می‌گردد
  • بايد در كاشت چمن به چند نكته توجه داشت:
    1- موقعيت جغرافيايی : سـطح شـيب دار زير درختان ، منـاطق آفـتاب گير و ...
    2- آب و هوا : نـوع آب وهوا بـرای پـيدا نـوع بذر منـاسب مورد نـياز مـی باشد
    3- دمـا
    4- رطـوبت
    5- خـاك

     

    زمان كاشت

     باتوجه به اينكه پس از آغاز جوانه زني اين عمل بايستي بدون وقفه ومزاحمت ادامه يابد، لازم است كمي جلوتر از بهترين فصل كاشت توصيه شده اقدام به بذر پاشي  نمود تا چمن قادر به رشد ايدهآل ورقابت با علفهاي هرز باشد.از طرف ديگردماي پايين اول بهار وآخر پاييز مي تواند باعث كاهش قابل توجهي درميزان سرعت جوانه زني شود .لذا،با در نظر گرفتن  تمام عوامل ذكرشده ،بهترين فصل براي كاشت چمنهاي سردسيري اواخر تابستان يا اوايل پاييز توصيه مي شود .البته احداث چمن دراواخر پاييز نادرست است.زيرا گياهچه ها تا زمستان نمو كافي نكرده وازبين مي روند .درمورد چمنهاي گرمسيري هرچند بيشتر به روشهاي رويشي توليد مي شوند،اما بهترين زمان براي بذرپاشي چمن درصورتي كه آب كافي دردسترس باشداواخربهاريا اوايل تابستان است در غير اين صورت درابتداي بهارنيز مي توان به كشت بذر آنها اقدام نمود .اصولا"دركشت بهاره به محض آمادگي خاك بايد اقدام به كشت نمود.زيرا درابتداي بهار چمن ازسرماي اوليه بهار وبارندگي بهاره بهره مند مي شود.

    مراحل مختلف احداث چمن

     1-نخستين مرحله،آزمايش خاك براي تعيين ميزان نيازهاي خاك

    بسترچمن كاري است .

    2- سپس اقدام بهزدودن آشغال،زوايد وخرده چوبهاي احتمالي و

    قلوه سنگها مي نماييم .

    3- برآورد ميزان سطح چمن كاري به منظور تامين نهاده ها، بذر....

    مي باشد.

    4-بهسازي خاك،به خاك اوليه بسر كاشت چه از نوع رسي وچه از

    نوع شني باشد مي بايستي در محدوده 15-20 سانتيمتري ماده

    آلي افزوده شود .بطوري كه درنهايت 30% خك داراي ماده آلي باشد

    يا به عبارتي محدوده عمق 15-20 سانتيمتري خاك به ميزان 5

    سانتيمتر داراي ماده آلي باشد.

    5- درصورتي كه لايه سطحي خاك آلوده به ريزوم،استولون يا بزر

    علفهاي هرز باشد ونتوان اقداماتي از قبيل تعويض خاك يا پاكسازي

    را اعمال كرد،بهترين روش كاشت چمن استفاده از روش پود پي مي

    باشد.

    6-بايد توجه داشت كه عمليات بهسازي خاك در صورتي كه خاك بيش

    از حد سبك يا سنگين باشد ميبايستي پيش از كاشت انجام گيرد.

    7-زمان افزودن مواد آلي وشن به خاك سنگين يا افزودن مواد آلي

    ورس يا خاك لوم به خاك سبك همزمان با استفاده از كود پايه وپيش

    از كود آغازگر بوده وپيش از عمليات كاشت مي باشد .

    8- نصب سيستم هاي آبياري زير زميني نيز همزمان با بند 7مي

    باشد.

    9-در زمينهاي ورزشي كه تحت فشار هستند ، ممكن است نياز به

    احداث يك لايه سطح الارض ثانويه احساس شود كه معمولا" در زير

    اين لايه ،لايه زهكش به ميزان 20-30 سانتيمت ضروري است.

     

  • عملیات کشت و کار چمن:
    چمن را در خاکی نه چندان سنگین و نه خیلی سبک کشت می کنند. یک خاک عمیق و حاصل خیز و عاری از بذر علف هرز برای چمن کاری مناسب است. جهت کاشت چمن ابتدا خاک را بیل زده، بعد از چند روز کلوخ ها را خرد و سنگ ریزه ها و باقی مانده های گیاهی را از خاک خارج می کنیم تا سطح خاک کاملاً صاف شود. این کار را با کمک یک تخته و یا آسان تر با گرداندن یک بوم غلطان سبک روی خاک انجام می دهیم. در تهران بهترین فصل بذر کاری چمن ها در اواخر شهریور ماه است، اما می توان چمن ها را در اردیبهشت ماه نیز کشت و کار کرد. میزان بذر در هر متر مربع بسته به نوع چمن متفاوت است. چمن های درشت مثل لولیوم را باید 50 گرم و چمن های ریز مثل پوآ را 20 تا 30 گرم برای هر متر مربع در نظر گرفت. بذر را باید یکنواخت در سطح خاک پخش کنیم و به کمک یک شن کش کمی سطح خاک کشت شده را زیر و رو کنیم، به طوری که فقط چند میلی متر خاک روی بذر ها را بپوشاند و بذر چمن با سطح خاک مخلوط شود، سپس روی آن حدود 1 تا 2 سانتی متر کود پوسیده دامی سرند شده و یا خاک برگ سرند شده می پاشیم. البته باید در نظر داشته باشیم که اگر خاک یا کود زیادی روی بذر چمن بپاشیم، سبز شدن چمن به تأخیر خواهد افتاد و یا چمن اصلاً سبز نخواهد شد. بحرانی ترین دوران چمن کاری بعد از کشت بذر و قبل از سبز شدن آن است. در این دوره باید چمن را هر روز آبیاری کنیم و در هنگام آبیاری مراقب باشیم تا خاک سفت نشود و بذر نیز شسته نشود. در مراحل بعدی نیز چون چمن به آبیاری منظم نیاز دارد آن را روزانه آبیاری می کنیم زیرا آبیاری روزانه چمن باعث می شود تا برگ ها طراوت بیشتری یابند. میزان آب مورد نیاز چمن بستگی به عوامل متعددی از قبیل: نوع خاک، میزان رطوبت هوا، میزان بارندگی، حرارت محیط، نوع چمن و ... دارد.
    معمولاً چمن ها را در هنگامی که از شدت گرمای روز کاسته می شد و یا اوائل صبح آبیاری می نمودند. پس از چند روز که چمن ها سبز شدند و ارتفاع آن ها به سه الی چهار سانتی متر رسید بار دیگر غلطک سبکی روی آن می زنیم تا ریشه گیاه جوان کاملاً با خاک تماس پیدا کرده و تولید ریشه های زیاد تری نماید. پس از این که چمن تا اندازه ای رشد کرد و ارتفاع آن به 5 الی 6 سانتی متر رسید، چمن را کوتاه می کنیم. چیدن چمن ها به منظور جلوگیری از به گل رفتن و یکنواخت و پر پشت شدن آن ها صورت می گیرد. چمن ها را با قیچی یا ماشین چمن زنی به کرات کوتاه می نمایند. ماشین های چمن زنی که در منطقه استفاده می شدند از نوع موتوری بودند. آن چه که در چمن کاری حائز اهمیت است جلوگیری از تراکم خاک می باشدکه نفوذپذیری آن در چمن کاری مسطح، در شیب ملایم و شیب تند متفاوت می باشد.
    در فصل پائیز یا در فصل بهار، چمن را کود پاشی می نمایند. میزان ازت مورد نیاز سالیانة چمن حدود 30 گرم در متر مربع، میزان فسفر و پتاسیم به میزان هر یک 15 گرم در متر مربع می باشد. از آن جایی که کود های مختلف از نظر در صد عناصر کودی با هم دیگر متفاوت می باشند، با در نظر گرفتن درصد این عناصر در کود ها مقادیر آن ها حساب شده و به زمین چمن کاری داده می شوند.
    برای کاشت قطعات چمن بریده شده، قبل از کاشت، زمین مورد نظر را همانند زمینی که برای بذر کاری آماده می کنیم، تهیه می نماییم. برای آن که ریشه ها بتوانند در آغاز با خاک تماس بیشتری یافته و در خاک نفوذ کنند یک لایه از سطح فوقانی خاک را به وسیله شن کش یا هر وسیلة دیگر نرم و آماده می کنیم. سپس قطعات چمن آماده را در کنار یکدیگر قرار می دهیم، به گونه ای که بین قطعات فاصله ای وجود نداشته باشد و یا به عبارت دیگر همانند آجر چینی در یک ساختمان که آجر ها در یکدیگر قفل و بست می شوند انجام می دهیم. نحوة قرار دادن قطعات در کنار هم را به گونه ای در نظر می گیریم که ارتفاع آن ها در همه سطوح یکسان، و از شیب معین و مشخصی بر خوردار باشند. برای این که قطعات کاملاً به هم بچسبند به کمک لبة بیل آن ها را کمی فشار داده به هم نزدیک تر می کنیم.
    هنگامی که قسمتی از سطح زمین پوشیده از چمن شد به وسیله یک غلطک سبک، کمی آن ها را کوبیده و آبیاری می کنیم. روز بعد، پس از کاهش رطوبت، مقداری خاک غربال شده و نرم روی چمن می پاشیم تا اگر شکاف هایی وجود داشته باشد آن ها را پر نماید. گاهی یک یا دو بار عمل غلطک زدن را در چند هفتة اول انجام می دهیم.
    چمن علاوه بر ایجاد پوشش سبز، در انواع تزئینات داخل پارک ها و فضاهای سبز منطقه به صورت قسمتی از طرح های تزئیناتی به کار می رود. لذا متخصصین بر حسب نوع طرح، سلیقه و همچنین وضع درختان یا سطح چمن کاری شده، از سنگ ها یا تخته سنگ هایی برای ایجاد محل عبور در فضای چمن استفاده کرده اند.
    گاهی هم در سطوح وسیع چمن کاری، بر حسب خصوصیات طرح در قسمت هایی از چمن، باغچه های همراه به گیاهان زینتی پا کوتاه و دائمی چون گل های رز،شمعدانی و ... احداث کرده اند. همچنین در سطوح وسیع با ایجاد تپه ها یا برجستگی هائی، اشکال کوچکی از طبیعت سبز را پدید آورده اند و در روی آن به طور پراکنده تک بوته هائی غرس نموده اند.

    پتاسيم

     اين عنصر مانند نيتروژن اما با سرعت كمتر در معرض شستشو قرار

    مي گيرد. نقش آن درتوليد وافزايش محصول ،نقل وانتقال پروتيين در

    گياه كاتاليزور،تنفس وفعاليت  آنزيمي افزايش مقاومت به پا خوري

    ،افزايش مقاومت گياه به سرماي زمستان وبيماري ها، سفت شدن

    بافت و جلوگيري از خوابيدن چمن مي باشد.

     

    ريز مغذي ها

    اگر ضمن كاربرد نيتروژن به ميزان كافي رشد ورنگ چمن مناسب

    نباشد علت كمبود آهن است،به ويژه در خاكهاي با ph بالا . اين

    كودها اگرچه از اهميت بسزايي برخوردارند اما ميزان كاربرد آنها كم

    است وبيشتر در خاكهاي شني وآلي نپوسيده كمبودشان مشاهده

    مي شود.

    مراقبت‌های زراعی چمن

    • آبیاری: بعد از بذر پاشی آبیاری بارانی صورت می‌گیرد. و در آبیاری باید تا عمق 15 - 10 سانتیمتری کاملاً خیس شود.

    • کوتاه کردن چمن: چمن‌های کوتاه رنگ سبز تیره بخود می‌گیرند ولی چمن‌های بلند رنگ قهوه‌ای مایل به زرد دارند. چمن زنی باید از ارتفاع 5 - 3 سانتیمتری صورت گیرد. اگر کوتاه کردن بیش از روی سطح خاک باشد باعث غلبه علفهای هرز می‌شود.

    مبارزه با علفهای هرز و بیماریها

    • غلطک زدن چمن: اصولأ غلطک زنی بعد از فصل زمستان صورت می‌گیرد چون یخبندان در مناطق سردسیر باعث بالا آمدن چمن از خاک شده و ریشه‌های آن از خاک جدا می‌گردند. غلطک زدن باعث ایجاد تماس مجدد و تثبیت چمن می‌گردد.

    • زردی چمن: زردی چمن ممکن است در اثر کمبود ازت باشد.
    •  عمل مبارزه با علف های هرز چمن از زمان تهیة زمین آغاز می شد، بدین معنی که در موقع تهیة زمین، کلیة ریشه های گیاهان هرز را هنگام شخم یا بیل زدن و سایر عملیات تهیة زمین به هر ترتیبی که ممکن بود از خاک خارج می نمودند و پس از سبز شدن چمن، دو تا سه مرتبه علف های هرز را وجین می نمودند. به طور کلی بذور علف های هرز و خودرو، توسط آب، کودهای دامی، باد و آلوده بودن بذر چمن انتشار میابند و پس از مدت کوتاهی گاهی هم زمان با رشد بذور چمن موجب تخریب و نابودی چمن می شوند.
      علف های هرز چمن بر دو نوع می باشند:
      1- گیاهان هرزی که یک ساله بوده و اگر از دانه بستن آن ها جلوگیری می شد از بین می رفتند. چیدن مکرر چمن ها از دانه بستن علف های مزبور جلوگیری می نمود.
      2- نباتات هرز دائمی بر دو نوع بودند:
      - نباتاتی با ریشه های عمقی مانند گل قاصد که حتماً باید با دست کنده می شدند و یا به وسیلة مواد شیمیایی از بین می رفتند.
      - نوع دیگر، دارای ریشه های افشان بودند(مانند مینا چمنی) که با آن ها با علف کش های انتخابی مبارزه می نمودیم.
      اما بعضی از گیاهان خانوادة گرامینه از گیاهان هرز محسوب می شدند و آن ها را با چاقو ریشه کن می نمودیم و یا چمن ها را کوتاه چین می کردیم تا مرکز نموی این گیاهان قطع شده و از بین می رفتند.
      در کل در برنامة مسؤلین در نظر گرفته شده بود که علف های هرز موجود در چمن و پارک ها و فضاهای سبز منطقه قبل از به گل نشستن از زمین خارج و ریشه کن شوند. زیرا پس از گل و تخم بستن، تخم های رسیده مجدداً پراکنده شده و آلودگی مجدد را پدید می آوردند.

      عمده ترین بیماری چمن نوعی قارچ به نام زنگ است که معمولاً در روزهای گرم تابستان و هنگامی که رطوبت خاک زیاد است بروز می نماید، بیماری مزبور موجب می شود چمن قطعه قطعه به رنگ زرد در آمده و سوخته جلوه نماید، همچنین برخی از بیماری های قارچی خاکزی در اثر رطوبت زیاد خاک، آبیاری زیاده از حد، یا فقدان زه کشی موجب پوسیدگی و زردی و خشکیدگی چمن می گردند. برای مبارزه با زنگ چمن از علف کش زینب استفاده می شود که خوشبختانه به علت رسیدگی و تدبیر صحیح مسؤلین، گیاهان و چمن های منطقه دچار هیچ بیماری و مشکلی نمی باشند.

      گل نرگس  


      گیاه نرگس از خانواده نرگسیان (Amaryllidaceae ) و تیره Narcissus می باشد» نرگس گیاهی دائمی و پیازدار می باشد . پیازهای آن درشت و دارای ورقه های فلسی یا مطبق است . به عبارت دیگر پیاز آن می تواند چندین سال متوالی گل دهد و گل آن همه ساله درشت تر گردد. گلهای نرگس به رنگ سفید ، زرد ، نارنجی ، کم پر و پُر پر هستند . برگهای این گیاه از بن ریشه بصورت صاف یا شیاردار بیرون می آیند و در طول ساقه قرار میگیرند.نرگس‌ها به اندازه‌های مختلف یافت می‌شوند از گلهای 5 اینچی روی ساقه‌‌های 2 فوتی گرفته تا گلهای 5/0 اینچی روی ساقه 2 اینچی.
      نرگس‌ها شاید آسانترین و مطمئن‌ترین پرورش از میان خانواده تمام گلها هستند و برای افراد مبتدی در باغبانی ایده‌ آل است. پیاز و برگها حاوی کریستالهای سمی هستند که فقط حشرات اصلی می‌توانند بدون آسیب رساندن به آن از آن مصرف کنند هر چند ممکن است جانوران آنها را از زیر خاک بیرون بیاورند.
      تکثیر نرگس‌ها
      نرگس‌‌ها به دو روش تکثیر می‌شوند. 1- روش تکثیر غیر جنسی (تقسیم پیاز) که دقیقاً نتیجه‌اش گلی است مانند گل پیاز اصلی. 2- روش تکثیر جنسی (دانه) که نتیجه‌اش گلهایی خواهد بود جدید و متفاوت. دانه‌ها در بخش تخمدان ایجاد می‌شوند این بخش متورم در پشت گلبرگهاست. پس از شکوفه کردن بخش تخمدان متورم می‌شود اما خالی از دانه است. گهگاه باد یا حشرات با آوردن گرده‌های جدید از گلهای دیگر می‌توانند باعث گرده افشانی گل در طول مدت گلدهی آن شوند. وقتی این اتفاق روی داد در تخمدان یک یا تعداد کمی دانه ایجاد می‌شود. نرگس‌های دورگه بوسیله گرده افشانی گل‌ها با تماس دادن و مالیدن دانه گرده از یک گل به کلاله گل دیگر بوجود می‌‌آیند در نتیجه تخمدان می‌تواند تا 25 دانه را در خود ایجاد کند. که هر کدام از آنها یک گیاه کامل را بوجود خواهد آورد. اما برای گلدهی گیاهی که از دانه پرورش می‌یابد باید تا 5 سال صبر کرد.
      گلدار بودن نرگس از شش هفته تا شش ماه طول می‌کشد که این بستگی به جایی که شما زندگی می‌کنید و همچنین نوع گونه‌ای که پرورش می‌دهید دارد. بعد از گلدهی اجازه دهید تا گیاه نرگس پیازش را برای سال بعد بازسازی کند. برگها تا آن هنگام سبز هستند. هنگامی که برگها زرد شدند شما می‌توانید آنها را قطع کنید اما تا قبل از آن خیر.
      رده بندی انواع نرگس
      رده بندی یک گونه کشت شده (قابل کشت) نرگس بر پایه توصیف و سنجش یا از یک رده بندی ارائه شده توسط فردی که گونه‌ها را به ثبت می‌رساند، پایه‌ گذاری شده است.
      کد رنگ های استفاده شده برای توصیف رنگ نرگس‌ها به قرار زیر است:
      W- سفید (سفید گونه) G- سبز Y- زرد P – صورتی O- نارنجی R- قرمز
      در توصیف گل نرگس هر نرگس را به دو بخش تقسیم می‌کنیم
      گلبرگ‌ ها
      تاج گل
      تاج گل و گلبرگ با استفاده از حروف کد رنگ که مناسب هستند توصیف می‌شوند. نحوه نوشتاری مورد استفاده برای توصیف رده بندی نرگس به شرح زیر است.
      1- تقسیم بندی بر اساس شکل ظاهری که از 1 تا 13 شماره گذاری می‌‌شود. 2- حرف یا حروف کد رنگ باید به درستی برگهای گلبرگ را توصیف کند و پس از آن خط تیره قرار می‌دهیم. 3- حرف یا حروف کد رنگ باید به درستی بخش تاج گل را توصیف کند.
      برای مثال نرگس « زمزمۀ فرشته » از یک نوع 5 –زرد – زرد است. و به صورت زیر نمایش می‌دهند: ( 5-Y-Y)
      - در نوع چهارم از تقسیم بندی کلی نرگس‌های دوتایی حروف کد رنگ به توصیف دقیق مخلوط گلبرگ‌ها و شبه گلبرگها که با نظم خاصی قرار گرفته‌اند می‌پردازد. - اگر گلبرگ و تاج گل دارای یک رنگ واحد باشد از یک کد رنگ برای رده بندی آن استفاده می‌‌شود. چه نرگس‌های وحشی و چه نرگس‌‌هایی که قابل کشت و پرورش هستند اگر دارای نامهایی با مشخصات بالا باشند به صورت طبیعی در یکی از تقسیم بندی‌های 1 تا 12 قرار می‌گیرند قسمت سیزدهم مختص نرگس‌ هایی است که دارای اصطلاحات علمی گیاه شناسی هستند.
      تقسیمات سیزده گانه نرگس از روی شکل ظاهری نرگس
      نوع اول- شیپوری: یک گل روی ساقه، تاجی به شکل شیپور که حدوداً به اندازه گلبرگ‌ها و گاهی بلندتر از گلبرگهاست.
      نوع دوم- تاج بلند: یک گل روی ساقه که اندازه تاج آن بین تا یک گلبرگ کامل است.
      نوع سوم- تاج کوتاه: یک گل روی ساقه و اندازه تاج آن کمتر از بلندی گلبرگ‌هاست.
      نوع چهارم- دوگانه: نرگس‌هایی که دارای گلبرگ‌ها و یا تاج خوشه‌ای هستند. و روی یک ساقه می‌تواند یک یا بیش از یک گل داشته باشد.
      نوع پنجم- سه پرچمی: معمولاً بیش از یک گل روی ساقه دارند سرگل افتاده و بخش گلبرگها عموماً به صورت تاب خورده و برگشته و دارای بافتی ابریشمی است. گلهای این نوع نرگس مانند زنگ‌های آویزان است.
      نوع ششم- سیکلامینوس: یک گل روی ساقه گلبرگ ها به طور مشخصی برگشته هستند و تاج آن کشیده و باریک است (مثل این می‌ماند که گلبرگها بوسیله باد خم شده‌اند)
      نوع هفتم- جانکوئیلا: دارای گلهای کوچک و گلبرگهای پهن است . عموماً چندین گل روی ساقه است. و گلها بسیار معطر هستند ساقه دارای مقطع عرضی گرد و بخش‌های ساقه و برگ آن نازک شبیه به نی است.
      نوع هشتم- تا زِ تا: عموماً دارای 3 الی 20 گل روی یک شاخه قوی است. گلها عموماً خوشبو و دارای تاج بسیار کوتاهی هستند. گلبرگ ها گرد و تا حدی مضرس هستند.
      نوع نهم- شاعرانه: عموماً یک گل روی ساقه دارد گلبرگهای سفید رنگ که در بعضی موارد با رنگ تاج در محل اتصال رنگین شده با تاج کوچک صافی که دارای بله‌های قرمز رنگ است. این گل معطر است.
      نوع دهم- بالبوکدیم دورگه: گلهایی کوچک شبیه « دامن دورچین » دارد.
      نوع یازدهم- تاج مضرس (شکاف دار) : لبه‌های تاج آن دارای شکاف عمیق است (معمولاً شکافها به اندازه طول تاج هستند)
      نوع دوازدهم- نرگس‌های متفرقه: نرگس‌هایی که در رده‌بندی‌های ذکر شده بناشده. و عموماً جزء نرگسهای دو رگه هستند.
      نوع سیزدهم- انواع گونه‌های وحشی و دورگه
      مراقبت از نرگسها
      نکاتی برای موفقیت در پرورش نرگس
      ماههای مرداد و شهریور بهترین زمان برای کشت نرگس در انگلیس هستند تا ریشه‌ها قبل از شروع زمستان قابلیت رشد را پیدا کنند اگر چه پیازها باید تا ماه مهر کشت شوند ولی تا آبان ماه قابل کشت هستند.
      برای کشت، آنها را بطور مجزا با فاصله‌های cm 15 در یک خاک با زهکشی خوب و مناسب کشت کنید به طوری که حدود cm 10 خاک روی پیازها باشد. یک مقدار کود معمولی را با خاک مخلوط کنید و در زیر محل کاشت بریزید و اگر خاک رسی و سنگین است مقداری شن با آن مخلوط کنید تا به زهکشی خاک کمک کند. پیازها را در زمینی که از آب اشباع است نکارید.
      نرگس‌ها برای گلدهی سال بعد خود نیاز به انرژی سرازیر شده از ساقه و برگ به پیازها دارند. به همین دلیل برگها را از محل طوقه قطع نکنید چون این کار باعث می‌شود آنها ضعیف شوند. هنگامی که 6 هفته سپری شد بعد از گلدهی می‌توانید برگها را قطع کنید چون تأثیری بر گلدهی سال بعد ندارد.
      بعد از پژمرده شدن گلها آنها را از بخش زیرین و پشت تخمدان قطع کنید.
      هر پیازی را که در ساقه و برگ آن نشانی از بیماری است خارج کرده و آن را بسوزانید.
      پس از گلدهی گیاه را هفته‌ای یک بار آبیاری و بوسیله کودهای غنی از تپاس تغذیه کنید تا هنگامی که برگها زرد شوند.
      تعداد زیادی از نرگس‌ها، خیلی خوب به طور طبیعی سبز شده و نیاز به جابجایی ندارند. اگر شما باغ کوچکی دارید و دسته‌های نرگس خیلی زیاد و بزرگ شده‌اند می‌توانید آنها را خارج کرده و تقسیم کنید.
      پیازهای خارج شده را در مکانی خنک تاریک و با تهویه مناسب تا زمان کشت بعدی ذخیره کنید.
      هم قبل از انبار کردن هم قبل از کشت دوباره، تمام پیازهایی را که هنگام لمس کردن حس می‌‌کنید نرم هستند یا حالت اسفنجی پیدا کرده‌اند را جدا کرده و بسوزانید.
      پیازهای کشت شده در گلدان (برای 16 الی 20 هفته) باید حداقل در عمق 5 تا 10 سانتی متری کاشته شوند. که این بستگی به شرایط آب و هوایی منطقه دارد.
      بهترین گونه‌ها برای پرورش بستگی به مکانی دارد که می‌خواهید کشت کنید. اگر محیط بزرگی از زمین سبز دارید که می‌خواهید در آنجا نرگس‌ها را کشت کنید نوع « نرگس نما » بهترین نتیجه را دارد. گونه‌های مختلف را در یک بخش با هم مخلوط نکنید که این یک نتیجه کشت خوب نیست.
      برای حاشیه و کناره‌های کوچک باغهای سنگی بهتر است از انواع کوچک‌تر برای پرورش مانند « دو به دو » یا « پرتاب شعله » استفاده شود.
      در طول زمان پرورش، حداقل دوبار بوسیله قارچ کش شاخ و برگ نرگس‌ها را سمپاشی کنید.

      تعداد گونه‌های نرگس
      گیاه شناسان در این مورد اختلاف نظر دارند اما حداقل 25 گونه وجود دارد که بعضی از آنها با تنوع بسیار زیاد هستند و دارای چندین دورگه طبیعی هستند با توجه به این گونه‌ها لیست بانک اطلاعاتی فعلی نرگس نمایانگر بیش از 13000 دورگه است که در بین تقسیمات رده بندی شده دوازده گانه قرار می‌گیرند.
      پرورش نرگس در گلدان
      بهتر است شما از گلدانهای دو گالنی به عنوان اندازۀ استاندارد نرگس ها و از گلدانهای یک گالنی برای نرگس های مینیاتوری و پیازهای کوچک استفاده کنید. بهتر است گلدانها را با کلراکس ضدعفونی کرده و اجازه دهید خاکشان به خوبی زهکشی شود. ترکیب خاکی که من استفاده کردم عبارتست است از یک بخش پرلیت و سه بخش خاک استرلیزه. در انتهای گلدان بر روی یک لایۀ نازک خاک یک مشت از کود 0-10-10 بریزید. اجازه ندهید پیاز های نرگس با کود تماس داشته باشند. و سعی کنید پیاز در 3/1 فوقانی قرار گیرد. اگر پیاز را نزدیک سطح خاک بکارید ریشه ها پیاز را به سمت بیرون از خاک هل می دهند. فقط پیاز های متوسط را در گلدانهای یک گالنی بکارید. براساس اندازۀ پیاز ها می توانید سه الی چهار پیاز را در یک گلدان بکارید. اگر ملاحظه کردید که مقداری از یک پیاز به خارج از خاک آمده است خاک را به آرامی و با دقت کنار زده و پیاز ها را در سطوح پایین تری از خاک بکارید. برای نمایش پیاز ها ترجیح دادم که آنها با هم در تماس نباشند. روشی که اتخاذ کردم ای بود که پیاز ها را حداقل به اندازه ی قطر یک پیاز از هم دور قرار دهم و با فاصلۀ برابر از لبه های گلدان. بعد از اول نوامبر گلدان را آبیاری سنگین نمایید و اجازه دهید پیت ماس سطح خاک کاملا از آب اشباع شود. برای هفتۀ اول هر روز آبیاری کنید. اگر ملاحظه کردید که خاک فوقانی گلدان در حال خشک شدن است به آن آب اضافی دهید. اگر خاک شما قلیایی است از آنجایی که نرگس محیط اسیدی را ترجیح می دهد برای حفظ اسیدیتۀ خاک برای گلدانهای یک گالنی یک قاشق چای خوری Iron rite و دو قاشق برای گلدانهای دو گالنی اضافه کنید. بعد از شکوفه زدن یک مشت کود 5-10-10 به گلدان اضافه کنید. این امر با اضافه کردن کمی پتاسیم کمک می کنند که گیاه برای گلدهی سال بعد پیاز خود را بازسازی کند نرگس نیاز به یک دورۀ تابستانۀ گرمایی دارد. پیاز های نرگس در گلدانها و مخازن عمیق که به ریشه ها اجازۀ رشد می دهند بیشتر رشد می کنند. می توانید پیاز را برای 2-3 سال در داخل گلدان نگهداری کنید. می توانید پیاز ها را در آورده تمییز نمایید و در یک کیسۀ کاغذی یا نایلونی ریخته برچسب زده و در یک جای خشگ و خنک تا پاییز نگه داری کنید

        
      اسفناج
      در كتب طب سنتی با نام های «اسفاناخ»، «اسپناج»، «اسفاناج» نامبرده شده و به فارسی اسفناج گفته می شود. به زبان فرانسوی آن را Epinard و به انگلیسی Spinach گویند. گیاهی است از خانوادة غازیان Chenopodiaceae جنس Spinacia دارای گونه های مختلفی است و نام علمی گونه خوراكی آن Spinacia Oleracea L. می باشد
      مشخصات
      گیاهی است یكساله و دو ساله كه به احتمال قوی بومی ایران است و در روزگاران كهن در اوایل قرن پانزدهم میلادی به اروپا راه یافته است. كوتاه است و پر برگ، برگهای آن كمی گوشتی و پهن و نرم به رنگ سبز تیره، مجتمع نزدیك به زمین كه به مصرف خوراك می رسد و ضمناً مصارف دارویی دارد. در مناطق معتدله می روید. در سرمای زمستان خوب مقاومت می كند و به طور كلی دو نوع است نوع بهاره و نوع پاییزه.
      نوع بهارة آن دارای بذر خاردار گوشه دار تیز و به اسفناج انگلیسی معروف است و در اوایل بهار كاشته می‎شود و نوع دیگر كه به هلندی معروف است دارای بذرگرد كروی است و خاك بسیار غنی می‎خواهد و در پاییز كاشته می‎شود. اسفناج چون مواد زیادی از خاك می گیرد لذا خاك مزرعه باید بسیار غنی و پرقوت باشد و باید كود كافی داده شود. گیاه اسفناج در مقابل خشكی و حرارت زیاد محیط عاجز است و نامتحمل لذا معمول است كه بیشتر اسفناج را در پاییز می كارند یعنی از تخم اسفناج پاییزه استفاده می شود، زیرا در این صورت كمی رطوبت خاك دیگر مسأله ای نیست. بلكه باید خاك مزرعه زهكش دار باشد كه رطوبت باید زمستان لطمه ای به گیاه نزند و اگر در مواردی از اسفناج تابستانه استفاده می شود باید بذر را در زمین سایه دار تازه و مرطوب كاشت و خیلی سنگین مرتباً آبیاری كرد كه خشكی به گیاه لطمه نزند. در ایران اسفناج بهاره را از اسفند تا خرداد می توان كاشت و بی درنگ هر 30-15 روز كشت را در قطعات مختلفه انجام داد تا مرتباً برگ تازه اسفناج برای برداشت در مزرعه آماده باشد. اسفناج پاییزه را معمولاً در ماههای مرداد تا آبان و اغلب پس از برداشت گندم می كارند و برگ دادن آن از اوائل آذر شروع می‎شود و تا فروردین ادامه خواهد داشت
      تركیبات شیمیایی
      از نظر تركیبات شیمیایی در برگ اسفناج مقدار قابل ملاحظه ای ویتامین PP یا نیكوتین آمید وجود دارد (ویتامین PP كه نیاسین نیز گفته می شود از گروه ویتامین های B است).
      بنابراین داروی شفابخش برای بیماری پلاگر است، یعنی آنتی پلاگروز خوبی است. پلاگرا بیماری است كه در اثر فقر یا كمی اسیدنیكوتی نیك یا نیاسین در بدن انسان عارض می شود و به صورت ضعف، تشنج، اختلال گوارش و ایجاد لكه های قرمزی روی پوست بدن ظاهر می گردد. به علاوه در اسفناج ید لسیتین و كلروفیل و كاروتن وجود دارد. در برگ های اسفناج در حدود 009/0 میلی گرم در هر یك صد گرم برگ ارسنیك وجود دارد و همچنین 31/0 درصد اكسالیك اسید و مقداری ساپونین در آن یافت می شود. باران‎های ممتد مقدار ساپونین اسفناج را كاهش می دهد. در گیاه تازه، مقدار اسید اكسالیك بیشتر است. در اسفناج تازه 934/0 درصد و در گیاه خشك اسفناج در حدود 2/8 درصد اسید اكسالیك وجود دارد و با توجه به این كه اسفناج تازه در حدود 90 درصد آب دارد، زیاد بودن مقدار اسید اكسالیك در گیاه تازه روشن می شود.
      در تخم جوانه زدن اسفناج و در جوانه های آن مقداری آنزیم های جنتیوبیاز و سلوبیاز و لیكناز یافت می‎شود در اسفناج ماده ای به نام اسپیناسین وجود دارد كه ترشحات مربوط به هاضمه را تحریك می كند و به علاوه دارای فولیك اسید و اسید فسفوریك و مواد معدنی كلسیم و آهن و فسفر است
      در هر یك صد گرم برگ اسفناج خام مواد زیر وجود دارد:
      آب 90 گرم، پروتئین 3 گرم، چربی 3/0 گرم، هیدرات های كربن 5/3 گرم، خاكستر 5/1 گرم، كلسیم 93 میلی‎گرم، فسفر 51 میلی گرم، آهن 1/3 میلی گرم، سدیم 71 میلی گرم، پتاسیم 470 میلی گرم، ویتامین A8100 واحد بین‎المللی، تیامین 1/0 میلی گرم، رایبوفلاوین 2/0 میلی گرم، نیاسین 6/0 میلی گرم و ویتامین C 51 میلی گرم به طوری كه ملاحظه می شود اسفناج از نظر ویتامین A ، B ، C و مقدار آهن غنی است.

      خواص ـ كاربرد
      طبق نظر حكمای طب سنتی اسفناج از نظر طبیعت كمی سرد و تر و تا حدی می توان گفت كه نه سرد است و نه گرم، بلكه معتدل است. برگ آن خنك‎كننده است و برای كاهش تب و ورم ریه و رودة كوچك نافع است. تخم آن ملین، خنك كننده و برای ورم كبد و یرقان مفید است.
      اگر برگ اسفناج با جو پوست كنده و به اصطلا جو سفید و روغن بادام شیرین پخته شود، برای سرفه‎های خشك و تب های گرم اشخاص گرم مزاج مفید است و اما در مورد سرد مزاجان توصیه این است كه اسفناج پخته با گوشت پرندة چاق و چرب و برنج و ادویه نظیر زنجبیل و هل و دارچین خورده شود.
      اسفناج رفع تشنگی می نماید و سریع الهضم تر از سایر سبزی هاست و برای درد گلو و ورم ملاز یا ورم لهات (گوشت پاره ای كه از وسط انتهای كام آویخته است و آن را اوولا نامند) نافع است و آب تخم آن برای درد ناحیة قلب و درد احشا (اعضای داخل شكم) مفید است. عصارة آن با شكر برای یرقان و سنگ مثانه و اشكال در ترشح ادرار و سوزش مجرای ادرار و درد كمر و سوزاندن اخلاط صفراوی مؤثر و نافع است. ضماد پختة آن برای ورمهای گرم و بیماری شاش بند كه از حرارت باشد و ضماد آن برای ورمهای حاصل از گزش زنبور و سرباز كردن دمل مفید است. مقدار مصرف عصارة اسفناج 10 گرم است. اسفناج چون دارای اكسالات است برای بیماران مبتلا به ورم مفاصل و سنگ های صفراوی مناسب نیست.
      در چین و مناطق خاور از اسفناج به عنوان بادشكن ] روا[ و ملین ] ایچی‎مورا[ استفاده می شود و مادة اسپنیاسین ترشحات مربوط به هاضمه را تحریك می كند ]كاربون و كیمورا [.

      غذاهای اسفناج به منزلهً دارو
      آش اسفناج كه گشنیز تازه در آن ریخته شده باشد برای سردردهایی كه حادث از اختلال گوارشی و سوء مزاج باشد مفید است و اگر با آب لیمو یا آب سماق یا آب غوره ترش شود برای سردردهای ناشی از اختلالات صفراوی خیلی مفید است. اسفناج پخته كه در كره گاو یا روغن بادام سرخ شد باشد نیز برای سردردهای حاصله از اختلالات صفراوی خوب است. برای اشخاص مبتلا به سرسامهای صفراوی پس از 3 روز پرهیز غذایی از شروع بیماری خوردن اسفناج كه با آب پخته و با روغن بادام شیرین آغشته شده باشد نافع است. همچنین برای بیماران مبتلا به سرسام صفراوی اسفناج پخته با كمی شكر و سركه و یا آلو و یا تمر هند كه ترش شود، بسیار مفید است. اگر آش اسفناج با ماش پوست گرفته و جو سفید پوست گرفته و روغن بادام شیرین و شیرهً تخم خشخاش پخته شود برای سر سامهای سوداوی بسیار مفید است. در مورد اشخاصی كه از بی خوابی رنج می برند اسفناج را با كدو و برگ كاهو و یك دو برگ خشخاش با گوشت مرغ چاق یا گوشت بز غالهُ پخته و كمی شیرهُ تخم خشخاش وشیرهُ بادام شیرین یا كرهُ گاو مخلوط كرده میل كنند، برای بی خوابی حاصل از خشكی دماغ مفید است.
      اگر اسفناج را در آب پخته با روغن بادام شیرین یا كره گاو و گوشت بره پخته بخورند برای مالیخولیا مفید است. اگر مالیخولیا ناشی از گرفتگی های كبد باشد اسفناج را به تنهایی و یا با كرفس پخته و بخورند و یا آب اسفناج را گرفته و بیاشامند خیلی مفید است. اگر اسفناج را با جو سفید و ماش بی پوست پخته بخورند برای اوایل ابتلای به ذات الجنب و بیماری های سینه و ریه وسرفه نافع است.
      اگر اسفناج را با آب پختخ با كرهُ گاو یا روغن بادام شیرین سرخ كرده ومیل نمایند، غذای بسیار مناسبی برای اشخاص مبتلا به جنون و قطرب [ نوعی مالیخولیا كه مبتلایان به آن از مردم گریزانند و در گوشه ای منزوی می نشینند ] و مانیای حادث از سودای صفراوی كه با حرارت شدید می باشد، مفید است.
      اسفناج پختهُ ساده را اگر با روغن بادام شیرین آغشته ومیل كنند برا ی تشنجهای ناشی از یبوست مفید است.
      نظری به تحقیقات علمی جدید در مورد خواص درمانی اسفناج
      اسفناج طبق نظر اغلب دانشمندان یكی از گیاهانی است كه ظرفیت ضد سرطانی آن خیلی بالا و برای پیشگیری ابتلای به سرطان به سلطان گیاهان معروف است. بنابراین اشخاصی كه سالها اعتیاد به سیگار و دخانیات داشته اند از نظر این خاصیت باید به خوردن اسفناج توجه خاص مبذول دارند. اسفناج كه از سبزیهای دارای رنگ سبز تیره است، همراه با هویج درصدر لیست خوراكی های ضد سرطان جای دارد و طبق تحقیقات دانشمندان در كاهش نرخ ابتلای به سرطان موُثر است، بخصوص در پیشگیری سرطان كولون، سرطان ركتوم، سرطان معده، سرطان پروستات و سرطان حنجره و حلق و سرطان مخاط رحم و سرطان گردن و سرطان مری و به ویژه سرطان ریه نقش والایی دارد. مطالعات علمی نشان می دهد اشخاصی ك در حد بسیار كم و بندرت از سبزیجات به رنگ سبز تیره ك دارای مقدار زیادی ماده معروف كاروتنوئید [1] هستند و در این گروه اسفناج در صدر آنها قرار دارد، دو برابر بیشتر از سایرین در معرض خطر ابتلای به سرطان هستند. و در عین حال تحقیقات علمی نشان می دهد اشخاصی كه هر روز یك خوراك اسفناجی می خوردند حتی معتادین به دخانیات خیلی كمتر از دیگران در معرض این خطر قرار دارند. در هر ده مورد از یازده تحقیق علمی كه در مورد سرطان ریه به عمل آمده است حقایق فوق تاُیید شده است. از جمله تحقیقاتی كه توسط دكتر ریشارد شكل [2] كه از نسج شناسان دانشگاه تكزاس است، به عمل آمده نشان می دهد كه خوراكی های دارای مادهُ كاروتن به طور موُثری درنجات معتادان به دخانیات می دهد از سرطان دخیل است. دانشمند دیگری از محققان دانشگاه جان هاپكینز [3] در تحقیقات خود نشان می دهد اشخاصی كه مقداربتا كاروتن خون آنها زیاد است در مقابل ابتلای به سرطان بسیارمقاوم تر از سایرین هستند. در آزمایش دیگری كه بتازگی محققان در امریكا انجام داده اند، اسفناج را از نظر مواد شیمیایی موجود در آن تجزیه كرده اند، مقدار كاروتنوئید در اسفناج خام 36 میلی گرم در هر 100 میلی گرم ـ می باشد
      در حالیككه در هویج خام در هر 100 گرم دارای 14 میلی گرم مواد كاروتنوئید است با این تفاوت كه در هویج قسمت عمده بتاكاروتن است. با این كه مادهُ بتا كاروتن ماده قطعی موُثر ضد سرطان است ولی با این حال مواد كاروتنوئید موجود در اسفناج عملاً نقش بسیار موُثری در این ماجرا دارند به علاوه اسفناج دارای مقدار زیادی كلروفیل [4] است كه آن هم ازمواد دارای ظرفیت بالای ضد سرطان است.
      عده ای از دانشمندان دلیل ضد سرطان بودن كلروفیل را به سبب خاصیت آن در متوقف كردن یا به هر حال كند كردن موتاسیونهای سلولی می دانند كه از این طریق از شروع سرطانی شدن سلولها جلوگیری می شود. در یك مطالعهُ علمی كه دانشمندان در ایتالیا بعمل آورده اند، مشاهد شده است كه اسفناج قدرت چشم گیری در سد كردن و متوقف نمودن پیشروی یكی از مقتدرترین عوامل سرطانزا به نام نیتروزامین [5] بین چند خوراك نظیر هویج، گل كلم، كاهو، تمشك، عصارهُ اسفناج خام از همه در امر مقابله با نیتروزامین قدرت بیشتری نشان داده است.
      دانشمندان ژاپنی در سال 1969 نتیجهُ تحقیقاتی را انتشار دادند كه در آن آمده است اسفناج در كاهش كلسترول خون در جانوران اثری زیادی نشان داده و در مطالعات دیگری متعاقب آن دریافتند كه برگ اسفناج موجب تسریع تبدیل كلسترول به كوپروستانول [6] در بدن می شود كه بعداً این ماده دفع خواهد شد.
      البته توجه شود مصرف اسفناج در رژیم غذایی برای بهره گیری از خواص فوق و سایر خواص آن برای هر شخص مستلزم مشاوره با پزشك و كارشناس گیاه درمانی است. زیرا ممكن است برای عده ای خوردن اسفناج به علل خاص فیزیولوژیكی معارض با برخی اختلالات جسمی آنها باشد.

      خانواده شمعدانی Geraminaceae

      خانواده شمعدانی یک خانواده نسبتاً پر گیاه است. تعداد زیادی از آن‌ها بعنوان شمعدانی‌های بذری تحت، عنوان گیاهان یکساله در فضای آزاد کشت می‌شوند. حدود صد گونه از شمعدانی‌های یکساله بذری در کاتالوگ‌های بذر موجود است.

      شمعدانی‌های کشور ما از گروه پلارگونیوم‌ها و جنس پلارگونیوم هستند. این جنس برگ‌های سبز پنجه‌ای و گل‌های متراکم دارد كه بعنوان گیاهان فضای سبزی و پات پلنت Pot plant معرفی شده‌اند.

      شمعدانی معمولی Pelargonium hortom

      شمعدانی معمولی یا پلارگونیوم هورتوم علاوه بر اینکه در داخل ساختمان قابل نگهداری است بخش عمده مصرف آن در فضای آزاد می‌باشد. به دلیل تنوع رنگ (صورتی، سفید و قرمز) در طراحی‌های گوناگون در فضای آزاد استفاده می‌شود. حتی شمعدانی معمولی به عنوان کشت نواری Border plant هم مورد مصرف دارد و گاهی به عنوان كشت متراکم و کپه‌ای استفاده می‌شود.

      شمعدانی عطری گیاهی است که برگ‌های معطر و گل‌های صورتی رنگ کوچکی دارد. برگ‌های ظریف و کرک دار و سبز آن بخش زینتی گیاه است كه به نور مستقیم آفتاب بسیار حساس است و باید گیاه را در سایه آفتاب درختان کاشت تا با سوختگی حاشیه برگ‌ها مواجه نشویم.

      پلارگونیوم دامست یكوم یکی از شمعدانی‌های نسبتاً قدیمی است که در ایران کشت و کار شده است. این گیاه کاملاً متفاوت با شمعدانی‌های دیگر است و یک هاله سیاه رنگ در وسط گلبرگ‌های صورتی آن دیده می‌شود، برگ‌هایی درشت‌تر از شمعدانی‌های دیگر دارد و نسبت به شرایط خشکی و خاک نامساعد مقاوم است. این گیاه به عنوان یك Pot plant استفاده می‌شود.

      شمعدانی‌ها جزء گیاهان هرمافرودیت Hermaphrodite هستند یعنی اندام‌های جنسی نر و ماده با هم روی یك گیاه وجود دارند. تولید بذر در شمعدانی‌ها بندرت اتفاق می‌افتد بدلیل اینکه گاهی پرچم‌ها تبدیل به گلبرگ می‌شوند، یا اینکه گرده افشانی بشکل موفقی انجام نمی‌گیرد (پس در پلارگونیوم‌ها بذر نداریم).

      تکثیر شمعدانی‌ها بوسیله قلمه‌های نیمه خشبی ساقه در اوایل پاییز انجام می‌گیرد. روش تکثیر آن‌ها بدین صورت است که قلمه نیمه خشبی به طول 10 تا 15 سانتیمتر را از پایین محل جوانه قطع می‌کنیم و در یک بستر ماسه‌ای کشت می‌کنیم. تا بهار كه احتیاج به ریشه‌زایی گیاه نیست قلمه‌ها را می‌توان در شاسی‌های گرم نگهداری كرد. بعد از ریشه زایی و انتقال به گلدان، به محلی پر نور و دارای خاک غنی از مواد غذایی و نسبتاً عمیق نیاز دارد.

      در شمعدانی گاهی مشکل آبیاری و عدم به گل رفتن وجود دارد و این به نحوه نگهداری آن‌ها مرتبط است. شعمدانی‌ها در محیط پر نور به خوبی رشد و گل دهی دارند و در زیر سایه درختان کیفیت گل دهی آن‌ها پایین می‌آید. برای بهبود این وضعیت بهتر است از یک خاک غنی و تغذیه به کمک عناصری مانند ازت، فسفر، پتاسیم و میکرو المنت‌ها و آبیاری به موقع بهره بگیریم.





      بنفشه آفریقایی Gesneriaceae

      گیاه بنفشه آفریقایی اولین بار در جنگل‌های آفریقا توسط یک گیاه شناس بنام سن پل شناسایی شد و نام علمی جنس آن Saintpaulia inonata است.

      بنفشه آفریقایی گونه‌ها و رنگ‌های مختلفی دارد. برگ‌ها به شكل‌های گوناگون از قبیل برگ‌های ساده، کنگره دار و ابلق وجود دارند. همچنین گل‌ها به فرم‌های مختلف از جمله گل‌های کوچک و متراکم در سطح پایین‌تر از برگ و گل‌های بسیار درشت و بلندتر از سطح برگ دیده می‌شود.

      تنوع در این گیاه فوق‌العاده زیاد است و بدلیل مطلوبیت و بازار پسندی خاص بنفشه آفریقایی همواره در سطح جهان روی ارقام جدید آن مطالعه انجام گرفته است. جزء معدود گیاهان گلدار خانگی و Pot plant است که در منزل بدون هیچ مشکلی به گل می‌رود و به طول روز بی تفاوت است.

      روش تکثیر معمولی و همگانی بنفشه آفریقایی استفاده از قلمه‌های برگ است كه نیاز به بستر بسیار سبکی دارد. یك برگ كامل همراه دمبرگ در جعبه كاشت، كاشته می‌شود. نکته‌ای که در برداشت قلمه‌های بنفشه آفریقایی باید رعایت شود تراکم لازم و مناسب برگ‌ها است. بعد از 4-3 هفته قلمه‌ها در حرارت 18 درجه سانتی‌گراد ریشه دار می‌شوند. سپس جوانه‌های برگی از سطح داخلی برگ‌ها ظاهر می‌شوند و بعد از بزرگ شدن جوانه‌های برگی، با احتیاط قلمه‌های ریشه دار شده را به محل اصلی انتقال دهید. گلدان‌های مخصوص برای بنفشه نیاز است، سنین اولیه گیاه را در گلدان كوچك قرار دهید و بعد از بزرگ شدن گیاه آن را به گلدان بزرگتر منتقل كنید.

      در اثر آبیاری زیاد و نامنظم برگ‌های پایینی بنفشه آفریقایی حالت نرم پیدا كرده و رنگ قهوه‌ای به خود می‌گیرند. علاوه بر این بافت نامناسب خاک و نوسان حرارتی گاهی باعث این عارضه می‌شود. در هنگام آبیاری باید دقت شود که آب بر روی سطح برگ‌ها ریخته نشود. در ساعت‌های منظمی آبیاری را انجام دهید و در آبیاری از آب خیلی سرد برای گیاه استفاده نکنید.

      بهترین روش آبیاری برای بنفشه آفریقایی، آبیاری از پای گیاه است. می‌توان از گلدان‌هایی که یک بخش فتیله مانند در آن‌ها تعبیه شده استفاده کرد و گلدان را در یک زیر گلدانی مناسب گذاشت و آب را در زیر گلدانی ریخت که بتدریج توسط بخش فتیله مانند جذب شده و در اختیار ریشه‌ها قرار گیرد.

      گل‌های بنفشه آفریقایی در محیطی با نور ثابت بخوبی رشد و نمو می‌کنند. گیاه به نور متوسط اما ثابت احتیاج دارد. بهتر است از لامپ فلورسنت استفاده کرد.
      خاك كشت و كار بنفشه آفریقایی خاک سبک، هوموسی و باPH پایین باید باشد.


      مشکلات نگهداری بنفشه آفریقایی

      - آبیاری و بدنبال آن بیماری قارچی؛

      - عامل نماتود.


      علائم نماتودها بر روی گیاه بصورت رگه‌های سفید بر روی برگ‌ها دیده می‌شود، گیاه به کندی رشد می‌کند و تعداد دفعات گل دهی آن بسیار پایین می‌آید.

      برای مبارزه با نماتودها، ضد عفونی خاك توصیه می‌شود. می‌توان از نماتودکش‌ها در زمان تهیه خاک‌های آلوده استفاده کرد. در ضمن از گیاهان آلوده به نماتود برای تکثیر استفاده نمی‌کنیم.

      گلوگسینیا

    •  گیاهی است که برگ‌های درشت با گل‌های شیپوری و رنگ‌های متنوع دارد. این گیاه معمولاً به طول روز بی تفاوت می‌باشد. بوسیله بذر و اندام‌های زیر زمینی قابل تکثیر است. به نور غیرمستقیم ولی كامل آفتاب نیاز دارد.

      برای پرورش و نگهداری گلوگسینیا لازم است که آبیاری از پای گیاه انجام گیرد و نیز این گیاه یک استراحت سالیانه در فصل تابستان داشته باشد. از فاصله بذركاری تا به گل رفتن گیاه حدود 9- 8 ماه زمان لازم است. غیر از بذركاری هم‌چنین بوسیله قلمه‌های برگی هم تكثیر می‌شود، در این حالت حتماً به سیستم میس نیاز دارد.


موضوعات مرتبط: چمن

تاريخ : سه شنبه هفدهم شهریور 1388 | 22:31 | نویسنده : محسن |

منابع طبيعي به مجموعه مواهب و ثروت‌هاي خدادادي اطلاق مي‌شود كه به رايگان در اختيار بشر قرار گرفته است. انسان از روزگاران اوليه خلقت در عرصه‌هاي منابع طبيعي زندگي كرده و از منابع آن اعم از آب، گياهان، حيات وحش، آبزيان و  . . . به طرق مختلف استفاده مي‌برده است. افزايش سطح دانش بشري و در راستاي آن افزايش جمعيت در كنار مسائل سياسي موجب شد تا دولت‌ها در جهت دستيابي به منابع بيشتر و افزايش درآمد ملي به بهره‌برداري از منابع طبيعي روي آورند. اين بهره‌برداري كه در بسياري مواقع بدون در نظر داشتن جنبه‌هاي اكولوژيكي صورت گرفته است، نتيجه‌اي جز تخريب عرصه‌هاي منابع طبيعي درپي نداشته است.

منابع طبيعي ايران در يك نگاه

164 ميليون هكتار عرصه كشور در يك نگاه آماري به صورت زير طبقه‌بندي مي‌شوند:

الف :  2/83 درصد آن را منابع طبيعي تجديد شونده به خود اختصاص داده است:

1- جنگلها با مساحتي در حدود 4/12 ميليون هكتار 6/7 % سطح ايران را مي‌پوشانند.

2-  مراتع با مساحتي در حدود 90 ميليون هكتار 55 % مساحت كشور را تحت پوشش دارند.

3- اراضي بياباني و كويري با سطحي در حدود 34 ميليون هكتار 7/20% مساحت ايران را در قلمرو خود دارند.

اگر چه منابـــع طبيعي تجديد شونده كشــور به‌صورت يك پيكره واحــد اســت، اما به لحـاظ سيستم‌هاي بهره‌برداري و نظام‌هاي مديريتي در كشور، در سـه بخش متفاوت مورد توجه و ارزيابي قرار مي‌گيرند. اين سه بخش  عبارتند از : جنگل، مرتع و مناطق بياباني

    ب -   باقيمانده عرصه شامل اراضي تحت كشت (زراعت ديم، زراعت آبي، باغات و …) و اراضي تخصيص يافته به مناطق مسكوني (شهري و روستائي) راهها و درياچه‌ها و مردابها مي‌باشد كه با سطح 6/27 ميليون هكتار به 8/16% مي‌رسند. 

مراتع خود در بستر حوزه‌هاي آبخيز واقع شده‌اند و حوزه آبخيز (Watershed) به محدوده‌اي طبيعي كه داراي يك زهكش اصلي باشد و در مواقع بارندگي آب تمام آبراهه‌ها به درون اين زهكش (رودخانه يا مسيل) وارد شده و در نهايت از نقطه مشخصي تحت عنوان خروجي حوزه تخليه مي‌گردد، اطلاق مي‌گردد.

 

مراتع(Rangelands):

مرتع زميني است اعم از كوه، دامنه يا اراضي مسطح كه در فصول رويش گياهان داراي پوششي از نباتات علوفه‌اي خودرو بوده و با توجه به سابقه بهره‌برداري مورد چراي دام قرار مي گيرد. ممكن است مراتع داراي درختان جنگلي خودرو باشد كه در اين‌صورت مرتع مشجر ناميده مي‌شود.

به كليه اراضي طبيعي كه داراي پوشش گياهي خودرو بوده و بتواند علوفه مورد نياز دام‌ها را در فصل چرا تأمين نمايند گفته مي‌شود. مراتع در تأمين نيازهاي علوفه‌اي دام‌ها، تغذيه سفره‌هاي آب زيرزميني، بهر‌ه‌برداري از محصولات فرعي مرتعي، تصفيه و تلطيف هوا، جلوگيري از فرسايش خاك و بروز سيل، تأمين نيازهاي حيات وحش و  جنبه‌هاي تفرجگاهي اهميت دارند. كشور ايران با برخورداري از 90 ميليون هكتار عرصه‌هاي مرتعي، يكي از 8 كشور داراي غني‌ترين فلور گياهي در جهان است. بنابراين حفاظت، احياء، اصلاح و بهره‌برداري بهينه از مراتع در قالب مديريتي صحيح و كارآمد و در راستاي توسعه پايدار ضرورت دارد كه تنها از طريق علم و هنر مرتعداري (Range Management) ميسر است. 

 

وضعيت مراتع ايران

بر اساس آمار  سال 1374 سازمان جنگلها و مراتع كشور، طبقه‌بندي سطح مراتع از نظر وضعيت 3/9 ميليون هكتار مرتع خوب (33/10 درصد)، 3/37 ميليون هكتارمرتع متوسط تا فقير (45/41 درصد) و 4/43 ميليون هكتار مرتع فقير تا خيلي فقير (45/48 درصد) جمعاً به وسعت 90 ميليون هكتار، داراي توليدي برابر با 7/10 ميليون تن علوفه خشك قابل بهره‌برداري مجاز و يا 8/5 ميليون تن T.D.N علوفه قابل استفاده مي‌باشد.

 

اهميت مرتع

براساس مطالعات انجام شده ارزش جهاني يك هكتار مرتع در سال، 232 دلار برآورد شده است. ارزش‌هاي اكولوژيكي و  زيست محيطي مراتع در ايران بين 4 تا 8 برابر ارزش علوفه توليدي آنها است. برخي از اين ارزش ها عبارتند از :

1-         حفظ خاك و جلوگيري از فرسايش آن (60 تا 70 درصد)

 

2-تنظيم گردش آب در طبيعت (75 درصد روان آبهاي سطحي )

 

3-حفظ ذخاير ژنتيكي گياهي و جانوري (80 تا 85 درصد تنوع گونه‌اي كشور)

4-ايجاد فضاي سبز و تلطيف هوا

5-تامين علوفه مورد نياز احشام عشايري و روستايي(حدود 40 درصد علوفه مورد نياز دام‌هاي كشور)

6-تامين بخشي از پروتئين مورد نياز كشور (بالغ بر 31 درصد گوشت قرمز توليدي سالانه كشور)

7-توليد محصولاتي نظير گياهان دارويي، صمغ‌ها و رزين‌ها

8-اكوتوريسم

9-تامين غذا و مأمن وحوش و پرندگان

10-    ترسيب كربن

 

آبخيزداري (Watershed Management):

·  آبخيزداري يعني تغذيه سفره آبهاي زيرزميني و افزايش توليد محصول.

·  آبخيزداري يعني بهره‌گيري از مجموعه گسترده دانش و تجربه در يافتن راههاي پيشگيري و رويارويي با فرسايش خاك و سيلاب‌هاي مخرب.

·       آبخيزداري يعني حفظ و احياء آبخيزهاي بحراني.

·  آبخيزداري يعني بهره‌برداري كامل از سرمايه‌گذاري‌هاي هنگفت مالي در منابع اقتصادي كشور.

·  آبخيزداري يعني بهره برداري مناسب و درست از منابع طبيعي و كشاورزي حوزه‌هاي آبخيز.

·  آبخيزداري يعني تقويت پوشش گياهي و كاهش زيان هاي سيل‌هاي ويرانگر.

 

در اثر عدم اطلاع از روشهاي بهره‌برداري صحيح، جنگلها و مراتع سرسبز، به بيابانهاي بي آب و علف بدل مي‌شوند. بوته كني، شخم اراضي مرتعي، قطع درختان و چراي مفرط در مراتع نهايتاً مراتع و جنگلها را به بيابانها تبديل خواهدكرد.فرسايش خاك هر سال شديدتر شده و با هر بارندگي، خاك با ارزش از دسترس خارج مي‌شود. با فقير شدن پوشش گياهي، عشاير و روستائيان مجبور به تعليف دام با استفاده از سرشاخه‌هاي درختان و علوفه‌هاي دستي مي‌شوند. كمبود علوفه باعث سوء تغذيه، ضعف و بيماري دام مي‌گردد و كاهش توليد گوشت و شير و كاهش در آمد مرتعداران را به‌دنبال خواهد داشت.

مساحت حوزه‌هاي آبخيز كشور

مساحت حوزه‌هاي آبخيز كوهستاني در حوزه‌هاي داخلي 113793.5482 هزار هكتار،‌ در حوزه‌هاي سد 33018.489 هزار هكتار و در حوزه هاي رودخانه اي 13894.337 هزار هكتار مي‌باشد.

آبخيزداري اهداف زير را دنبال مي كند:

1- تامين آب شرب  و آب زراعي

2- جلوگيري از بروز فرسايش و سيل

3- كاهش ميزان رسوب

4- افزايش سطح سفره‌هاي آب زيرزميني

5- جلوگيري از تخريب پوشش گياهي

6- كنترل و بهينه‌سازي رودخانه‌ها و مخازن سدها

7- ايجاد شرايط مناسب براي زندگي حيات وحش و تفرجگاه‌ها

 

بيابان‌زدايي (Combating Desertification):

-بيابان‎زايي(Desertification) به معني تخريب سرزمين در مناطق خشك، نيمه خشك و خشك نيمه مرطوب ناشي از عوامل مختلف از جمله تغييرات آب و هوا و فعاليت‌هاي انساني مي‎باشد.

- بيابانزدايي (Desertification Combating) فعاليت‎هايي را شامل مي‎شود كه بخشي از توسعه جامع سرزمين در مناطق خشك، نيمه‎خشك و خشك‎ نيمه‎ مرطوب در راستاي توسعه پايدار را در برگرفته و هدف آن عبارت است از:

1- جلوگيري و يا كاهش تخريب سرزمين

2- احياء زمين‌هاي جزئاً تخريب شده

3- احياء زمين‌هاي جزئاً بياباني شده

- تخريب سرزمين (Land Degradation) به معني كاهش يا از دست رفتن توان توليد بيولوژي يا اقتصادي اراضي ديم، آبي، مرتع، چراگاه، جنگل و بوته‎زار در مناطق خشك، نيمه خشك و خشك نيمه مرطوب ناشي از بهره‎برداري از سرزمين يا از يك فرآيند يا تركيبي از فرآيندها از جمله فرآيندهاي ناشي از فعاليت‎هاي انساني و شيوه‏هاي سكونتي مانند موارد ذيل مي‎باشد:

1-  فرسايش خاك (Soil erosion) ناشي از باد و يا آب

2-  زوال خصوصيات فيزيكي، شيميايي و بيولوژيكي و يا اقتصادي خاك

3-   نابودي دراز مدت پوشش گياهي طبيعي

ج- نواحي خشك (Arid)، نيمه خشك (Semi arid) و خشك نيمه مرطوب (Dry sub-humid) به معني مناطقي بجز مناطق قطبي و نيمه قطبي مي‎باشد كه در آن نسبت ميزان بارندگي به تبخير بالقوه در محدود 50 تا 65 درصد قرار دارد.

چ- مناطق مبتلا به (Affected Areas) به معني مناطق خشك يا نيمه خشك و يا خشك نيمه مرطوب مي‎باشد كه از بيابان‎زايي آسيب ديده‎اند و يا در معرض تهديد هستند.

به طور كلي در تعريف بيابانزايي سه نكته مهم مورد تأكيد قرار گرفته است كه عبارتند از:

1-تخريب سرزمين      2-تغييرات اقليمي       3-فعاليتهاي انساني

آثار و پيامدهاي بيابان‌زايي:

در حدود 80 درصد از اراضي كشور در حوزه مناطق خشك و نيمه خشك تا خشك نيمه مرطوب قرار دارد و از اين نظر داراي شرايط اكولوژيكي شكننده‎اي است. به لحاظ پتانسيل كم توليد و محدوديت‎هاي كمي و كيفي شيوه‏هاي بهره‎برداري در مناطق خشك، شدت روند بيابانزايي در اين مناطق در مقايسه با مناطق نيمه خشك كمتر است. هم اكنون بيشترين ميزان تخريب و نابودي منابع طبيعي تجديد شونده در حوزه‏هاي مناطق نيمه خشك تا خشك نيمه مرطوب مشاهده مي‎شود.

در مناطق فرا‎ خشك كه عموماً ميزان بارندگي كمتر از 200 ميليمتر است، عملاً امكان كشاورزي ديم وجود ندارد؛ در نتيجه بطور طبيعي علتهاي عمده تخريب منابع آب و خاك در اين بخش ديده نمي‎شود و مراتع به علت پتانسيل كم توليد علوفه، تحت چراي مفرط قرار ندارند. بنابراين شديدترين نوع تخريب در مناطق فراخشك، در حوزه اراضي كشاورزي رخ مي‏دهد كه دلايل عمده آن عبارتند از:

- كاهش سطح سفره‏هاي زير زميني به سبب استفاده خارج از توان تغذيه آنها‎‎

- شور و قليايي شدن خاكها به سبب رعايت نكردن اصول بهره‎برداري از منبع اراضي، استفاده بي‎رويه از منابع آب جهت  آبياري، به طوري كه عملاً بخشي از به هدر رفتن منابع آب، ضمن افت ميزان راندمان آبياري، منجر به انهدام منابع نيز مي‎شود.

بدترين شرايط را مناطق نيمه خشك و خشك نيمه مرطوب در كشور دارند كه ‎اين وضعيت در مناطقي با متوسط بارندگي بين 200 تا 500 ميليمتر كاملاً آشكار است.

در اين حوزه‎ها بارزترين علل تخريب عبارتند از:

1-  فرسايش آبي با شدت متوسط تا خيلي زياد

2- تخريب كمي و كيفي پوشش گياهي به سبب فشار چراي دام، رعايت نكردن فصل مناسب چرا و بوته كني

3-تخريب مراتع و تبديل آنها‎‎ به اراضي ديم به ويژه در حوزه‏هايي با بارندگي حدود 300 ميليمتر، توأم با وقوع خشكسالي‎ها كه عملاً اين اراضي را بصورت اراضي رها شده در مي‎آورد.

 

مبارزه با بيابان‌زايي:

مبارزه با بيابان‌زايي عبارت است از مجموعه اقداماتي كه در چارچوب طرحهاي جامع توسعه در مناطق خشك و نيمه خشك تا خشك نيمه مرطوب صورت مي‎گيرد و اين اقدامات بايد مبتني بر اصول توسعه پايدار بوده و شامل سه گروه فعاليت هاي زير مي‎باشد:

1- بازدارنده 2-اصلاحي  3-احيايي

1-فعاليتهاي بازدارنده

عمده‎ترين زمينه‏هاي فعاليت بازدارنده، شامل سه گروه برنامه‏هاي زير است:

الف) آگاهي دهنده و ترويجي

ب) تشويقي

ج) تنبيهي                

2- روش هاي اصلاحي:

- اصلاح روشهاي شخم

- اصلاح روشهاي آبياري

- اصلاح روشهاي تناوب زراعي و آيش

- اصلاح روشهاي كود دهي

  3- روش هاي احيايي:

اين روشها معمولاً در مناطقي مورد استفاده قرار مي‎گيرد كه به طور جدي دچار تخريب شده‎اند و آسيبهاي وارد شده به حدي است كه رهاسازي آنها‎‎ به حالت طبيعي و به تنهايي براي احياي شرايط اكولوژيكي آنها‎‎ كفايت نمي‎كند.

در اين صورت مرحله بازسازي و احياي اراضي مستلزم اجراي پاره‎اي از پروژه‏هاي فني نظير:

ا- احداث بادشكن

2-  مالچ پاشي

3-  نهال كاري

4- بذر پاشي  5- بذر كاري و  6- انتقال آب است.  

بنابراين لزوم حفاظت و بهره‌برداري بهينه از منابع طبيعي (مراتع، بيابان‌ها و حوزه‌هاي آبخيز) تنها در سايه استفاده از فارغ التحصيلان رشته مهندسي منابع طبيعي - مرتع و آبخيزداري امكان پذير است كه رسالت تربيت نيروي انساني در اين بخش بر عهده دانشگاهها و مراكز آموزش عالي است.

 در حال حاضر در كشور ما واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي و دانشگاه‌هاي دولتي داراي اين رشته به شرح زير مي‌باشند:

الف - در مقطع كارداني

·       دانشگاه آزاد اسلامي:

1.واحد اراك در استان مركزي          

2.واحد نيشابور در استان خراسان رضوي      

3.واحد سوادكوه در استان مازندران (علمي كاربردي منابع طبيعي - مرتع)

4.واحد بافت در استان كرمان      

5.واحد بروجرد در استان لرستان

6.واحد خلخال در استان اردبيل

7.واحد اردستان در استان اصفهان

8.واحد سنندج در استان كردستان

9.واحد قائم شهر در ايتان مازندران

10.                   واحد گرگان در استان گلستان

·       دانشگاه‌هاي دولتي:

1.  دانشگاه شهركرد

2.  دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان (دانشكده كشاورزي گنبد كاووس)

3.  دانشگاه رازي كرمانشاه (دانشكده قصر شيرين)

4.  دانشگاه شيراز (دانشكده داراب)

5.  دانشگاه بوعلي سينا همدان- مركز ملاير

6.  دانشگاه ايلام

7.  دانشگاه بيرجند

8.  دانشگاه فردوسي مشهد - آموزشكده كشاورزي شيروان

ب - در مقطع كارشناسي

·        دانشگاه آزاد اسلامي:

1.  واحد ميبد در استان يزد         

2.  واحد ارسنجان در استان فارس

3.  واحد نور در استان مازندران 

4.  واحد بافت در استان كرمان      

5.  واحد تربت جام در استان خراسان رضوي

6.  واحد بندرعباس در استان هرمزگان

7.  واحد فيروزآباد در استان فارس

·       دانشگاه‌هاي دولتي:

1.  دانشگاه تهران (دانشكده منابع طبيعي كرج)

2.  دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان

3.  دانشگاه مازندران (دانشكده منابع طبيعي ساري)

4.  دانشگاه صنعتي اصفهان

5.  دانشگاه يزد

6.  دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي زابل

7.  دانشگاه شهيد چمران اهواز(دانشكده منابع طبيعي بهبهان)

8.  دانشگاه كردستان

9.  دانشگاه شيراز

10.                     دانشگاه اروميه

ج- در مقطع كارداني به كارشناسي (كارشناسي ناپيوسته)

·        دانشگاه آزاد اسلامي:

1.  واحد نور در استان مازندران 

2.  واحد بندرعباس در استان هرمزگان

 

·       دانشگاه‌هاي دولتي:

1.  دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان (دانشكده كشاورزي گنبد كاووس)

2.  دانشگاه يزد (شاخه اردكان يزد)

3.  دانشگاه شيراز (دانشكده داراب)

 د - در مقطع كارشناسي ارشد مرتعداري و آبخيزداري

·        دانشگاه آزاد اسلامي:

1.  واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامي در تهران  

۲·  دانشگاه آزاد ارسنجان فارس  (آبخیزداری)    

۳.دانشگاه آزاد میبد

دانشگاه‌هاي دولتي:

1.  دانشگاه تهران (دانشكده منابع طبيعي كرج) – گرايش‌هاي مرتعداري، آبخيزداري و بيابان‌زدايي

2.  دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان– گرايش‌هاي مرتعداري، آبخيزداري و مديريت مناطق بياباني

3.  دانشگاه مازندران (دانشكده منابع طبيعي ساري) – گرايش‌هاي مرتعداري و آبخيزداري

4.  دانشگاه صنعتي اصفهان – گرايش‌هاي مرتعداري و بيابان‌زدايي

5.  دانشگاه شيراز– گرايش‌ مديريت مناطق بياباني

ه- در مقطع دكتري

·        دانشگاه آزاد اسلامي:

1.  واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامي در تهران  

دانشگاه‌هاي دولتي:

1.  دانشگاه تهران (دانشكده منابع طبيعي كرج) – گرايش‌هاي علوم مرتع و آبخيزداري

2.  دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان– گرايش‌ علوم مرتع

گرايشهاي رشته مرتع و آبخيزداري در مقطع كارشناسي ناپيوسته

1.مهندسي منابع طبيعي- مرتعداري و آبخيزداري            

2.احياء و بهره‌برداري از مناطق بياباني  

دروس امتحاني رشته‌هاي كارشناسي ناپيوسته   

1 - مهندسي منابع طبيعي- مرتعداري و آبخيزداري            

نام دروس امتحاني

ضريب

رياضيات

2

حفاظت آب و خاك

2

زمين شناسي

2

مرتعداري

3

اصول آبخيزداري در مناطق نيمه خشك

3

معارف اسلامي

2

ادبيات فارسي

2

زبان عمومي

2

                                                                     

2- احياء و بهره‌برداري از مناطق بياباني

نام دروس امتحاني

ضريب

روش احياء پوشش گياهي

3

بيابان‌زايي و كنترل آن

2

بهره‌برداري از منابع آب در بيابان

2

بهره‌برداري و حفاظت عرصه‌هاي احياء شده بياباني

2

بهره‌برداري از خاكهاي مناطق خشك و  بياباني

2

معارف اسلامي

2

ادبيات فارسي

2

زبان عمومي

2

 

 

گرايشهاي رشته مرتع و آبخيزداري در مقطع كارشناسي ارشد

(توضيح : گرايش‌هاي اول تا سوم اختصاصي رشته مرتع و آبخيزداري مي‌باشند و ساير گرايش‌ها از رشته‌هاي ديگر نيز دانشجو مي‌پذيرند)

1.مرتعداري        

2.آبخيزداري            

3.بيابان‌زدايي            

4.مديريت مناطق بياباني  

5.هواشناسي كشاورزي            

6.مهندسي سوانح طبيعي              

7.سنجش از دور      

دروس امتحاني رشته‌هاي كارشناسي ارشد   

1 - مرتعداري

نام دروس امتحاني

ضريب

زبان عمومي و تخصصي

2

حفاظت خاك و آبخيزداري

2

مرتعداري

3

اصلاح و توسعه مراتع

2

ا رزيابي و اندازه گيري مرتع

3

شناسايي گياهان مرتعي 1و 2

2

                                                                     

2- آبخيزداري

نام دروس امتحاني

ضريب

زبان عمومي و تخصصي

2

حفاظت خاك و آبخيزداري

3

مرتعداري

2

هيدرولوژي كاربردي

2

ژئومورفولوژي و زمين شناسي

3

جامعه شناسي روستايي

2

      

            

3 - بيابان‌زدايي

نام دروس امتحاني

ضريب

زبان عمومي و تخصصي

2

حفاظت خاك

3

مرتعداري

2

هيدرولوژي

2

ژئومورفولوژي

3

 خاكهاي مناطق خشك و نيمه خشك

 2

 

4- مديريت مناطق بياباني

نام دروس امتحاني

ضريب

زبان عمومي و تخصصي

2

حفاظت خاك و آبخيزداري

2

طرح آزمايشات كشاورزي

2

اكولوژي عمومي

3

ژئومورفولوژي

2

رابطه آب و خاك و گياه

3

 

5- هواشناسي كشاورزي

نام دروس امتحاني

ضريب

زبان عمومي و تخصصي

2

رياضيات

3

آمار

3

هيدرولوژي

2

هواشنا سي

3

دروس كشاورزي(زراعت،باغباني، خاكشناسي، آبياري، گياهپزشكي)

2

 

 

5- مهندسي سوانح طبيعي

نام دروس امتحاني

ضريب

زبان عمومي و تخصصي

1

  رياضيات مهندسي

1

مقاومت مصالح

1

هيدروليك

1

اقتصاد مهندسي

1

هيدرولوژي

1

      

 6- سنجش از دور و GIS

نام دروس امتحاني

ضريب

زبان عمومي و تخصصي

2

آمار و رياضيات

3

اصول تفسير عكسهاي هوايي

2

ژئومورفولوژي و جغرافياي زيستي

2

جغرافياي شهري و روستايي

2

هيدرواقليم

2

 

 

                 

 


موضوعات مرتبط: معرفی رشته مرتع و آبخیزداری

تاريخ : سه شنبه هفدهم شهریور 1388 | 19:46 | نویسنده : محسن |

پرورش قارچ صدفي : از آنجايي كه پرورش قارچها معمولا” در محيطي بسته انجام مي شود؛ لذا قارچهاي صدفي را مي توان در هر منطقه جغرافيايي و با هر نوع آب و هوايي كشت كرد.اين قارچــــها مي توانند اختـــلاف درجه حرارت 16 تا 30 درجه سانتيگراد را تحمل كنند.
در يك انبار با مساحت 80 متر مربع : در یک انبار ۸۰ متری بيش از يك تن قــارچ مي توان توليد كرد. زمان لازم براي اين كار حدود 2 ماه بوده و اولين برداشت پس از يك ماه بدست مي آيد. اين جزوه براي توليد قــارچ صدفي درسطحي پايين تراز اين ميزان نوشته شده بديهي است جهت توليد در مقياس بالا دانش فني بيشتري مورد نياز مي باشد؛ كه در كلاسهاي تئوري عملي ارائه خواهد شد .
فضاي مورد نياز : براي كشت قارچ صدفي مي توان از يك اتاق ؛ زيرزمين ؛ انبار متروكه ؛يا هرمكان خالي ديگر كه داراي سقف مناسب باشد استفاده نمود.اين مكان بايد توانايي نگهداري دماي اطاق راداشته باشد بطوريكه ؛ تاحد امكان از اختلاف شديد درجه حرارت جلوگيري كند .
محيط كشت قارچ صدفي : محيط كشت قارچ صدفي از كاه گندم ؛ کاه جو ؛ کاه برنج ؛ تراشه چوب صنوبر.... تهيه مي شود. در اين كشت از خاك و كود استفاده نمي شود بنابراين هيچگونه آلودگي زيست محيطي ندارد .
نحوه كشت قارچ صدفي : كاه وكلش خرد شده را يك شب در آب گذاشته تا كاملا”مرطوب ؛سپس مدت 2 تا 3 ساعت در آب جوش پاستوريزه مي شود .براي اين كارمي توان از يك بشكه خالي استفاده كرد .زمان پاستوريزه كردن از وقتي محاسبه ميشودكه آب به نقطه جوش رسيده باشد.جهت اطمينان خاطر بهتر است از دماسنج الكلي براي سنجش دماي آب جوش استفاده شود. سپس كــاه را آبكش كرده آنرا به حال خود رها مي كنند تا پس از چند ساعت خنك شود؛ بطوريكه بالمس كردن كاه با پشت دست ؛ هيچگونه گرمايي احساس نشود .
بذر زني : پس از اينكه كاه كاملا خنك شد با 3 تا 5 درصد اسپان( اسپان= بذر قارچ ) مايه زني مي شود به اين منظوربراي هر 10كيلوگرم كاه پاستوريزه شده مقدار400 تا 500 گرم بذرقارچ اضافه و مخلوط ميشود. مخلوط حاصل درون كيسه هايي به قطر 45 تا50 سانتيمتربا ارتفاع 80 تا 150سانتيمتر ريخته سپس سطح آن كمي فشرده شده تا رطوبت كاه حفظ گردد. پس از بستن سر كيسه آنرا به محيطي كه از قبل بعنوان سالن كشت در نظرگرفته شده انتقال داده واز سقف آويزان ميكنند. مي توان كيسه هاي كشت شده را روي زمين هم قرار داد.
كنترل دما و نور : از اولين روز كشت تا مدت 25 الي 30 روز دما روي 24 درجه سانتيگراد نگهداري شده ؛در صورت امكان محيط را تاريك مي كنند. نورخورشيد براي قارچ صدفي مناسب نيست.پس ازاينكه سطح كاه پوشيده ازتارهاي سفيد رنگ و ظريف قارچ صدفي شد. سوراخ هايی به فاصله 20 تا 25 سانتيمتر و به اندازه كف دست در اطراف كيسه كشت شده ايجاد و با آ بپاشي مداوم كف سالن رطوبت محيط را افزايش مي دهند . در اين زمان دما به 20 درجه سانتيگراد كاهش داده مي شود. وجود نور يك لامپ در اين زمان ضروري بوده و با عث افزايش محصول مي شود .قارچها پس از يك هفته ديگر آماده برداشت مي با شند .
آبياري : زماني كه كيسه ها پاره مي شوند ؛ چنانچه رطوبت محيط پايين پاشد ؛ سطح كاه خشك شده و بايستي با مقادير خيلي كم آب ؛ بصورت اسپري آبياري شوند . آبياري ممكن است روزي دو بار يا بيشتر انجام شو د. بايد توجه داشت كه آبياري 48 ساعت قبل از برداشت قارچها متوقف شود. پس از برداشت محصول ميتوان آبياري را ادامه داد.
ميزان توليد : ميزان توليد از هر كيسه طي 4 تا 5 چين يا بيشتر در حدود 2 تا 4 كيلوگرم قارچ تازه ميباشد .


موضوعات مرتبط: پرورش قارچ صدفی

تاريخ : سه شنبه هفدهم شهریور 1388 | 19:38 | نویسنده : محسن |
 تاق

اين درخت با آب و هوای خشک و زمينهای نسبتا" شور نواحی کويری بسيار سازگار بوده و در خاکهای سبک و شنی و همچنين بر روی تپه های شنی بخوبی رشد و نمو می کند.

بهمين دليل از اهميت بسزايی در رابطه با کوير و تثبيت شنهای روان در مناطق کويری کشور برخوردار است به علاوه چوب آن از نظر سوخت و تهيه ذغال مورد توجه بوده و همچنين در صنعت نئوپان هم مورد استفاده قرار می گيرد.
در خت تاغ بدليل حفظ رطوبت خاک موجبات رشد و نمو ساير گياهان طبيعی را فراهم می آورد بطوری که منطقه تاغ کاری شده پس از مدتی به صورت مرتع مشجری در می آيد که می تواند مورد استفاده دامها قرار گيرد
 

Cyperus conglomerates کلبيت

گونه اي از «جگن» که در گويش محلي بيابان نشينان بنام «کلبيت» شهرت دارد، گياهي است بوته اي پايا که در تمام عرصه هاي شني نوار ريگ بلند آران و بيدگل (تپه هاي ماسه اي ، بستر کوچه ريگها ، چاله ريگها و حتي روي شنزارهاي روان) استقرار دارند.

کلبيت از جمله گياهان شن دوست بسيار سازگار به خاکهاي شني و فقير از مواد غذايي مي باشد. اين گياه بصورت پوشش غالب ، ايجاد تيپ گياهي يکنواختي و همگني را در شنزارها بوجود مي آورد. از طرفي ، در جوامع گياهي اسکنبيل ، دم گاوي ، خارسوف ، نترونسي، بصورت گونه غالب يا همراه ، مشاهده مي شود. به علت انعطاف اکولوژيکي بسيار وسيع اين گونه گياهي ، انتشار جغرافيايي آن در ايران بسيار وسيع مي باشد. بطوري که از شنزارهاي جنوب کشور ، مرکزي و تا شمال کشور نيز گسترش نموده است. اين گياه داراي برگهائي باريک ، کشيده و معمولا" از ميان برگها ، يک ساقه گل دهنده ، به طول ٣٠تا ٦٠سانتيمتر خارج مي شود. بذرهاي گياه پس از رسيدن براحتي از پوشش محافط گل آذين جدا و توسط باد پراکنده مي شود.
اغلب در سالهايي که متوسط بارندگي ساليانه ( زمستان و بهار) مناسب باشد ، رويشگاههاي کلبيت ، با ايجاد ساقه هاي گل دهنده و رشد رويشي بسيار مناسب ، بستر را به شنزارها مي بخشد. کلبيت داراي سيستم ريشه اي بسيار فعال ، بصورت ريزومهاي جانبي (افقي و عمودي )فراوان ، معمولا" ايجاد توده هاي وسيع بصورت کلني، در عرصه هاي شني مي نمايد. بر روي ريزومهاي افقي ، جستهاي عمودي ، بصورت جوانه هاي فعال رويشي که توليد اندامهاي هوايي مي کند ، ظاهر مي شود.
 

Zygophyllum eurypterum قيچ

قيچ درختچه اي است همراه با انشعباات چوبي فراوان که در عرصه هاي بياباني بصورت پراکنده در جوامع گياهي درمنه دشتي مشاهده مي شود. ارتفاع متوسط اين درختچه تا ٥/٢ متر مي رسد

. قيچ در نقاط مختلف ايران ، قفقاز ، افغانستان و پاکستان انتشار دارد.
رويشگاههاي اصلي قيچ در ايران ، جنوب شرقي شاهرود ، خراسان ، زنجان ، دامنه هاي مشرف به کوهستان سفيد آب و دشت کوير، ارتفاعات انارک و چوپانان مي باشد. قيچ معمولا" در خطوط همباران ١٠٠تا ١٥٠ميليمتر بصورت طبيعي ايجاد رويشگاههاي مشجر مي نمايد.
دامنه ارتفاعي رويشگاه قيچ در دامنه هاي کوهستاني سفيد آب بين ١٠٠٠تا ٢٠٠٠متر از سطح دريا است. قيچ گياهي است بومي مناطق خشک و نيمه خشک در خاکهاي شور ، قليا و شور و قليايي که عمدتا" داراي آهک فراوان است ، بخوبي رويش دارد. گلهاي زرد اين درختچه پيش رس بوده و معمولا" در اواسط اسفندماه ظاهر مي شوند.
بدنبال آن ميوه هاي بالدار حاوي سه عدد بذر، در اوايل ارديبهشت ماه بوجود مي آيند. وجود باله هاي نسبتا" بزرگ ميوه ، جابجايي بذر را توسط باد آسان کرده است. اين گياه بوسيله بذر و قلمه قابل تکثير است.

Ephedra strobilacea ريش بز

ريش بز که با نامهاي «کليشر» و «علي جوني» توسط بيابان نشينان گويش مي شود از درختچه هاي هميشه سبز(ساقه سبزها) محسوب مي شود که در مناطق بياباني و استپي خشک ، ايجاد اجتماعات طبيعي وسيعي را مي نمايند.

ارتفاع اين درختچه تا ٥/١متر مي رسد. برگهاي آن خيلي کوچک و فلسي بوده و در واقع بخش اعظم فرآيند فتوسنتز گياه به ساقه هاي آن سپرده شده است. گل هاي ريش بز، زرد رنگ ، معطر و معمولا" در ارديبهشت ماه ظاهر مي شوند، ميوه ها به صورت پوشش قرمز گوشتي و آبدار ميوه محصور شده در اواخر مردادماه قابل جمع آوري است. اين د رختچه در اقليم خشک و نيمه خشک ايران ، در بيابانهاي استان سيستان و بلوچستان ، دشت کوير، حوضه بيابانهاي مسيله، قم ،سمنان ، خراسان و دامنه هاي جنوبي البرز انتشار دارند. ريش بز در خطوط همباران ١٠٠ميليمتر به بالا بصورت طبيعي رويشگاههايي را بوجود مي آورد. دامنه ارتفاعي رويشگاه آن معمولا" از ٨٠٠تا ١٨٠٠متر از سطح دريا متغير است. ريش بز اغلب در بيابانها روي سازند نئوژن که داراي تشکيلات مارني گچي مي باشد ، مي رويد. سيستم رسيشه اي آن بسيار فعال بوده و انشعابات وسيعي را به پيرامون مي فرستد و در انتهاي ريشه هاي سطحي (استولون) که در خاکهاي شني گسترده شده اند، اشنعابات هوايي بصورت جستهاي فراوان ظاهر مي گردند.

Stipagrostis plumosaنسي  

نسي گياهي بوته اي پايا و بيابانها و شنزارها به فراواني يافت مي شود. انتشار جغرافيايي آن از جنوب ايران تا صحراي قره قوم ادامه دارد.

نسي از خانواده گندميان (Gramineae) ، بوته اي مرتعي و خوشخوراک که بعنوان گياهي سازگار، در نقاط استيپي بيابانها و شنزارها ، اجتماعات گياهي يکدست و وسيعي را بوجود مي آورد.
در بسياري از عرصه هاي بياباني که چراي شديد انجام مي گيرد. فرصت ظهور و ازدياد اين بوته مرتعي سلب مي شود. در صورتي که مدتي اين مراتع قرق شوند، بخوبي گستره هاي رويشگاهي اين گونه با ارزش آشکار خواهند شد. دامنه انشتار نسي در ايران شامل تمام بيابانهاي لوت تا شمال دشت کوير ، بيابانهاي مسيله و در شنزارهاي نوار ريگ بلند ، بعنوان گونه شاخص حضور دارند. نسي در خطوط همباران ١٠٠ميليمتر به بالا در اقليم خشک و نيمه خشک رشد طبيعي دراد. اغلب در تمام خاکها اعم از خاکهاي سبک شني ، لومي ، گچ دار و حتي خاکهاي آهکي با نفوذ پذيري زياد ، گسترش دارد. اين گياه اغلب به همراه درمنه دشتي، نتر ، قيچ و ريش بز جوامع گياهي گسترده اي را تشکيل مي دهند. علت مقاومت آن نسبت به شرايط اقليم خشک ، بواسطه وجود غلافي از شن دانه اطراف ريشه هاي افشان گياه مي باشد که بوته را در درجه حرارتهاي بالا ( مخصولا" در فصل تابستان) و در باربر کم آبي محافظت مي کند. اگرچه نسي يکي از نادر گونه هاي مرتعي سازگار به عرصه هاي بياباني محسوب مي شود وليکن تاکنون توسط دستگاههاي اجرايي کشور ، فعاليتي در جهت تکثير و احيا آن در مراتع قشلاقي صورت نپذيرفته است.

Salsa crassa علف شور الوان

علف شور گياهي است بوته اي يک ساله ، ساقه و برگهاي آبدار و گوشتي ، داراي انشعابات و شاخه هاي گسترده بر روي اراضي شور و بحالت کپه اي ديده مي شود. آنچه که باعث رنگين شدن منظر بوته به رنگهاي ارغواني ، قرمز ، نارنجي ، زرد و صورتي مي شود ، مربوط به تغيير رنگ باله هاي ميوه مي باشد.

اين تغيير رنگ اغلب در ماههاي پاييز (آذر تا آبان ماه) مشهود است . بذور علف شور توسط باله هاي غشايي محصور شده و به اين دليل بذر را سبک و براحتي توسط باد قابل جابجايي است. زمان جمع آوري بذر علف شور طي ماه آبان مي باشد. رويشگاههاي طبيعي علف شور در اکثر نقاط شوره زار ايران مانند تپه هاي نمکي مردآباد کرج ، اراضي شور قزوين ، اراک ، قم ، سمنان ، يزد ، گيلانغرب ، قصر شيرين و بيابانهاي حوضه مسيله مي باشد. اين گياه تنها توسط بذر تکثير مي يابد و بهترين روش ازدياد علف شور ، در طبيعت ، بذر پاشي و بذرکاري پس از ريزشهاي جوي بويژه برف و باران ، در در عرصه هاي شور و قليا بعنوان گياه زيراشکوب گياهان درختي و درختچه اي بيابانها.
علف شور معمولا" ايجاد تيپهاي يکدست و يکنواختي را در تاغزارها مي کند . وليکن توام با ساير گونه هاي شور پسند مانند خولي ، اشنان و آنابازيس نيز بعنوان گونه هاي همراه نيز ديده شده است.
علف شور داراي گونه هاي متعددي است که در محيطهاي شور و قليايي بعنوان گياهي سازگار و مقاوم زندگي مي کند. اين گياه متعلق به خانواده اسفناجيان (Chenopodiaceae) بوده ، گياهي است يکساله، علفي و ارتفاع آن بين ٤٠تا٨٠ سانتيمتر و قطر تاج پوشش آن بين ٤٠تا ١٠٠سانتيمتر متغيير است. برگهاي علف شور کوتاه ، آبدار و گوشتي ، گلهايي سبز متمايل به زرد و ميوه هايي رنگين که در فصل پاييز قابل مشاهده است. اين گياه معمولا" در بين تاغزارها به همراه ساير گونه هاي شن دوست مانند کريفون ، خولي و نسي ايجاد تيپهاي گسترده اي را مي نمايد. خاکهاي رويشگاه علف شور از آهکي – گجي تا شور و قليايي ، متنوع است. اين گياه معمولا" در خطوط همباران ٨٠ميليمتر به بالا مي شود. دامنه ارتفاع رويشگاهي آن بين ٤٠٠تا ١٢٠٠متر از سطح دريا متغير است. علف شور در نواحي مختلف بيابانهاي حوضه مسيله ، دشت کوير ، حاشيه دقهاي بياباني مانند بيابان سياه رگه و چهار طاغي گسترش دارد. زيبايي گياه بيشتر بواسطه تغييراتي است که در باله هاي ميوه رخ داده ، اغلب نوسانات رنگ در فصل پاييز ايجاد رنگهاي قرمز، نارنجي و سياه مي کند . به کوتاه سخن ، مجموعه هاي گياهي علف شور ، طيفي از رنگهاي متنوع را در سطح بيابانها و نمکزارها ، به تماشا مي گذارند.

Salsola tomentosa شور بياباني

گياهي بوته اي پايا ، قد کوتاه و ارتفاع متوسط گياه بين ٢٠تا ٤٠سانتيمتر متغير است.

انشعابات ساقه اي چوبي و ترد ، برگهاي کوچک و کروي شکل ، آبدار و ميوه هاي گياه معمولا" در اوايل فصل پاييز تشکيل مي شوند. کاسه گل داراي 5 دانه بوده که هنگام رسيدن ميوه به بال عرضي اطراف آن تبديل مي شود. رنگهاي باله هاي ميوه معمولا" بسيار متنوع و رنگين مي باشد. اين گياه بوته اي اغلب در هر نوع زيستگاهي به استثناء خاکهاي خيلي شور ، رويش دارد. اغلب در نقاط خشک و مرطوب استپهاي مختلف کشور مانند نواحي شور آذربايجان ، سواحل درياي خزر ، بيابانهاي يزد ، کرمان ، کرج ، سيستان و بلوچستان ، خراسان و مسيله انتشار يافته اند. بر روي خاکهاي نيمه عميق با بافت لومي شني و سنگريزه دار براحتي استقرار مي يابند. دامنه ارتفاعي رويشگاه شور بياباني بين ٧٠٠تا ١٥٠٠متر از سطح دريا متغير است. اجتماعات مختلفي را بر روي رسوبات کواترنر با رخساره سفره ماسه اي بوجود مي آورد. گونه هاي همراه اين بوته شور پسند عبارتند از : درمنه دشتي، ريش بز، قلم ، نتر ، نسي، کريفون و زلگ مي باشند. معمولا" در نقاط دامنه اي به همراه درمنه دشتي تيپ غالب را تشکيل مي دهند ، بطوري که با افزايش مقدار درصد رس و شوري خاک ، از پوشش درمنه کاسته و شور بيابان بيشتر خود را نمايان مي کند . روش تکثير گياه توسط بذر مي باشد.
 

Tribulus terrestris نخودوک

بيابان نشينان به اين گونه از خارخسک ، نخودوک مي گويند. اين گياه بوته اي يکساله داراي انشعابات فراوان و حداکثر ارتفاع گياه بين ٤٠تا ٨٠سانتيمتر متغير است.

نخودوک ريشه اي ضخيم و سفيدرنگ داشته و در اغلب عرصه هاي شنزارهاي بيابان ديده مي شود ساقه هاي آن غير منشعب ، برگهاي شانه اي کوچک بطول ٢تا ٤سانتيمتر ، تمام پيکر گياه ( اعم از ، برگ ، ساقه و ميوه) را انبوهي از کرکهاي بسيار متراکم ، کوتاه و نرم پوشانده است.
گلهاي آن زرد و ميوه ها نيز پرزدار هستند. نخودوک متعلق به خانواده قيچ( Zygophyllaceae)مي باشد.
اين گياه اغلب در تيپهاي درمنه دشتي ، نسي و اغلب تاغزارها بطور طبيعي ديده مي شوند.
گونه اي مرتعي بسيار خوش خوراک و در خاکهاي با بافت سبک شني – لومي مي رويد. در سالهايي که ميانگين بارندگي ساليانه بيابانها مطلوب ( بيش از ١٠٠ميليمتر) باشد، اين بوته در اغلب نواحي شني مشاهده مي شود. گلهاي آن در اواسط بهار و بذرها نيز در اوايل تابستان تشکيل مي شوند. روش ازدياد اين گياه صرفا" توسط بذر انجام مي گرد.
 

Nitraria schoberi قره داغ

قره داغ درختچه اي مقاوم به خشکي ، داراي انشعابات فراوان از بن گياه ، ساقه ها اغلب به صورت ساقه هاي خوابيده و خميده که شکل کپه اي نسبتا" حجيمي را به گياه مي بخشد.

برگها تا حتي گوشتي و آبدار ، ساقه ها در انتهاء نوک تيز و خشبي مي شوند. گلهاي قره داغ سفيد رنگ و معمولا" در اواخر فروردين ماه ظاهر مي شوند. ميوه هاي آن قهوه اي متمايل به مشکي ، محتوي يک عدد بذر ، در اواخر خرداد ماه قابل مشاهده است. اين درختچه هاي اغلب در ايران ، ا فغانستان ، سوريه و آسيابي صغير انتشار دارد. پراکنش جغرافيايي آن در ايران ، از بلوچستان تا خراسان ، در شوره زارهاي بياباني مانند کوير ميقان اراک ، سواحل درياچه نمک کوير و کوير غول آ باد گسترش يافته است. اين گياه در خطوط همباران ١٠٠ميليمتر به بالا قرار دارند. همچنين دامنه ارتفاعي رويشگاه آن بين ٨٠٠تا ١٧٠٠متر از سطح دريا ( کوير ميقان ) متغير است. اين درختچه در حاشيه درياچه هاي نمک با خاکهاي عميق ، رسوبي و شور که داراي بافت متغير است ، رويش دارد . علاوه بر اين در خاکهاي گچي و آهکي که داراي محدوديت زهکشي بوده نيز ، زندگي مي کنند. انشعابات ساقه ها در اثر تماس با خاک مرطوب پيرامون گياه ، ايجاد ريشه هاي نابجا کرده و اين امر در توده اي شدن گياه به فرم کپه اي کمک مي کند . بنابراين از جمله روشهاي تکثير گياه علاوه بر روش تهيه قلمه ، توسط بذرنيز ازدياد مي شود.

Tamarix hispida گز

گز از درختجچه هاي مناطق بياباني و شور مي باشد. اين گياه اغلب در بستر آبراهه ها و رودخانه هاي شور و قليايي نواحي خشک رويش دارد.

گياهي است مقاوم به خشکي و سازگار با شرايط سخت بيابان ، داراي گلهايي قرمز رنگ که در فصل بهار و پاييز در انتهاي انشعابات و ساقه ها مشاهده مي شود. اراضي شوري که خاک مرطوب داشته و يا تحت تاثير جريانات فصلي رودخانه ها و آبراهه ها قرار دارند ، از جمله رويشگاههاي درختچه گز محسوب مي شود. اين گياه در انواع خاکها با بافت شني – رسي ، سنگريزه دار و دشتهاي سيلابي با خاکهاي رسوبي عميق يا نيمه عميق ديده مي شود. دامنه ارتفاع رويشگاه بين ٨٠٠ تا ١٢٠٠ متر از سطح دريا است. اين درختچه در رويشگاههاي طبيعي همراه با ساير گونه هاي شور پسند مانند اشنان ، آنابازيس و علف شور اجتماعات طبيعي را بوجود مي آورد. گز بواسطه ايجاد تپه هاي نبکاي در اطراف خود ، نقش بسيار مهمي در حفاظت خاک نواحي شور بياباني بعهده دارد. انشعابات فرعي و متراکم ساقه ها ، شکل کروي کپه اي به اين درختچه مي بخشد. گز علاوه بر قلمه از طريق جدا کردن پاجوش نيز قابل تکثير است.

Pistacia Khinjuk & Amygdalus scoparia پسته وحشي و بادام کوهي

پسته وحشي از گياهان درختي بلند قامت نواحي ارتفاعات کوههاي نيمه خشک محسوب مي شوند. ارتفاع متوسط اين درخت معمولا" بين يک تا سه متر بوده وليکن در برخي نقاط حتي به ٧مترنيز مي رسد.

درختي است دو پايه ، داراي برگهاي تک شانه اي ( واجد يک تا ٧برگچه) برگچه ها بيضوي تخم مرغي شکل ، گل آذين نر خوشه مرکب به طول ٥تا ١٢سانتيمتر و گل آذين ماده خوشه مرکب به طول ٧تا ١٥سانتيمتر. ميوه پسته وحشي شفت کوچک ( بطول ٥تا ٨ميليمتر و عرض ٤تا ٦ميليمتر) ابتدا صورتي & سپس قرمز و در زمان رسيدن کامل ، پوشش ميوه سبز رنگ مي باشد.
در اغلب نقاط کوهستاني نيمه خشک کشور مانند بلوچستان تا خراسان ، لرستان ، کردستان ، اصفهان ، فارس، خوزستان ، کرمان ، يزد و تهران به صورت گونه اي بومي و شاخص حضور دارند. اين درختچه به همراه بادام کوهي عنصر اصلي و شاخص بخش کوهستانهاي خشک و نيمه خشک ناحيه رويشي ايراني – توراني را تشکيل مي دهد.
پوشش گياهي استپ – جنگ پسته وحشي – بادام کوهي در سر تا سر نواحي کوهستاني نيمه خشک ، به همراه ساير گونه هاي کامفيت (مانند انواع گون ها و چوبکها) گسترده شده اند.
سيستم ريشه اي اين درخت سازگاري بسيار مطلوبي را به نقاط سنگلاخي و دامنه هاي کوههاي آهکي و بازالتي ، داشته است. فعاليت بسيار زياد انشعابات ريشه اي ، بويپه در شکاف تختهت سنگها ، بردباري اين گياه را در مقابل شرايط اکولوژيک حاکم بر منطقه نشان مي دهد. پسته وحشي توسط بذر تکثير مي شود. عامل انتشار بذر گياه در طبيعت شايد توسط پرندگان انجام مي گيرد.


Suada fruticosa سياه شور

سياه شور درختچه اي است شورپسند، در پايه سخت و کاملا" چوبي شده، انشعبات جانبي فراوان و ايستا، برگهاي کوچک ، کروي و آبدار شاخه هاي خشبي را فرا ميگيرند. اين درختچه در سواحل دقهاي باتلاقي شور و مرطوب مي رويند.

معمولا" در نقاطي که شوري مفرط خاک محدوديت زيستي زيادي را براي ساير گياهان شورپسند مانند اشنان، علف شور و آنابازيس را فراهم آورده ، با اين وجود سياه شور براحتي مي تواند در آن محيط مستقر شوند.
اين درختچه اغلب به همراه خارشتر در نقاطي که عمق سطح ايستابي آب بالاست ، رويش دارد و از اين جهت خاک رويشگاه آن علاوه بر وجود مقادير قابل توجهي نمک، لايه پف کرده تمام سطح خاک را مي پوشاند.در خاکهاي نيمه عميق تا عميق که واجد شوري فوق العاده بالا مي باشند و همچنين بر روي کفه هاي رسي نمکي با رخساره ژئومورفولوژي مرطوب نيز سياه شور مي تواند حضور داشته باشد. افزايش غلظت اسمزي درون بافتهاي اين درختچه نسبت به نمکها و املاح موجود در محيطهاي شور باعث شده که تقليل جذب آب به حداقل و همچنين مقابله شديد براي کاهش فوق العاده تعرق و تبخير سطحي در اندامها ، صورت گيرد. به همين دليل شکل ظاهري گياه ( ساقه هاي گوشتي ، برگهاي کوچک شونده) نيز نسبت به ساير گياهان خشکي پسند تغيير کند. گونه هاي همراه اجتماعات سياه شور محدود بوده و چند گونه هالوفيت مقاوم مانند گنگ و برخي از گونه هاي علف شور ديده مي شوند. ميوه هاي سياه شور کيسه مانند بوده و محتواي دانه اي افقي مي باشند. بذور اين درختچه در اواخر فصل پاييز مي رسند. سياه شور علاوه بر بذر ، توسط قلمه نيز ازدياد مي شوند.
 

Amyg dalus scopariaبادام کوهي

درختچه اي خوش منظر ، ساقه هاي آن ايستا ، افراشته و سبز رنگ ، برگهاي باريک و کوچک و بعنوان اولين درختچه گل دهنده در فصل بهار با گلهايي درشت و سفيد رنگ در اقليم نيمه خشک کشور ، مناظر بديعي را به تماشا مي گذارد.

اين درختچه در برابر شرايط نامساعد محيط ( کم آبي و نوسانات شديد حرارتي) مقاوم مي باشد. بادام کوهي متعلق به خانواده گل سرخيان(Rosaceae) ، ارتفاع متوسط گياه بين ٥/٢ تا ٣ متر و قطر تاج پوشش آن نيز به ٢ تا ٥/٢ متر بالغ مي گردد. گل هاي سفيد رنگ بادام معمولا" قبل از ظهور برگها در اوايل فروردين ماه ظاهر مي شوند. ميوه هاي آن نيز در خردادماه رسيده و قابل جمع آوري است. بخش وسيعي از کوههاي آهکي ، سنگلاخي ناحيه رويشي ايراني – توراني کشور توسط بادام کوهي بعنوان گونه اي مقاوم و سازگار به خشکي پوشيده شده است. د امنه ارتفاعي رويشگاه بادام کوهي بين ٨٠٠تا ٢٧٠٠متر از سطح دريا بوده که اين محدوده در خطوط همباران ١٥٠تا ٢٥٠ميليمتر قرار گرفته اند. بادام کوهي در خاکهاي عميق تا نيمه عميق ، سنگريزه دار و بر روي تشکيلات آهکي – سيليسي در شيبهاي ملايم کوهستانها مي رويد. طي دهه هفتاد دستگاههاي اجرايي کشور ( مانند منابع طبيعي و آبخيزداري) اهميت و جايگاه اين درختچه را شناخته ، جهت اصلاح و احيا مراتع کوهستاني اقدام به عمليات بذر کاري و نهالکاري بادام کوهي را نموده اند. در چند دهه گذشته بعلت کمبود سوختهاي فسيلي ، اکثر بيابان نشينان از چوبهاي ناشي از قطع درختان بادام کوهي ، جهت تهيه سوخت و ذغال استفاده مي کرده اند، که اين امر بتدريج باعث از بين رفتن اکثر رويشگاههاي بادام کوهي گرديد. آثار و شواهد اين امر را در چاله هاي ذغال سوزي که در اکثر نواحي کوهستاني خشک وجود دارد ، مي توان مشاهده نمود.
 

Halanthium raiflorum گل شوره زار

گياهي بوته اي يکساله ، بند بند، نمدي و گوشتدار مي باشد. معمولا" ا جتماعات گل شوره زار بصورت محدود در حواشي دامنه هاي گنبدهاي نمکي، بر روي خاکهاي لومي غير قليا و نسبتا" شور استقرار يافته اند. دامنه ارتفاعي رويشگاه اين گياه بين ٩٠٠تا ١٢٠٠متر از سطح دريا مي باشد.

گونه هاي گياهي علف شور ، جغجغک ، خارشتر و درمنه دشتي بعنوان گونه هاي همراه در رويشگاههاي گل شوره زار مشاهده مي شود. اين گونه گياهي در اغلب اراضي شور پيرامون تپه هاي مارني – گچي که واجد پوشش گياهي کم تراکم بوده، انتشار دارند. در دشت شور قزوين، تاکستان ، مرداب کرج، سواحل درياچه اروميه، شوره زارهاي همدان ، اراک ، ملاير و بهبهان و حوضه بيابانهاي مسيله بطور طبيعي حضور دارند. ساقه و انشعابات جانبي گياه که بصورت کپه اي روي زمين قرار گرفته اند ، آبدار و نقره اي فام است. اين سيستم هوايي باعث شده که تحمل گياه نسبت به شوري و عدم اتلاف آب از طريق تعرق افزايش يابد. همچنين به گياه امکان مي دهد تا تراکم و غلظت اسمزي دروني خود را تغيير داده و آن را بيشتر از خاک محيط سازد تا در جذب آب موجود در خاک مشکلي نداشته باشد. در بخش دروني پارانشيم آبي گياه وجود يافته هاي درشت ( سرشار از شيره و اکوئولي غني از املاح و اسيد اگزاليک) بصورت تيغه هاي مجاور بافت پارانشيم کلروفيلي ، هدر رفت آب را از اين بخش کنترل کند.

Pteropyrum aucheri پرند

پرند درختچه اي است با شاخه و انشعابات متعدد و متراکم که در نقاط مختلف بیابان مخصوصا" همراه با گیاه درمنه دشتی(Artemisia sieberi ) اجتماعات وسیع و گسترده اي را بوجود مي آورد.

پرند متعلق به خانواده علف هفت بند(Polygonaceae) بوده و ارتفاع این درختچه ها تا ٥/١ متر مي رسد گلهاي آن سفید رنگ و میوه اي قرمز و بالدار تولید مي کند. معمولا" در اقلیم خشک در بستر رودخانه ها و آبراه هاي فصلي بعنوان تنها گونه درختچه اي غالب مشاهده مي شود. پرند اغلب در خاکهاي سنگریزه دار ، سنگلاخي و نیمه عمیق با بافت سبک و متوسط نیز براحتي رشد مي کند.
دامنه ارتفاع رویشگاهي آن در بیابانهاي مسیله و دشت کویر بین ٨٠٠تا ١٩٠٠متر از سطح دریا متغیر است. این نواحي در خطوط همباران ٨٠تا ١٨٠میلیمتر گسترش دارند. این درختچه را مي توان در بلوچستان ، خراسان ، سمنان ، دامغان ، ا صفهان ، قزوین، انارک و اغلب نواحي ایران مشاهده نمود.
گلهاي آن معمولا" در اردیبهشت ماه و میوه هاي بالدار و قرمز خوش رنگ آن در تابستان ظاهر مي شوند. پرند از طریق بذر قابل تکثیر مي باشد. این درختچه علاوه بر نقاط استپي و دشتي در آبراهه هاي نواحي کوهستاني مشرف به بیابانها ( تا ارتفاع ١٨٠٠متر از سطح دریا ) نیز گسترش دارد.

ريواس Rheum ribes

ريواس از گياهان بوته اي دارويي و صخره دوست بشمار مي آيد که در نقاط کوهستاني اقاليم خشک و نيمه خشک رويش دارند.

اين گياه پايا ، معمولا" در نواحي شيب دار کوهستانها ، لابلاي تخته سنگها به خوبي سازگاري پيدا نموده است. برگهاي ريواس معملا" حالت طوقه اي پهن ، بر روي زمين گسترده شده و داراي دم برگ کوتاه ( ٥تا ١٠سانتيمتر) و پهنک بسيار خشن و عريضي ( در برخي موارد قطر پهنک بيش از ٨٠سانتيمتر مي رسد) مي باشد. در سالهايي که متوسط بارندگي ساليانه مطلوب (حداقل ١٣٠ميليمتر) باشد ، ريواس ايجاد ساقه هاي گل دهنده به ارتفاع ٥٠تا ٨٠سا نتيمتر مي نمايد. در انتهاي ساقه گل دهنده ، گل آذين زرد متمايل به کرم در اوايل فصل بهار (ارديبهشت ماه) بخوبي نمايان است. ميوه هاي بالدار و قرمز رنگ گياه در اواخر ارديبهشت ماه و اوايل خرداد ماه رسيده و قابل جمع آوري است. ريواس متعلق به خانواده علف هفت بند ( Polygonaceae) بوده و بعنوان گياه خوراکي و دارويي از قديم الايام در طب سنتي مورد استفاده قرار مي گرفته است. ساقه هاي گل دهنده گياه همزمان با شکفته شدن گلها ، زماني که ترد و تازه هستند، به مصارف خوراکي مي رسد و بعنوان سبزي خوراکي ترش مزه به همراه ساير ترشيجات مورد استفاده قرار مي گيرد. گلهاي ريواس داراي دانه هاي گرد نسبتا" زيادي بوده که زنبورهاي عسل براي تغذيه نوزاد داخل کند و بهره برداري مي کندن. از طرفي گلهاي ريواس را بمنظور رنگ کردن مو به همراه ساير گياهان رنگ دهنده به مصارف مختلف آرايشي مي رسد . ميوه ها و بذرهاي ريواس نيز بعنوان ملين قوي و ضد کرم در طب سنتي استفاده مي کنند.

اشنان Seidlitzia rosmarinus

اشنان درختچه اي شورپسند، مقاوم به خشکي که در اغلب در نواحي شور و قليايي بيابانها ، ايجاد اجتماعات يک دست و وسيعي را مي نمايد. اشنان در بيابانها و شوره زارهاي دشت کوير و لوت ، بيابانهاي مسيله ، دامغان ، سبزوار، خراسان ، کرمان ، يزد و اغلب نواحي شور و قليايي کشور بعنوان گونه اي بومي و سازگار رويش دارد.

اين درختچه متعلق به خانواده اسفناجيان (Chenpodiaceae)بوده و داراي برگهايي آبدار ، گوشتي و استوانه اي شکل که محتوي املاح فراوان مي باشد. ارتفاع متوسط گياه تا دو متر و قطر تاج پوشش آن تا يک و نيم متر نيز مي رسد. زمان گل دهي آن ، اوايل شهريور ماه و بذور آن نيز در آبان ماه بطور کامل مي رسند. بنابراين بهترين زمان جمع آوري بذر ، آبان تا آذر مي باشد. اشنان خاکهاي شور و قليايي را بخوبي تحمل مي کند و در خاکهاي نيمه عميق تا عميق ، همراه با ميزان شوري متفاوت و حتي در تشکيلات مارني( بيابان خطب شکن) نيز مي تواند رشد و نمود کند. قدرت جذب فوق العاده زياد املاح قليايي مانند ترکيبات کربنات سديم و پتاسيم را دارا است به همين دليل از خاکستر حاصل از سوزاندن شاخ و برگ گياه ، ماده اي قليايي «کلياب» بدست مي آورند که در مراکز صنعتي و سنتي مانند صابون سازي ، سفالگري ، شستشوي نخهاي ابريشم و شيشه گري استفاده مي کنند. اشنان اجتماعات گياهي وسيعي در عرصه هاي مختلف بيابانها و شوره زارها مانند بيابانهاي ارغواني ، چاق آباد ، چاه عروس ، چاه شور و اطراف مرنجاب را بوجود مي آورند. طي چند ساله اخير دستگاههاي اجرايي در امر بيابانزدايي به توسعه و گسترش رويشگاههاي اشنان واقع در مراتع قشقلاقي پرداخته است. اشنان نه تنها بعنوان يکي از گونه هاي مرتعي ، بلکه از لحاظ حفاظت خاک نيز حائز اهميت مي باشد . تکثير اين درختچه توسط بذر و در اغلب مواقع بذر پاشي از ريزشهاي جوي با موفقيت همراه بوده است.
 

Artemisia sieberi درمنه دشتي

درمنه دشتي به گويش بيابان نشينان «ترخ» شهرت دارد. اين گياه بوته اي بسيار معطر ، عنصر اصلي و غالب اجتماعات گياهي در استپهاي خشک و نپمه خشک کشور محسوب مي شود. ارتفاع اين بوته بين 30 تا 50 سانتيمتر ، داراي انشعابات متعدد و متراکم که شکل کپه اي را به بوته مي بخشد.

درمنه دشتي از خانواده کاشني(Compositae) بوده و تمام اندامهاي هوايي گياه اعم از ساقه ، برگها ، گل ، ميوه و بذر داراي عطري بسيار تند و نافذ مي باشد. اين گياه در خطوط همباران 100 ميليمتر به بالا به راحتي استقرار مي يابد. اغلب در خاکهاي لومي، شني و لومي رسي ايجاد رويشگاهاي وسيعي را مي نمايد. در عرصه هاي استپي بيابان به همراه ساير گونه هاي بياباني و کم توقع مانند نسي، نتر و علف شور، اجتماعات گياهي متنوعي را بوجود مي آورد. اين گياه اگر چه در فصل بهار و تابستان بواسطه بوي عطر بسيار تند آن ، مورد استفاده چراي گوسفندان قرار نمي گيرد، وليکن در فصل پاييز و زمستان ، زماني که گياه غرق در بذر مي باشد. توسط گوسفندان مورد چرا قرار مي گيرد. درمنه دشتي از جمله بوته هاي بسيار سازگار به شرايط سخت بيابان محسوب مي شود که علاوه بر مصارف علوفه اي ( در مراتع قشلاقي ) ، بوته اي بسيار مقاوم در مقابل فرسايش هاي بادي و نقش ارزنده اي را در حفاظت خاک اين قاط بر عهده دارد. در طي دهه اخير، اهميت اکولوژيکي اين گونه با ارزش در عرصه هاي بياباني تا حدودي مشخص شده و دستگاه اجرايي کشور ( منابع طبيعي) مراتع قشقلاقي را توسط اين گياه بذرکاري مي کنند. تنها روش تکثير گياه توسط بذر مي باشد.


اسکنبيل Calligonum comosum

اسکنبيل درختچه اي است سازگار به شرايط بيابان ، در شنزارها بعنوان گونه اي شاخص و مقاوم به خشکي و کم آبي زندگي مي کند. اين درختچه از جايگاه ويژه اي در شرايط متفاوت اقليم خشک و نيمه خشک بويژه تپه هاي ماسه اي و شنهاي روان برخوردار است. دامنه انتشار آن بسيار گسترده بوده بطوري که در اغلب شنزارهاي مرکزي ايران مانند بيابانهاي شني کرمان ، خوروبيابانک ، نائين، دشت کوير، ريگستان جن ، دامغان ، سيستان و بلوچستان ، کرج و آذربايجان حضور دارند. اسکنبيل متعلق به خانواده علف هفت بند ( Polygonaceae)داراي تنه اي منشعب ، يا غير منشعب، سفيد رنگ، ساقه ايستا و افراشته، برگها اغلب حالت آويز بخود مي گيرند. دوره رشد رويشي آن از اسفندماه آغاز و ظهور برگهاي باريک و کشيده تا اواسط فروردين ادامه پيدا مي کند. گلهاي ريز و سفيد رنگ آن از اواخر فروردين ماه آغاز و تا اواخر ارديبهشت ماه منظره بسيار بديعي را به چهره شنزارها مي بخشد. ميوه ها بتدريج در خردادماه ظاهر مي شوند ميوه هاي مژک دار به رنگهاي کرم ، سفيد، صورتي، قرمز رنگ، تمام پيکر گياه را فرامي گيرند. ارتفاع اسکنبيل معمولا" بين يک تا سه متر متغير است.

سيستم ريشه اي درختچه اسکنبيل در شنزارهاي مناطق خشک، تنها وسيله جاذب رطوبت بوده و يگانه ابزاري است که گياه براي جستجوي رطوبت و ترفيع نياز آبي خودش، به آنها مجهز شده، افزون بر اين بواسطه کمبود ميزان رطوبت در شنزار و کند بودن جريان آب در خاک ، گياه مجبور است بطور مداوم انشعابات ريشه اي را جهت درسيابي به رطوبت کافي، به هر سو گسيل دارد. بنابراين فعاليت رشد سيستم ريشه اي در اين درختچه ها بسيار فعال بوده و حجم وسيعي از ريشه ها، اندامهايي را در مقابل شرايط محيط سخت محافظت مي کند. اين فعاليت را حتي در نهالهاي کوچک گياهان شندوست مي توان مشاهده کرد. در برخي بررسيهاي انجام گرفته پيرامون تناسب اندامهاي زيرزميني(ريشه ها) به اندامهاي هوائي ، نسبت به ده به يک را نيز نشان داده است. به کوتاه سخن، اين حجم ريشه ، يگانه وسيله موثر براي زندگي گياه در خاکهائي است که رطوبت در طبقات عميق تر وجود دارد. سيستم ريشه اي علاوه بر نقش فيزيولوژيک براي گياه (ترفيع نياز آبي) ابزاري نيز مي باشد که گياه را در مقابل بادهاي سهمگين و طوفانهاي شني حفاظت کند . به همين دليل در برخي نقاط شايد بخش وسيعي از خاک اطراف ريشه هاي اسکنبيل توسط باد، برداشته شده باشد. با اين حال گياه همچنان به رشد طبيعي خود ادامه دهد.
اسکنبيل در عرصه هاي تپه هاي شني و ماسه هاي روان براحتي مستقر شده و درختچه اي است شن دوست که سيستم ريشه هاي آن با خاکهاي سبک سازگاري پيدا نموده است. اين درختچه اغلب در بيابانهاي ارمنستان ، تاجيکستان ، صحراي قره قوم ايجاد رويشگاههاي وسيعي را مي نمايد. اسکنبيل تغييرات و نوسانات شديد حراتي و رطوبتي را براحتي تحمل مي کند و براي کاهش ميزان تعرق از سطح برگها ، سطح برگهاي خود را به حداقل رسانده است. شکل برگها باريک ، کشيده و دراز مي باشند تا در مقابل کمبود رطوبت ( مخصوصا" در فصل تابستان ) و حشکسالي ها ، بتواند حداقل اتلاف آب را از برگها داشته باشند. اسکنبيل در طبيعت معمولا" بهمراه ساير گونه هاي شن دوست مانند نسي ، خارسوف ، سوف بي خار، دم گاوي ، آفتاب پرست و کلبيت ديده مي شود. اسکنبيل از جمله درختچه هايي است که در دستگاههاي اجرايي کشور ( منابع طبيعي) براي احيا عرصه هاي شني و شنزارها ، پس از ايجاد بادشکن و يا مالچ پاشي شنهاي روان ، در قالب عمليات بيولوژيک از آن استفاده مي کنند. روش تکثير اسکنبيل علاوه بر بذر توسط قلمه نيز ازدياد صورت مي گيرد.
اسکنبيلها همانند دم گاوي انعطاف اکولوژيک بسيار زيادي در مقابل شرايط سخت محخيط بيابان از خود نشان مي دهند. اين درختچه ها نوسانات شديد درجه حرارت را در فصول مختلف سال براحتي تحمل نموده ، علاوه بر اين با وجود سيستم ريشه اي بسيار گسترده و فعال ، حتي در گرمترين ماه سال نيز از حداقل رطوبت موجود در خاک بخوبي استفاده کرده و در واقع حداکثر صرفه جويي را در مقابل اتلاف آب از طريق تعرق ، از خود نشان مي دهد . اين درختچه ها داراي انشعابات فرعي گسترده بر روي شنزارها بوده و فرم گياه به اشکال متفاوتي ( کروي ، ايستاده و يا خميده ) در تپه هاي ماسه اي مشاهده مي شود. ميوه هاي اسکنبيل معمولا" کروي و توپي شکل بوده و در اواخر بهار تشکيل مي گردد. انبوه ميوه هاي مژک دار اسکنبيل در روي ساقه ها به رنگهاي قرمز، صورتي و زرشکي ، مناظر بديعي را در روي ماسه هاي روان به نمايش مي گذاراند. ميوه داراي تارهاي نازک ابريشمي زياد در اطراف بوده و به شکل توپ کوچک مي ماند که براحتي توسط باد جابجا مي شود . اسکنبيلها در اقاليم خشک و نيمه خشک منحصرا" در خاکهاي ماسه اي و تپه هاي شني استقرار دارند.

Astragalus Squarrosus نتر

«نتر» يا «سوس» نامي است که بيابان نشينان به اين گونه«گون» نهاده اند. درختچه اي است شن دوست ، بسيار مقاوم به خشکي و سازگار به عرصه هاي شني – گچي . اين درختچه متعلق به خانواده پروانه آسا(Papilionaceae) ، ارتفاع آن بين 70 تا 5/1 متر و قطر تاج پوشش آن بين 60 تا 100 سانتيمتر بالغ مي گردد.

برگهاي شانه اي گياه پوشيده از کرکهاي ريز سفيد رنگ بوده به همين دليل ريخت ظاهري گياه سبز نقره اي جلوه مي کند. اين گياه کم برگ بوده و به همين دليل بخشي از مکانيسم فتوسنتز گياه ، توسط ساقه هاي سبز و جوان آن انجام مي گيرد. نتر بومي نواحي ايران ، پاکستان ، افغانستان و ترکمنستان مي باشد. در عرصه هاي شنزارهاي چوپانان ، خوارتوران ، سيستان و بلوچستان و بيابانهاي مسيله( تپه هاي شني مظفرآباد، چاه قرقره و نوار ريگ بلند ) گسترش دارند. خاک رويشگاه نتر اغلب شني ، سبک و گچي مي باشد.دامنه ارتفاعي رويشگاه نتر بين 800 تا 1200 متر از سطح دريا است. اين نواحي در خطوط همباران 80 تا 100 ميليمتر قرار دارند. اين درختچه اغلب همراه ساير گياهان شن دوست مانند کلبيت ، اسکنبيل، نسي و خار سوف ايجاد اجتماعات پراکنده اي را در شنزارها مي نمايد. گلهاي گياه معمولا" در اواسط قروردين ماه ظاهر مي شوند و ميوه هاي حاوي 2تا 3 عدد بذر در خردادماه قابل مشاهده هستند. اين درختچه شن دوست ، گياهي مرتعي و بسيار خوشخوراک در مراتع قشقلاقي محسوب مي شود. در اوايل بهار سر شاخه هاي جوان و گلدار گياه مورد علاقه گوسفندان مي باشد. نتر بوسيله بذر تکثير مي شود.


Ficus carica L.subsp rupestrise انجير خوراکي صخره اي

انجير وحشي که در واقع زيرگونه اي از انجير خوراکي مي باشد، درختچه اي است صخره دوست و کند و رشد که اغلب در نقاط سنگلاخي و شيب دار نواحي کوهستاني نيمه خشک رويش دارد. اين گياه درختچه اي است داراي سيستم ريشه اي فوق العاده فعال و سازگار به نوسانات شديد رطوبتي مي باشد. انشعابات ريشه هاي انجير وحشي در شکاف سنگها ، جايي که تنها در محدوده يقه و منطقه ريشه اين گياه ، مقدار ناچيزي خاک وجود دارد ، نفوذ مي کند.

در برخي موارد فعاليت شديد سيستم ريشه اي گياهان در منافذ سنگها ، منجر به شکستن و خرد کردن سنگها نيز مي شود. وليکن در کوههاي ارتفاعات سياه کوه، کوههاي يخ آب و کوشکوه نيز به طور پراکنده در منافذ تخته سنگها ديده مي شود. وجود اين قبيل گونه هاي درختچه اي بسيار مقاوم و سازگار ، استعداد و پتانسيل منطقه را در ايجاد پوشش استپ – جنگل بالا مي برد و چنانچه خواص اکولوپيک چنين عناصري شناخته شود ، قطعا" در احياء نواحي سنگلاخي و تراسهاي در حال فرسايش کمک بسيار موثري براي مديريت دستگاههاي اجرايي در امر منابع طبيعي خواهد بود. ميوه هاي اين گياه ، شيرين و داراي ارزش غذايي مي باشد به همين دليل اغلب به صورت ميوه هاي خشک در آجيل و تنقلات مورد استفاده قرار مي گيرد.

اسفناج وحشی - آنزيپلکس

اسفناج وحشی از جمله گياهان بوته ای چند ساله می باشد که کشت آن در شرايط آب و هوايی خاص کشور ما نتيجه بسيار مطلوب و خوبی دارد.


گياهی خوشخوراک، و مناسب برای تغذيه دامها می باشد.
در مقابل خشکی و کم آبی و گرمای زياد مقاوم بوده و در محيطهای شور بخوبی رشد می کند ، به علاوه از شوری خاک می کاهد و در نتيجه باعث ایجاد محيطی مساعد برای رشد و تجديد حيات گياهان ديگر می گردد.
روی هم رفته اين گياه با بازده علوفه ای خوبی که دارد برای احياء و اصلاح مراتع مناسب می باشد.

Smirnovia iranica دم گاوي

دم گاوي معمولا" در عرصه هاي تپه هاي ماسه بادي بيابانهاي چوپانان ، نوار ريگ بلند ، شنزارهاي خوار توران و ريگستان جن انتشار دارد. گلهاي اين درختچه معمولا" در اواخر ارديبهشت ماه بتدريج تبديل به ميوه هاي بسيار زيبايي مي شوند. ميوه ها بصورت نيامهاي پفکي شکل ، نسبتا" بزرگ که در داخل آن تعداد ٢ تا ٥ عدد بذر جاي دارد. ميوه بواسطه وجود کيسه هوادار ، سبک بوده و در اوايل مردادماه توسط باد جابجا شده و به اطراف پراکنده مي شوند.

اين گياه معمولا" در خطوط همباران ٨٠ تا١٣٠ ميليمتر بطور طبيعي رويش دارد. دامنه ارتفاعي رويشگاه آن بين ٨٠٠تا ١٢٠٠متر از سطح دريا است. دم گاوي داراي دو نوع سيستم ريشه اي مي باشد. ريشه هاي عمودي گياه که معمولا" در سالهاي اوايل رويش فعاليت دارند، بيشتر بواسطه دسترسي به رطوبت زيرين و استقرار اوليه گياه در شنزار مي باشد. اين نوع سيستم ريشه اي معمولا" زياد فعال نبوده بلکه ريشه هاي افقي و سطحي گياه که معمولا" از سال دوم به بعد فعاليت مي کند، براي دستيابي به رطوبت سطحي با انتشار وسيع و گسترده تا شعاع ٣٥متر نيز گسترش مي يابد . سيستم ريشه اي در رويشگاه طبيعي دم گاوي معمولا" بر روي ريشه هاي سطحي و افقي گياه ، به فواصل ١ تا ٥/١ متر از پايه مادري ، جستهاي جديدي را توليد مي کند که پس از چند سال ، توده اي از درختچه که در زير به هم متصل هستند، بوجود مي آيند بنابراين تکثير دم گاوي علاوه بر انشعابات جستهاي ريشه اي ، توسط بذر نيز تکثير مي شوند.

گياه باريجه Ferala gum mosa

نام گياهي ست پايا و منوکاريپيک ، بومي نواحي کوهستاني مرطوب و نيمه خشک ايران و چند کشور حوضه درياي مديترانه .

عمده رويشگاههاي گياه در استانهاي خراسان ، اصفهان ، تهران ، مازندران ، مرکزي و زنجان مي باشد . شيرابه اي که در اثر خراشهاي طبيعي يا مصنوعي از ريشه ، ، ساقه ، برگ و ميوه گياه تراوش مي شود اصطلاحا" گالبانوم" گويند. صمغ حاصل از گياه ، جز فرآورده هاي فرعي مرتع بوده و بعنوان يکي از مهمرتين گياهان دارويي – صنعتي صادراتي کشور محسوب مي شود.

بدليل کيفيت و مرغوبيت بسيار بالاي باريجه ايران نسبت به ساير ممالک حوضه مديترانه ، ساليانه بيش از دهها تن صمغ ، به شکل خام از کشور صادر و فرآورده هاي حاصل از آن با چندين برابر قيمت به کشور سرازير مي شود يکي از رويشگاههاي با اهميت باريجه ، حوضه هاي آبخيز جنوب و غرب کاشان که براساس آمار سال 1371 ، بيش از يک ششم باريجه صادراتي کشور(حدود يازده تن ) را بخود اختصاص داده است.
از جمله مصارف صمغ باريجه ، کاربرد آن در صنايع عطر و ادکلن سازي، نقاشي ، نساجي و داروسازي است مهمترين ترکيب شيمياي آن ، شامل ترکيبات کوماريني ، استرولي و گليکوزيدي مي باشد.
بدليل بهره برداري هر ساله از اين گياه در رويشگاههاي مختلف کشور و بمنظور يافتن مناسبترين شيوه بهره برداري و برآورد ميزان توانايي آن در توليد محصول ، بررسيهاي مطالعاتي در زمينه شيوه هاي مختلف بهره برداري در چهار مرتع باريجه خيز کاشان ( اسحاق آباد ، ويدوجا ، نشل و مرق) انجام گيرد.
نتايج حاصله نشان داد که ما بين چهار روش بهره برداري مرسم ( برش عرضي ، برش طولي، نربري و رويش ايژي ) ، برش طولي ، مناسبترين شيوه در امر بهره برداري شناخته شد. در اين عمليات حداکثر تا چهار برش ، بسته به قطر و سنگ گياه ، آسيب غير قابل جبراني را وارد نياورده و قدرت بازيابي و ترميم زخم وارد شده ، امکان پذير است.


موضوعات مرتبط: درختان کویری ایران

تاريخ : سه شنبه هفدهم شهریور 1388 | 19:36 | نویسنده : محسن |

عوامل موثر در پایداری سدها

مقدمه

در ادبیات مهندسی سدها را گاه به موجودات زنده تشبیه می‌کنند، زیرا به دلیل تغییر در وضعیت محیط زمین شناختی در طول زمان ، شرایط حکمفرما در سد و مخزن نیز دائما در حال تغییر است. از این رو است که سدها باید به گونه‌ای طراحی و اجرا شوند که در تمام طول بهره‌برداری پایداری قابل قبولی از خود نشان دهند. آگاهی از هر گونه تغییر در شرایط سد و محیط اطراف آن محتاج نصب دستگاههای متنوع و رفتار سنجی دائمی است.

رابطه پایداری و فرار آب

آب جمع شده در مخزن ممکن است از محل پی سد یا تکیه‌گاههای جانبی آن یا از جسم سد تراوش نماید. فرار آب از جسم سد بویژه در سدهای خاکی اهمیت خاصی در پایداری سد دارد. روشهای متنوعی برای کاستن از میزان آب نشتی و تحت کنترل در آوردن آن وجود دارد.
ویژگیهای سنگ و خاک سازنده پی سد و تکیه‌گاههای آن ، مصالح در دسترس برای ساختمان سد ، نحوه طراحی و شکل انتخاب شده برای سد و سرانجام محدودیتهای اجرایی هر یک به نحوی می‌توانند در انتخاب روشهای مناسب برای
آب بندی سد موثر واقع شوند.

تصویر



 

طراحی و اجرا

هدف اصلی در طراحی یک سد خاکی دستیابی به سازه‌ای است که آب را در پشت خود نگاه دارد و علاوه بر آن از نشت آب در دامنه پایاب که رگاب و گسیختگی را به همراه خواهد داشت، جلوگیری کند. اجرای یک سد ساخته شده از مصالح همگن تنها در مواردی معدود که مصالح مناسبی در اختیار بوده و سد ارتفاع زیادی نداشته باشد، مورد توجه قرار می‌گیرد. در اغلب سدها ، مقطع سد حالتی منطقه‌ای دارد تا به این وسیله بتوان ضمن استفاده از مصالح موجود در محل ، کارایی سد را افزایش داد. سدهای منطقه‌ای محتاج هسته‌ای نفوذ ناپذیرتر برای کنترل جریان در داخل بدنه سد هستند.

سدهای خاکی اگر بطور غیر صحیحی طراحی و اجرا شوند، می‌توانند مشکلات و خطرات زیادی را به همراه داشته باشند. سدهای خاکی معمولا با ریختن و کوبیدن لایه‌های متوالی خاک دارای رطوبت مناسب ساخته می‌شوند. تراکم ناقص خاکریز سد یا پی ضعیف آن باعث نشت تدریجی بدنه سد می‌شود و در نتیجه از مقدار « ارتفاع آزاد » آب می‌کاهد یا باعث بوجود آمدن ترکهایی در بدنه سد می‌شود که می‌توانند مسیرهای ناخواسته‌ای برای عبور آب نشتی نشت کنترل نشده داخلی و خارجی باعث
رگاب و ایجاد فشارهای بالازدگی زیاد در پی سد می‌شود.

شکل سد

انتخاب مقطع مناسب برای سد به عوامل چندی وابسته است. عامل مهم در انتخاب نوع مقطع و اینکه یکنواخت یا چند بخشی (منطقه‌ای) باشد، نوع مصالح طبیعی در دسترس است. یک مقطع منطقه‌ای با توجه به مصالح موجود می‌تواند به صورت یک هسته رسی یا پوسته دانه‌ای یا سنگریز با پوسته غیر قابل نفوذ یا سنگریز به همراه یک مانع داخلی باشد. از این میان ، هسته‌های رسی فراوانتر از انواع دیگر بکار گرفته می‌شوند. این هسته‌ها ممکن است به صورت قائم ، شیبدار یا ترکیبی از این دو باشند. دستیابی به دامنه‌های پایدار در سمت سراب و پایاب به جنس مواد مصرفی و نحوه اجرای آن بستگی دارد. بطور کلی تمام بخشهای خاکریز باید به نحو مناسبی ترام یافته و سطح آن ، مخصوصا در دامنه سراب ، یا سنگریز محافظت شود.

ارتفاع سد

ارتفاع سد خاکی تابعی از ارتفاع مورد نظر برای مخزن است. ارتفاع مخزن خود عاملی تعیین کننده در مورد نیروهای جانبی که باید توسط خاکریز تحمل شوند و همچنین فشارهای ناشی از نشت آب در اطراف خاکریز ، است. مقدار نیروی آب نشتی در پی خاکریز ارتباط مستقیم با ارتفاع مخزن دارد و ممکن است توسط عرض خاکریز نیز تاثیر بپذیرد.

تصویر



 

پی و تکیه‌گاهها

ویژگیهای مصالح سازنده پی سد ، مخصوصا نحوه تغییر شکل و مقاومت آن ، در تعیین زوایای پایدار برای خاکریز تاثیر می‌گذارد. در جاهایی که پی از مصالح ضعیفی ساخته شده است، شیب دامنه‌های سراب و پایاب باید کمتر از حالتی باشد که سد بر روی یک پی مستحکم ساخته می‌شود. یکی از مهمترین مسایل در طراحی و اجرای یک سد خاکی ، کنترل نشت آب از میان جسم سد ما اطراف آن و زیر سد است. برای جلوگیری از فرار آب از زیر خاکریز باید یکی از انواع « آب بند » را بکار گرفت.

یکی از رایج‌ترین و اقتصادی‌ترین روشها در مورد کنترل نشت آب ، امتداد دادن در « هسته رسی » نفوذناپذیر سد تا لایه‌های نفوذناپذیر واقع در پی آن است. باید توجه داشت که ادامه هسته رسی تا اعماق زیاد معمولا پرخ است و عمق بیش از 20 متر اغلب مشکلاتی را برای نگهداری
دیواره ترانشه‌ایکه بعدا با رس پر خواهد شد، بوجود می‌آورد.

روش دیگر ، بکار گیری ورقه‌ای از مواد نفوذناپذیر است که تا فاصله‌ای مناسب در سمت سراب امتداد می‌یابد. به این ترتیب با افزایش طول مسیر ، نیروی نشت آب در مواد با نفوذپذیری متوسط کاهش می‌یابد. برای ساختن ورقه نفوذناپذیر معمولا از مصالحی مشابه مصالح هسته رسی استفاده می‌شود


موضوعات مرتبط: عوامل موثر در پایداری سدها

تاريخ : شنبه چهاردهم شهریور 1388 | 17:19 | نویسنده : محسن |

برای سیستم خاکورزی جوی و پشته ای از جنبه های مختلف می توان تعاریف گوناگونی داشت.

از منظر انواع سیستمهای خاکورزی می توان گفت خاکورزی جوی وپشته ای نوعی سیستم کم خاکورزی وچیزی بین خاکورزی معمولی و سیستم  بی خاکورزی می باشد.وبه نوعی یک سیستم خاکورزی حفاظتی نیز می باشدکه در آن از کارنده ها و کولتیواتورهای مخصوصی جهت نگهداری پشته ها برای کاشت محصولات ردیفی استفاده می شود.

از منظر محل کاشت می توان گفت خاکورزی جوی و پشته ای سیستمی متشکل از جوی و پشته هاست که درسالهای متمادی در محل خود قرار می گیرند. بسته به اینکه هدف حفظ رطوبت و یا ایجاد زهکش غنی باشد، پشته هاممکن است باریک یا پهن و جوی ها به موازات خطوط منحنی تراز و یا دارای شیب ناچیز باشند. با کاشت بر روی پشته ها، بذرها در محلی گرم و مرطوب قرار می گیرند.پشته هامی توانند نیمه دائم باشند ویا هرسال بازسازی شوند،که این خود می تواند میزان بقایای گیاهی را بر روی زمین کنترل کند.در سیستم نیمه دائم که پوششی از بقایای گیاهی در بین پشته هاایجاد می شود همچنان اختلال در خاک وجود دارد در حالیکه پوشش سرتاسری در مقایسه با  zero tillage کاهش می یابد.در مجموع، می توان گفت این سیستم درصد حفاظتی کمتری در مقایسه با خاکورزی نواری دارد.

 


موضوعات مرتبط: خاکورزی

تاريخ : شنبه چهاردهم شهریور 1388 | 17:17 | نویسنده : محسن |

 اصـول  پــرورش  بـادام:

مقدمه:

براساس آ:مار منتشرشده سال 1382 سطح زير كشت درختان بادام استان يزد (نهال بارور) 10254هكتار و توليد 11991 تن و ميانگين عملكرد 1297كيلوگرم بوده كه از نظر سطح زير‌كشت استان مقام پنجم به لحاظ توليد نيز مقام پنجم و از نظر عملكرد رتبه 15كشور را به‌خود اختصاص داده‌است.

آمار نشان مي‌دهد كه استان يزد متاسفانه به لحاظ عملكرد در وضعيت مناسبي قرار ندارد كه علت عمده آن خسارت آفاتي چون زنبور مغزخوار بادام و سوسك سرشاخه‌خوار و نيز پراكنده و در هم‌بودن درختان و عدم آبياري و تغذيه مطلوب درختان توسط باغداران مي‌باشد كه توجه به توصيه كارشناسان مربوط توسط باغداران محترم مي‌تواند گامي موثر در جهت افزايش عملكرد و به لحاظ اقتصادي نيز سودآوري مطلوبي براي كشاورزان محترم هم‌استاني نمايد.

 

تاريخچه:

دانشمندان گياه‌شناسي موطن اصلي بادام را به ايران نسبت مي‌دهند.

در كتاب پهلوي «بوندهشن» كه در زمان ساسانيان نوشته‌شده است از انواع درختان ميوه از جمله بادام نام‌برده شده‌است. در كتاب نزهت‌القلوب نوشته حمدالله مستوفي نيز به وجود باغستان‌هاي بادام در نواحي قزوين، فارس و آمل اشاره‌شده‌است. امروزه بادام در برخي از نواحي كوهستاني ايران به‌صورت وحشي ديده مي‌شود. سپس بادام از آسيا به اروپا و از آن‌جا به شمال آفريقا و بعدها در اواسط سده نوزدهم به آمريكا برده‌شده‌است.

 

گياه شناسي :

درختي است از خانواده Rosaceae و از جنس Prunus و گونه Amygdaluss گل بادام روي شاخه‌هاي يكساله به صورت جانبي و انفرادي پديدار مي‌شود و تمام ارقام بادام خودسترون (خود نا بارور) بوده و بنابراين بايستي در باغ درخت گرده‌زا وجود داشته‌باشد.

گرده بادام چسبناك است و تنها توسط زنبور عسل و ساير حشرات انتقال مي‌يابد. نكته جالب توجه اينكه اگر در باغ بادام درخت گرده‌زا از نوع تلخ باشد ميوه‌هاي حاصله روي درختان مغز شيرين، تلخ خواهندشد. اين گياه نيازي به تنك‌كردن ميوه ندارد و سنگيني بار يك‌سال زياني به گياه و ميزان محصول آن در سال بعد نمي‌زند. بلندي درخت بادام به 6 ‌تا10 متر مي‌رسد. ريشه آن قوي است و به طور عمودي تا 3 متر در زمين فرو مي‌رود و به همين دليل نسبت به خشكي و كم‌آبي مقاوم است. تنه درختان بادام در جواني به رنگ خاكستري شفاف و صاف كه به‌تدريج رنگ آن تيره‌تر مي‌شود و ترك برمي‌دارد. برگ بادام كشيده و نوك‌تيز و چرمي و كلفت است و بنابراين در هواي گرم و خشك مقاوم است.

 

ارقام بادام :

رقم‌هاي مهم بادام كه توسط موسسه تحقيقات و تهيه نهال و بذر معرفي شده‌اند عبارتند از:
- رقم آذر

- رقم سهند

- رقم حرير

- رقم شكوفه

- رقم يلدا

- رقم Nonpariel

 

تركيبات و خواص غذايي:

تقريباً تمام بادام‌هاي كاشته‌شده برخلاف رقم هاي وحشي مغز شيرين دارند ولي در برخي كشورها مانند ايران رقم‌هاي بادام تلخ دست‌كاشت نيز وجود دارد كه ميوه آنها جداگانه جمع آوري و به مصارف صنعتي و تهيه روغن بادام تلخ مي‌رسد. علت تلخي رقم‌هاي بادام وجود ماده گلوكوزيد سيانوژنيك آميگدالين (اسيدسيانيدريك) در مغز آنها است. مغز بادام از مواد گوناگوني نظير اسيد آمينه، چربي، مواد معدني و ويتامين‌ها تشكيل‌شده است.

 

جدول زير ميزان مواد تشكيل دهنده در يكصدگرم مغز بادام را نشان مي‌دهد:

 

مواد

مقدار

آب

7/4 گرم

پروتئين

6/18 گرم

چربي

1/54 گرم

كربوهيدرات

5/19 گرم

فيبر

6/2 گرم

خاكستر

3 گرم

فسفر

475 ميلي گرم

كلسيم

254 ميلي گرم

آهن

7/4 ميلي گرم

سديم

4 ميلي گرم

پتاسيم

3/73 ميلي گرم

تيامين

24/0 ميلي گرم

ريبوفلاوين

76/0 ميلي گرم

نياسين

5/4 ميلي گرم

ويتامين B6

1/0 ميلي گرم

انرژي

598 كالري

 

موارد استفاده از بادام :

- به‌صورت خام يا بوداده در تهيه شكلات، شيريني، آجيل و نوعي خورش مصرف مي‌شود.

- به‌صورت نارس چغاله آن مصرف مي‌شود.

- مغز بادام شيرين و تلخ و نيز روغن آنها براي از بين‌بردن بو و طعم داروهاي نامطلوب به‌كار مي‌رود.

- از عصاره بادام شيرين كه به آن اكسيژن وارد كرده باشند نوعي پماد بدست مي‌آيد كه التهاب پوستي را درمان مي‌كند.

- روغن بادام در تهيه مواد غذايي و برخي صنايع داروسازي به‌كار مي‌رود.

 

آب و هوا :

براي موفقيت در كشت و پرورش بادام شرايط محيطي مطلوب ضروري است دما مهم‌ترين فاكتور اقليمي براي پرورش بادام است. بادام براي جوانه‌زني يكنواخت در بهار به سرماي زمستانه متوسطي نياز دارد (500-100 ساعت دماي كمتر از 7 درجه سانتي‌گراد) و نيز مقاومت آن به سرماي زمستان در حد متوسطي است (كمتر از ميوه هلو) گل‌هاي بادام در بهار از ساير ميوه‌ها به غير از فندق زودتر باز مي‌شوند و بنابراين نسبت به سرماي ديررس بهاره بسيار حساس هستند بادام براي رساندن ميوه خود نياز به 8-6 ماه فصل رشد دارد و در تابستان خواهان هواي گرم و خشك مي‌باشد.

 

 

خاك:

مناسب‌ترين خاك براي بادام خاك‌هاي لومي مي‌باشند اما با توجه به اين‌كه درختان بادام اغلب در خاك‌هاي غير حاصلخيز كاشته مي‌شوند، بنابراين قبل از كاشت براي تعيين ميزان كمبود مواد غذايي بايد تجزيه خاك صورت گيرد. تجزيه برگي نيز براي تشخيص مقدار و نوع عناصر غذايي خاك مفيد است.

 

مرحله كاشت :

الف) تهيه خزانه و توليد نهال

زمين خزانه را در شهريور و مهرماه شخم مي‌زنند و در هر هكتار آن 20 تا30تن كود حيواني پوسيده و 150تا 200كيلو كود شيميايي (فسفاته) مي‌دهند پس از همواركردن زمين آن را به‌صورت جوي و پشته‌اي در مي‌آورند. عرض پشته‌ها نظر به اين‌كه يك يا دو طرف آن بذر بادام كاشته مي‌شود از 1 تا 5/1متر متفاوت است.

از اواسط تا اواخر پاييز بذر بادام (تلخ، شيرين) را به صورت خطي و به فاصله 15سانتي‌متر از لبه جوي‌ها در يك يا دو طرف پشته‌ها در چاله‌هايي به گودي 7 تا10 سانتي‌متر مي‌كارند. مقدار بذر براي هر هكتار زمين خزانه 250 تا 300 كيلوگرم است. تعداد نهال توليد شده در اين مقدار بذر حدود 60 تا 70 هزار عدد است.

پس از كاشتن بادام آب كمي به نام «نم آب» به زمين خزانه داده‌مي‌شود. بذرها دوره خواب خود را در زمين مي‌گذرانند و در بهار سبز مي‌شوند. پس از سبزشدن بذرها و به تناسب بالارفتن دماي هوا خزانه را آبياري مي‌كنند. فاصله آبياري كوتاه و از 5 تا 7 روز است. در طول دوره رشد مقدار 300 كيلوگرم كود سرك نيز در دو تا سه نوبت در ماه‌هاي خرداد تا مرداد به خزانه مي‌دهند.

ب)مرحله پيوند

پيوند نهال بادام در دو زمان زده مي‌شود:

1) پيوند تابستانه يا خودرو: در اين وضعيت در ماه‌هاي خرداد و تير پيوند شكمي زده مي‌شود. اين پيوند در مناطقي انجام مي‌گيرد كه فصل رشد طولاني دارند و پيوندك پيش از رسيدن سرما فرصت كافي براي رويش دارد. پس از جوش خوردن و سبزشدن پيوندك، نهال را از بالاي محل پيوندك سربرداري مي‌كنند. در طول تابستان خزانه آبياري و وجين مي‌شود. سپس كود سرك به آن داده‌شده و جوانه‌هاي غير پيوندي قطع، و بعد بر ضد كليه آفات و بيماري‌ها مبارزه مي‌شود. اين نهال‌ها اواخر پاييز يا اسفند همان‌سال به زمين اصلي برده و كاشته مي‌شوند. ارتفاع محل پيوند حدود 15 تا 25 سانتي‌متري يقه نهال و قطر نهال بيش از 5/1 سانتي‌متر است.

2) پيوند پاييزه يا پيوند خواب: اين پيوند هم به‌صورت شكمي در اواخر تابستان زده مي‌شود ولي آن‌را پيوند پاييزه مي‌نامند. در اين وضعيت پيوندك پس از پيوند رشد نمي‌كند (ولي مي‌گيرد) و به همان‌صورت تا بهار سال بعد باقي مي‌ماند و به اين دليل آن را پيوند خواب مي‌گويند. سربرداري از نهال پايه در بهار سال بعد و پس از سبزشدن پيوندك انجام مي‌گيرد. در فصل تابستان مانند پيوند «جودرو» مراقبت‌هاي لازم از خزانه به عمل مي‌آيد و اواخر پاييز يا زمستان در صورتي‌كه پيوندك يك‌ساله و پايه دوساله است آن را به زمين اصلي مي‌برند.

ج) كاشت نهال در زمين اصلي

زمين بادامستان را شخم مي‌زنند، سنگ، ريشه گياهان و علف‌هاي هرز آن را جمع‌آوري كرده و زمين را هموار ميكنند. با توجه به امكانات مقدار 15 تا 25 تن كود حيواني در فصل پاييز به زمين مي‌دهند و آن را با خاك مخلوط مي‌كنند. پس از آماده شدن زمين با كوبيدن ميخ و يا ريختن گچ، خطوط كاشت و محل چاله‌ها را تعيين مي‌كنند. معمولاً چاله‌ها را در فصل پاييز درست مي‌كنند. چاله‌هاي كشت با استفاده از بيل و يا نهركن، كنده مي‌شود.

دهانه چاله‌ها 50 تا 90 سانتي‌متر و گودي آن حدود 60 سانتي متر است و فاصله كشت درختان بادام را برحسب شرايط آب و هوايي، نوع خاك و پايه حدود 12-7متر در نظر مي‌گيرند كاشت نهال در زمين اصلي اواخر پاييز يا اواخر زمستان و پس از خطر سرما پيش از بيدارشدن جوانه‌ها انجام مي‌گيرد.

پس از كاشتن نهال، خاك اطراف آن را با فشار پا يا بيل مي‌كوبند تا نهال كاملاً محكم شود و نشست خاك پس از آبياري به كمترين مقدار برسد. نهال را طوري مي‌كارند كه محل پيوند چند سانتي‌متر بالاتر از خاك باشد. نهال كاشته‌شده را از بلندي 60 تا 120 سانتي‌متري - باتوجه به شكلي كه به درخت خواهندداد- قطع مي‌كنند تا با رويش جوانه از اطراف نهال و انتخاب مناسب‌ترين شاخه‌ها اسكلت اوليه درخت شكل بگيرد. روش كاشت در باغ‌هاي قديمي كرتي و در باغ‌هاي جديد نشتي و رديفي است و آب به دور طوقه درخت نمي‌رسد.

 

مرحله داشت :

الف) هرس

در باغ‌هاي قديمي هرس از طريق قطع شاخه‌هاي خشك و پاجوش‌ها انجام مي‌گيرد. در باغ‌هاي جديد كه براساس اصول باغباني‌كاشته شده‌اند دو نوع هرس انجام مي‌شود:

1)هرس شكل: هرس شكل بادام معمولاً جامي است در رقم‌هايي كه شاخه‌هاي آن تمايل به رشد افقي دارند درخت را پا‌بلند مي‌گيرند و آن‌را از 120 سانتي‌متري قطع مي‌كنند ولي در رقم‌هايي كه شاخه‌ها رشد عمودي دارند مانند رقم «محب‌علي» طول تنه را 60 تا 100 سانتي‌متري مي‌گيرند. در سال دوم بالا‌ترين جوانه روييده از پايين محل قطع را به عنوان جايگزين تنه اصلي انتخاب كرده و آن را بالاتر از بقيه شاخه‌ها هرس مي‌كنند و بقيه شاخه‌ها را در چهار طرف اين محور و كوتاه‌تر از شاخه جايگزين هرس مي‌كنند. طول اين شاخه‌ها را حدود 30 سانتي‌متر مي‌گيرند.

در سال سوم شاخه‌هاي فرعي درجه يك را به طول30 سانتي‌متر نگه مي‌دارند و بقيه شاخه‌ها را سربرداري مي‌كنند. در سال چهارم اسكلت درخت تشكيل مي‌شود و ديگر سربرداري انجام نمي‌گيرد زمان انجام هرس اسفندماه و در هنگام خواب درخت است.

2) هرس ساليانه: درخت بادام چندان نياز به هرس ساليانه ندارد و در هر دو تا سه سال يكبار شاخه‌هاي خشك و نابجا و آفت‌زده قطع مي‌شوند البته پاجوش‌ها هر ساله حذف مي‌شوند.

ب) تغذيه

در باغ‌هاي قديمي كه درختان پراكنده و با درختان ديگر به صورت در هم كاشته شده‌اند مصرف كود شيميايي رايج نيست. مصرف كودهاي حيواني در اين باغ‌ها، در جاهاي گوناگون، با توجه به نوع محصول متفاوت است، در باغ‌هاي جديد كودشيميايي هم داده مي‌شود.

مصرف كود در اين باغ‌ها براساس آزمون خاك و برگ و توصيه كارشناسان صورت مي‌گيرد. موسسه تحقيقات آب و خاك در دوره قبل از باردهي براي هر درخت 200تا 300 گرم سوپرفسفات تريپل يا فسفات آمونيم درخاك‌هاي شني به همان مقدار سولفات پتاس توصيه مي‌كند كودهاي فسفره و پتاسه در پاييز يا اسفند در زمان شخم داده‌مي‌شود (ترجيحاً به صورت چالكود يا نواركود) پس از باردهي براي هر درخت مقدار زير توصيه شده‌است.

سوپر فسفات تريپل 500 تا 800 گرم

سولفات آمونيم 300 تا 400 گرم

سولفات پتاس 400 تا 600 گرم (ترجيحاً به صورت چالكود و يا نوار كود)

ج) آبياري

درخت بادام به كم آبي و خشكي مقاوم است در مناطق با بارندگي 300 تا500 ميلي‌متر با پراكندگي مناسب مي‌توان بادام ديم به‌عمل‌آورد اما در صورتي‌كه ميزان بارندگي كمتر از 200ميلي‌متر و پراكندگي آن نامناسب باشد بايد بادامستان را آبياري كرد. ميانگين آب لازم براي هر هكتار بادام‌كاري به روش غرقابي حدود 6 تا 7 هزار مترمكعب و با روش قطره‌اي حدود 3000 متر‌مكعب است. از نظر كيفيت آب درخت بادام شوري آب را تا حدود هزار‌ميكروموس تحمل مي‌كند و كاهش محصول ندارد ولي ضريب هدايت الكتريكي بالاتر از اين باعث كاهش محصول مي‌شود.

د) شخم

در باغ‌هاي قديمي و با درختان درهم شخم با بيل و در باغ‌هاي جديد و درختان رديف شخم عمدتاً توسط ماشين صورت مي‌گيرد. زمان شخم معمولاً پايان فصل سرد و پيس از برطرف‌شدن يخبندان مي‌باشد.

ه) آفات و بيماري‌ها

از آفات مهم بادام در استان يزد مي‌توان به زنبور مغزخوار بادام و سوسك سرشاخه‌خوار اشاره نمود كه هر ساله خسارت قابل‌توجهي را به اين محصول وارد مي‌نمايد كه با همكاري كشاورزان در جهت جمع‌آوري و از بين‌بردن ميوه‌ها و سرشاخه‌هاي آلوده و نيز توجه به توصيه كارشناسان مربوط مي‌توان جمعيت آفت را كنترل نمود و از ديگر آفات و بيماري‌هاي مهم بادام مي‌توان به شته خال‌دار هلو، شپشك آسيايي، شپشك گوجه، پوست‌‌خوارها، چوب خوارها، كانپوديس، كرم سفيدريشه و از بيماري‌هاي مهم بادام مي‌توان به پوسيدگي سفيدريشه، لكه آجري بادام و شانكر باكتريايي اشاره نمود كه براي كنترل موارد فوق بايستي با كارشناسان مربوط مشورت نمود.

 

مرحله برداشت :

برداشت بادام زماني انجام مي‌گيرد كه پوشش سبز ميوه تغيير رنگ داده‌باشد در بيشتر بادام‌ها پس از رسيدن و تغيير رنگ پوست (زرد و قهوه‌اي) پوست بيروني به آساني از ميوه جدا مي‌شود ولي در رقم‌هاي مانند محب علي كه ميوه از پوشش خود به آساني جدا نمي‌شود بايد پس از برداشت بادام، پوست را از روي آن كند.

 

 


موضوعات مرتبط: اصول پرورش بادام

تاريخ : شنبه چهاردهم شهریور 1388 | 10:54 | نویسنده : محسن |
فرسایش دیواره رودخانه:

در اين بين فرسايش خاک يکي از بزرگترين چالشها و موارد مورد ابتلا در سطح جهان بشمار ميرود. بر اساس امار ارائه شده توسط دايره کشاورزي امريکا بيش از يک سوم اراضي قابل کشت جهان در خلال سالهاي 1950 -2000  تخريب شده و از بين رفته اند. نرخ فرسايش خاک در بيشتر اراضي مناطق اسيا، افريقا و امريکاي جنوبي بين 15-10 تن در هکتار در سال است که بسيار نگران کننده ميباشد. در عين حال بيش از 90 درصد اراضي زراعي جهان با نرخ فرسايشي بزرگتر از نرخ جايگزيني  خاک روبرو هستند.
اشکال مختلف فرسايش بويژه فرسايش آبي هر يک نقش موثري در روند موجود ايفا ميکنند.  در بين اشکال مختلف فرسايش ، فرسايش کناري يکي از مهمترين و موثرترين آنهاست که علاوه بر از بين بردن و تخريب اراضي حاصلخيز حاشيه رودخانه بعنوان مهمترين منبع غير نقطه اي آلاينده که رسوبات بسيار بالايي را توليد ميکند شناخته ميشود. در مطالعه و بررسي توليد رسوب سالانه حوزه بايد به فرسايش کناري اهميت ويژهاي قائل شد . در بسياري از مطالعات فرسايش و رسوب که در سطح کشور انجام ميگيرد عمدتا بر روي انواع فرسايش که در سطح حوزه هاي ابخيز روي ميدهد توجه ميگردد و فرسايش کناري کمتر مورد توجه قرار ميگيرد . در حاليکه در بسياري از حوزه هاي آبخيز رسوبات ناشي از فرسايش کناري سهم عمده اي را در ميزان رسوبات توليد شده حوزه دارند. روسگون ( 1976) نشان داده که بيش از 49 درصد رسوبات توليد شده در يک حوزه 14000 هکتاري در کلرادو ناشي از فرسايش کناري در طول 5 کيلومتر از رودخانه east fork  است . مطالعات جديد در امريکا حاکي از انست که بيش از 80 درصد از رسوبات توليد شده در اراضي لسي جنوب امريکا ناشي از فرسايش کناري است ( سيمون و همکاران 1996).
پيامدهاي فرسايش کناري فقط به توليد رسوبات محدود نميگردد بلکه باعث بروز تغييرات و ناپايداريها در رودخانه و نهايتا تغيير الگوي رفتاري رودخانه ميگردد.  لذا جهت مقابله با اين پديده و کاهش اثرات مخرب ان نياز به شناخت پديده فرسايش کناري و مکانيزم وقوع آن است .

 

فرايند فرسايش کناري رودخانه ها :
رودخانه به لحاظ پويايي که در طبيعت ان نهفته است در صدد رسيدن به يک تعادل پايدار است . در حالت تعادل معمولا فرسايش در يک بازه در بالا دست رودخانه تقريبا با ميزان رسوبگذاري در بازه ديکري در پايين دست برابري ميکند. حتي اگر به رودخانه هايي که ظاهرا پايدار به نظر ميرسند نيز دقت گردد تغييرات مسير رودخانه در دوره زماني بلند مدت قابل مشاهده خواهد بود. اما اگر دخالتها و فعاليتهاي انساني اين تعادل را بر هم زند باعث افزايش نرخ فرسايش در رودخانه خواهد شد و منافع ساير انسانها و حيات جانوري رودخانه را به مخاطره خواهد انداخت. رودخانه قادر به تخريب اراضي ارزشمند کشاورزي ، جاده ها و ساير سازه هاي احداث شده در حاشيه آن خواهد بود.
مهمترين مانع در راه مقابله با فرسايش کناري عدم شناخت  عملکرد برخي پيشنهادهاي اصلاحي در حاشيه رودخانه است . بعنوان مثال اجراي پروژهاي جهت مقابله با جريان مازاد رودخانه در دشت سيلابي ان باعث هدايت جريان مازاد به پايين دست و تشديد فرسايش و سيلاب در ان محدوده گردد. مثال ديگر ميتوان به اجراي پروژه تثبيت ديواره در يک بازه از رودخانه اشاره کرد که منجر به تغيير برخي مشخصات هيدروليکي جريان ميگردد و ممکن است در يک بازه ديگر در پايين دست فرسايش را تشديد نمايد.
از انجايي که فرسايش کناري يک پديده طبيعي در رودخانه بشمار ميرود و در اثر ان انرژي جريان مستهلک شده و تحليل ميرود لذا در برخي شرايط مناسب اين است که رودخانه به حال خود رها شده و از دخالت در روند پيچيده و ديناميک رودخانه حذر نمود. اتخاذ اينگونه تصميمات نياز به اشنايي عميقتر با رفتار رودخانه و مکانيزم فرسايش و تخريب ديواره ها دارد.
 

2- فرسايش و رسوبگذاري طبيعي (natural erosion & sedimentation)
 

اکثر رودخانه ها در بازه هاي کم شيب وبا  مصالح  فرسايش پذير تمايل به ماندري شدن و ايجاد قوس دارند. حتي در رودخانه هايي که مسير مستقيم دارند  اين روند منجر به ايجاد مسيرهاي فرعي جريان و مناطق کم عمق و عميق خواهد شد. حرکت سريع آب در قوس خارجي باعث ايجاد تنشهاي برشي بالا و نهايتا  فرسايش ديواره و در قسمتهاي داخلي که سرعت جريان و تنش برشي  کم ميشود باعث رسوبگذاري ميگردد. اين عمل باعث افزايش الگوي ماندري رودخانه و ايجاد موانع و جزاير در داخل مسير ميگردد. شکلهاي زير نحوه ايجاد موانع و محلهاي تمرکز تنش برشي را در يک بازه  نشان ميدهند.

bank erosion


 
شکل 1- نحوه ايجاد موانع و گسترش ماندر


 
bank erosion

                         شکل2 محل تمرکز تنش برشي در قوس رودخانه

عمل ماندري شدن باعث افزايش طول ابراهه و نتيجتا استهلاک انرژي جريان در مسيري طولاني تر ميگردد.. قوسهاي ايجاد شده در يک پيچ رودخانه ممکن است به قدري تند گردد که قوس قبلي را قطع کرده و باعث ايجاد مناطق حايل کوچکي در بين قوس قديم و جديد گردد که با وقوع سيلاب بعدي اين منطقه به زير آب رفته و يا شسته شود و نهايتا مسيري جديدتر و مستقيم تشکيل گردد. شکل زير نحوه وقوع اين پديده را نشان ميدهد.

 
bank erosion

شکل 3- نحوه ايجاد ماندرهاي متقاطع و جراير هلالي


 
پيچ قديمي در اين مرحله از بدنه رودخانه جدا شده و به شکل يک هلال يا يک کمان در مي ايد. اين فرايند، معمول ترين روش کاهش شيب رودخانه ها و رسوبگذاري مواد حمل شده توسط جريان روخانه است . توسعه دشت سيلابي در طول زمان ناشي از اين توالي عمل فرسايش و رسوبگذاري است . بنابر اين رودخانه در دشت سيلابي عنصري ذاتا متحرک و تغيير پذير است و متوقف ساختن اين حرکت بسيار پرهزينه و مشکل بوده و ممکن است به بروز مشکلاتي در پايين دست منجر شود.   

3- شناخت فرسايش کناري و تخريب ديواره:
حرکت جريان آب رودخانه باعث بروز فرسايش کناري ميگردد. از آنجا که عوامل متعددي در محل و نيز بالا دست حوزه آبخيز رودخانه حرکت رودخانه را متاثر ميسازند توجه به جميع جوانب چه در بالا دست حوزه و جه در محل فرسايش بسيار مهم و اساسي است. نکته اي که بايد به ان توجه داشت اين است که فرسايش کناري و تخريب ديواره هاي يک رودخانه دو فرايند کاملا متمايز از يکديگر ميباشند هر چند که اغلب توام با هم روي ميدهند. فرسايش کناري به پديده اي اطلاق ميگردد که ذرات خاک سطحي ديواره شسته و توسط جريان حمل ميشود اما تخريب ديواره به معناي متلاشي شدن توده عظيمي از مصالح کناره و ريختن ان به داخل رودخانه است . مکانيزم هر يک از اين پديده ها  در ادامه بيان خواهد شد.
3-1- فرسايش کناري )    (bank erosion:
فرسايش کناري روندي طبيعي است که ممکن است با دخالت بشر در سطح حوزه و يا حاشيه رودخانه تسريع و يا کم گردد. (هندرسون و شيلدز 1984) فرسايش طبيعي را چنين تعريف ميکنند :فرسايش طبيعي فرايندي است که بدون دخالت و فعاليت قابل توجه بشري و يا فرايندهاي مخرب طبيعي از قبيل سيل و يا اتش سوزي جنگل در سطح حوزه روي ميدهد. همين منبع فرسايش تشديد شونده را فرسايشي معرفي ميکند که فعاليتهاي بشر(تغيير کاربري) و يا وقايع طبيعي ( وقوع جريانات سيلابي)  عاملي در جهت تسريع آن بشمار ايد. در بسياري مواقع تغييرات عمده در ميزان جريان، جهت جريان و يا وقوع جريان واريزه اي عامل اساسي در جهت تشديد فرسايش کناري بشمار مي ايد. اينگونه تغييرات عمدتا ناشي از فعاليتهاي توسعه شهري ، تخريب جنگل و چراي مفرط دام ميباشند که نهايتا منجر به افزايش رواناب و فرسايش و رسوب ميگردد.
جدول زير به معرفي عوامل موثر در فرسايش کناري و مشخصه هايي از اين عوامل که فرسايشارا تحت تاثير قرار ميدهند مي پردازد.
جدول شماره 1- عوامل موثرو مشخصات مربوطه در فرسايش کناري
عامل
مشخصه مربوطه
-جريان
-مصالح ديواره
-اقليم
-شرايط زير سطحي
-هندسه کانال
-بيولوژي
-عوامل انساني
ميزان ، تواتر و تنوع جريان ، ميزان و نحوه توزيع سرعت و تنش برشي ، درجه تلاطو و توربولانس جريان
اندازه، دانه بندي، چسبندگي و لايه بندي
ميزان،شدت و مدت بارش ، دوره بخبندان
نيروهاي نشتي ،پايپينگ، سطح رطوبت خاک، فشار منفذي آب
عرض، عمق و شيب کانال ، ارتفاع و شيب ديواره ، ميزن انحناي مسير
نوع و تراکم پوشش گياهي ، سيستم ريشه گياهان
توسعه شهري، عمليات زهکشي ، سازه هاي حفاظت ديواره
از عوامل بسيار موثر در بحث فرسايش کناري ، مساله پوشش گياهي حاشيه رودخانه است بطوري که تخمين زده ميشود که گياهان قادرند مقاومت برشي ديواره ها را تا 2000 بار افزايش دهند. درخت بيد به لحاظ شرايط بيولوژيکي و سرعت رشد  از متداول ترين گياهان در بحث حفاظت کرانه ها است .
جريان آب رودخانه قادر به ايجاد نيروهاي کششي )  (dragاست که بر روي ديواره اثر ميکند و ذرات خاک سطحي ديواره را از بدنه ان جدا ميسازد.
فعل و انفعالات هيدروليکي نيز در فرايند فرسايش کناري نقش مهمي را ايفا ميکنند. اين شرايط هيدروليکي بويژه در جريانات با دبي هاي بالا بسيار تاثير گذارتر هستند ، بطوري که در دبي هاي بالا  به لحاظ افزايش محسوس سرعت جريان ، تنش برشي ايجاد شده نيز بالا خواهد رفت و نهايتا افزايش تنش برشي پتانسيل ايجاد فرسايش را تقويت ميکند. هر چند فعاليتهاي هيدروليکي در مصالح چسبنده به اندازه مواد غير چسبنده ايفاي نقش نميکنند. فعاليت هيدروليکي در مواد چسبنده باعث تراکم ذرات ريز  در ماههاي کم اب و خشک ميگردد.  اين بخشهاي متراکم شده و تجمع يافته ممکن است شامل هزاران ذره ريز سيلت و رس باشند  واين دانه هاي ريز و چسبنده به دانه هاي شن چسبيده و باعث افزايش مقاومت برشي انها گردند.
بطور کلي سه نوع ديواره وجود دارد:
3-1-الف- ديواره هاي چسبنده cohesive  banks )  ( :
در اين نوع از ديواره ها ذرات بشدت به يکديگر چسبده و متصل هستند و اين اتصالات قوي باعث ميگردد که در مقابل  فرسايش بخوبي مقاومت نمايند. خاکهاي چسبنده حاوي مقادير معتنابهي رس و سيلت هستند که باعث بروز برخي فعاليتهاي شيميايي روي کاتيونها ميگردند. اين فعاليتها منجر به ايجاد پيوندهاي الکترو شيميايي  بين ذرات  ميگردد به همين جهت مطالعه و بررسي  پديده فرسايش ديواره هاي چسبنده بسيار غامض و پيچيده است از ديگر عوامل مهم و تاثير گذار در فرسايش کناري ميتوان به  نوع و ميزان کاتيونها ي موجود در آب و  نيز ساختمان خاک که شامل ميزان و انواع کانيهاي رسي است اشاره کرد . بدليل نفوذ پذيري کمتر  مصالح چسبنده ، تاثير نشت ، پايپينگ ، يخ زدگي و جريانهاي زير سطحي  در ايجاد فرسايش کناري ديواره هاي چسبنده کاهش مي يابد. از طرف ديگر همين نفوذ پذيري کم مصالح چسبنده باعث ايجاد پتانسيل تخريب و شکست در خلال تخليه سريع و افت ناگهاني سطح آب بدليل عدم امکان زهکشي ميگردد.    
3-1- ب- ديواره هاي غير چسبنده  (cohesion less  banks )  :
کرانه رودخانه ها تشکيل شده از خاکهاي غير چسبنده اي هستند که معمولا به شکل توده هاي عظيم خاکهاي ناهمگن نمايان ميشوند. خاکهاي غير چسبنده معمولا ترکيبي از سيلت ، ماسه و شن هستند . اين ترکيب از خاکها هيچگونه رابطه و پيوند الکترشيميايي با يکديگر نداشته و لذا بطور مستقل و مجزا در معرض فرسايش قرار ميگيرند. فرسايش خاکهاي غير چسبنده توسط نيروهاي ثقلي و مشخصه هاي ذرات از قبيل اندازه ، شکل و دانه بندي کنترل ميگردد.  عوامل موثر در فرسايش عبارتند از ميزان رطوبت خاک ، دانسيته چريان ، جهت و اندازه جريان، سرعت جريان در مجاورت ديواره ، توربولانس جريان ، ميزان و تغييرات تنش برشي روي ديواره و نيز نيروهاي ناشي از نشت ، پايپينگ و موج.
تحليل مکانيزم فرسايش بدليل فقدان پيوندهاي الکتروشيميايي بين ذرات بمراتب ساده تر از ذرات چسبنده است . به همين دليل مطالعات و تحقيقات بسياري در اين زمينه صورت گرفته است و ميزان تنش يرشي بحراني  براي هر يک از انواع خاکهاي غير چسبنده محاسبه شده است جدول زير مقادير تنش برشي انواع خاکهاي غير چسبنده را نشان ميدهد.
جدول شماره 2- تنش برشي بحراني مواد غير چسبنده ديواره
نوع مواد
DS (CM)
Φ درجه
τcr (kg/m2)
تخته سنگ
خيلي بزرگ
> 200
42
182
بزرگ
>100
42
91
متوسط
>0 5
42
45
کوچک
>25
42
24
سنگ
بزرگ
>12.7
42
11
کوچک
>6.3
42
5.5
سنگريزه
خيلي درشت
>3.3
41
2.6
درشت
>1.5
40
متوسط
>0.76
38
1.3
ريز
>0.4
36
0.6
خيلي ريز
>0.2
35
0.3
ماسه
خيلي درشت
>0.1
33
0.15
درشت
>0.05
32
0.05
متوسط
>0.025
31
0.03
ريز
>0.01
30
0.02
خيلي ريز
>0.008
30
0.015
سيلت
0.01
درشت
>0.005
30
0.005
متوسط
>0.003
30
0.005
3-1- ج- ديواره هاي لايه اي) interbedded banks ( :
اين نوع ديواره ها متداول ترين نوع ديواره ها در سيستمهاي طبيعي است . خاکهاي ديواره ها  با مصالح و خصوصيات فيزيکي متفاوت در لايه هاي مختلف بر روي يکديگر انباشته ميشوند. رفتار متفاوت لايه هاي چسبنده و غير چسبنده که در مجاورت يکديگر قرار گرفته اند پتانسيل فرسايش در ديواره را افزايش ميدهد. بطور مثال در صورتي که لايه بالايي چسبنده و لايه پاييني غير چسبنده بوده ، لايه غير چسبنده تحت تاثير فرسايش قرار گرفته و تخريب ميگردد و باعث از بين رفتن تکيه گاه لايه چسبنده ميشود و در طي زمان تحت اثر نيروهاي ثقلي لايه جسبنده نيز فرسوده ميگردد.
3-2- محدوده کرانه رودخانه ها ( river bank zones ):
کرانه رودخانه را ميتوان به سه قسمت عمده  تقسيم کرد . هر چند به لحاظ تغييرات سطح آب رودخانه در فصول مختلف اين محدوده ها نيز تغيير ميکنند اما جهت روشن شدن برخي مباحث تئوريک اين محدوده ها ميتوانند کارگشا باشند. شکل زير محدوده هر يک از اين نواحي را نشان ميدهد.

 

bank erosion

شکل 4- محدوده هاي کرانه رودخانه

 
  3-2- الف ناحيه پنجه   ) Toe zone  (   :

اين محدوده شامل بخشي از کرانه رودخانه است که عمدتا زير تراز نرمال آب رودخانه قرار داشته و دائما مستغرق و لذا هميشه در حالت اشباع است اين محدوده مستعدترين ناحيه جهت فرسايش کناري است جرا که دائما در معرض جريان و نيز در معرض برخورد واريزه ها وسيکل هاي تر و خشک قرار دارد. عمليات تثبيت بستر در اين محدوده عمدتا با روشهاي سازه اي و غير بيولوژيکي امکان پذير ميباشد چرا که کمتر گياهي توان ادامه حيات در زير آب را دارد.
3-2-ب- ناحيه ديواره ) bank zone ( :
  اين محدوده شامل بخشي از کرانه رودخانه ميباشد که بالاي سطح تراز نرمال آب قرار داشته و بطور طبيعي در طي جريانات معمولي در زيرآب قرار ميگيرد. در حقيقت سطح تراز نرمال آب در اين ناحيه همسطح خاک ديواره است  و لذا اين قسمت نيز در معرض فرسايش کناري البته با شدتي کمتر از ناحيه پنجه قرار دارد. حفاظت از ديواره و تثبيت آن در اين محدوده ميتواند با ترکيبي از عمليات بيولوژيکي و سازه اي صورت پذيرد . گياهان مورد استفاده در اين حالت بايد به گونه اي انتخاب شوند که قابليت ادامه حيات در زير اب را براي مدتي داشته باشند.
3-2-ج- ناحيه فوقاني ديواره : (over bank zone)              
اين محدوده شامل قسمتي از کرانه رودخانه است که فقط در هنگام بروز جريانهاي سيلابي  ( بززگتر از جريان پر رودخانه ) در زير آب قرار ميگيرند. اين محدوده معمولا خشک ميباشند و رطوبت خاک در اين محدوده کاملا تابع شرايط بارش در منطقه است . اين ناحيه بنام دشت سيلابي(flood plain)  نيز ناميده ميشود. حفاظت و تثبيت اين ناحيه نيز ميتواند با تلفيق عمليات   سازه اي و غير سازه اي صورت پذيرد که بيشترين درجه حفاظت را ايجاد ميکند و در مقابل واژگوني و تخريب ديواره کاملا مقاوم است .
3-3- تخريب ديواره )  bank failure ( :
ديواره و کرانه تمامي رودخانه ها درجه اي از فرسايش پذيري را دارا هستند. چرا که فرسايش امري کاملا طبيعي است. اين باور که بتوان فرسايش کناري را بطور کامل مهار نمود نيز تا حد زيادي غير واقع بينانه است . سيلابهاي بززگ با دبيهاي بالا عليرغم اتخاذ روشهاي حفاظتي حاشيه رودخانه  قادر به تغيير خط کرانه رودخانه هستند. لذا در مديريت سواحل رودخانه بحث بر سر عدم وقوع فرسايش نيست بلکه انچه که اهميت دارد شناخت ميزان ،شدت و محل هاي فرسايش است . بنابراين درک رفتار رودخانه در برابر تغييرات هيدروليکي ، هيدرولوژيکي و نيز تغييراتي که در بالا دست و در سطح حوزه آبخيز رودخانه روي ميدهند ضروري است .
فيشنيخ (  1989)  تخريب ديواره رودخانه ها  را در سه حالت مختلف بررسي و تجزيه و تحليل کرده است :                                                                      1-کنده شدن و جابجايي مواد فرسايش پذير بستر يا ديواره رودخانه توسط نيروهاي هيدروليکي
2-ناپايداري  ژئوتکنيکي  ) geotechnical instabilities (
3- ترکيب و تلفيق عوامل هيدروليکي و ژئوتکنيکي
وي چنين توضيح ميدهد " هنگامي  فرسايش در قسمتهاي بستر با ديواره رودخانه روي ميدهد  که تنش برشي ايجاد شده توسط جريان از تنش يرشي مجاز مصالح رئدخانه بيشتر باشد در اين حالت عامل فرسايش دقيقا نيروهاي هيدروليکي هستند. تنش برشي مجاز  رابطه مستقيم با نوع و اندازه  دانه هاي خاک دارد و مقدار ان براي هر نوع مصالحي ثابت است اما تنش برشي اعمال شده با توجه به نيروهاي کشش سطحي آب ) drag forces ( يا برخورد مستقيم آب به ديواره افزايش مي يابد. تخريب هيدروليکي عمدتا هنگامي صورت ميگيرد که ديواره رودخانه عاري از پوشش بوده و توده خاک ديواره نيز از تراکم کافي برخوردار نباشند. اين نوع تخريب بيشتر در رودخانه هايي روي ميدهد که مصالح ديواره از مواد غير چسبنده تشکيل شده باشد. در حاليکه تخريب زئوتکنيکي در شرايطي بوقوع مي پيوندد که مصالح ديواره از مواد ريز دانه تشکيل يافته باشند. تخريب ژئوتکنيکي در اثر غلبه نيروهاي ثقلي بر نيروهاي مقاوم ديواره بوجود مي ايد. و نيروهاي هيدروليکي نقش چنداني در آن ايفا نميکنند بلکه اين افزايش رطوبت خاک است که از طرفي باعث کاهش نيروهاي مقاوم و از طرف ديگر باعث افزايش نيروهاي ثقلي در خاک ميگردد.
حالت ترکيبي تخريب بسيار متداول و شايع است . سناريوهاي مختلفي براي اين نوع از تخريب ديواره ها ميتوان ارائه کرد . کنش بستر و ايجاد کنسولهايي از ديواره که نسبت به کف رودخانه پيش امدگي دارند و صفحات متوالي لغزشي از اين نوع هستند.  شکل زير مکانيزم اين نوع تخريب را در فازهاي مختلف و نهايتا تشکيل خط جديد ديواره رودخانه را نشان ميدهد. همانطور که در شکل مشاهده ميگردد ديواره متشکل از لايه هاي مختلف چسبنده و غير چسبنده است . مصالح غير چسبنده که بلافاصله در رير لايه اي از مصالح چسبنده واقع شده است تحت تاثير نيروهاي هيدروليکي فرسايش يافته و جابجا ميشوند و توده خاک چسبنده در لايه بالا بشکل کنسولهايي که در ديواره مهار شده اند پديد مي ايند . به مرور تحت اثر نيروهاي ثقلي و افزايش رطوبت  بدليل عدم امکان زهکشي با سرعت بالا اين کنسول به حالت ريزش رسيده و تخريب ميگردد. مواد فرو ريخته مجددا توسط جريان شسته و جابجا گشته و نهايتا در ادامه کرانه جديدي تشکيل ميگردد.

 

bank erosion

شکل 5- مکانيزم تخريب ترکيبي ديواره رودخانه و تشکيل کرانه جديد
شکل زير مکانيزم تخريب ديواره را در حالتي ديگر نشان ميدهد.  در اين فرايند فشار بر روي بخش داخلي لايه هاي چسبنده که در معرض جريان است در اثر  افت سريع سطح آب کاهش يافته در حاليکه قسمت خارجي لايه که در معرض جريان نبوده اما کاملا اشباع است  بدليل عدم امکان زهکشي سريع همچنان در معرض فشارهاي هيدروستاتيکي قرار دارد . اين عدم تعادل فشار باعث بهم خوردن تعادل استاتيکي لايه شده و موجب ريزش و تخريب ديواره ميگردد.

bank erosion

شکل 7- تخريب ديواره بدليل افت سريع سطح اب و عدم تعادل فشار

4- عوامل تاثير گذار حوزه آبخيز در فرسايش و نخريب ديواره :

همانطور که در بخشهاي قبلي متذکر گرديد شرايط ديواره به تنهايي تنها جزء  کوچکي از مشکل فرسايش و تخريب ميباشد. عوامل مختلف ديگري ممکن است بحث پايداري و استحکام ديواره ها را تحت تاثير قرار دهند. هر گونه تغييري در کاربري اراضي بالا دست که منجر به تغيير شرايط جريان و افزايش سرعت جريان ورودي  و لزوما افزايش انرژي جريان در رودخانه گردد باعث فرسايش ديواره هايي خواهند شد که در شرايط قبلي جريان پايدار بوده اند. اقدامات  زير نمونه اي از اين تغييرات کاربري هستند که منجر به ايجاد  فرسايش کناري و عدم پايداري ديواره رودخانه خواهند شد:  
طيبعت به طور طبيعي داراي عوارض و ويژگيهايي است که قادر به اخذ رواناب ايجاد شده و تخليه تدريجي آن با سرعتي کمتر از سرعت بحراني فرسايش است . تالابها )   (wetlandsو هورها نمونه هايي از اين عوارض طبيعي ميباشند که قادر به ذخيره رواناب و تخليه تدريجي ان هستند. پرکردن اين  محدوده ها و يا از بين بردن پوشش گياهي انها  فرصت و امکان ايجاد سيلاب و فرسايش را افزايش ميدهد. قطع بي رويه و استفاده نامناسب از نيزارهاي درياچه هامون در دوره قبل از خشکسالي اخير گواهي بر اين مدعاست .   چاله هاي طبيعي (depressions) نيز در جمله اين عوارض هستند که در شرايط طبيعي هم در جهت ذخيره سازي رواناب و هم در جهت کاهش سرعت جريان ميتوانند نقش بسزايي را ايفا نمايند که با برنامه ها و طرحهاي توسعه شهري و روستايي و تغيير کاربري عرصه ، درصد اراضي نفوذپذير کاسته شده و اراضي کاملا نفوذ ناپذير جايگزين ان ميگردند در نتيجه حوزه آبخيز . خاصيت ذخيره رواناب و کاهش سرعت  خود را از دست داده و منطقه مستعد ايجاد سيلاب و فرسايش ميگردد.  
نقش پوشش گياهي در افزايش استحکام و مقاومت خاک ، کاهش سرعت جريان و رواناب و نيز کمک به افزايش نفوذ اب در خاک کاملا روشن و واضح است .   مطالعاتي که در منطقه بالتيمور واشنگتن در امريکا بعمل امده است  نشان ميدهد که در اثر کاهش پوشش جنگلي از 51 به 37 درصد در منطقه فوق رواناب ايجاد شده 19 درصد افزايش يافته است . نمودار زير  ضريب رواناب  پوششهاي مختلف زمين را نشان ميدهد.(منبع: دستورالعمل جنگلکاري حوزه هاي آبخيز شهري سال  2005  Urban watershed forestry manual (
 bank erosion

همانگونه که در نمودار فوق مشاهده ميگردد دامنه تغييرات ضريب رواناب براي سه نوع مختلف پوشش زمين از حدود 0.05 براي پوششهاي جنگلي تا حدود  0.95 براي اراضي غير قابل نفوذ متغير است . يعني به ازاء يک شدت بارش معين ميزان توليد رواناب در اراضي نفوذناپذير ميتواند تا 18 برابر اراضي با پوشش جنگلي باشد. که اين امر نشان دهنده ميزان خساراتي است که ميتواند از ناحيه تغييرات نامناسب کاربري اراضي در سطح حوزه هاي آبخبز بواسطه افزايش تصاعدي ميزان توليد رواناب و بروز و تشديد سيلاب ايجاد گردد.     تاکيد مديريت حوزه هاي آبخيز بر استفاده عقلاني و مناسب از اراضي دقيقا اشاره به اين نکته دارد. 
 درختان بزرگتر قادر به ذخيره ميزان بيشتري اب به نسبت درختان و گياهان کوچکتر ميباشند. چرا که سيستم ريشه انها عميق تر بوده و در فرايند تبخير و تعرق که مقدار تلفات اب افزايش مي يابد قادر به جذب مقدار بيشتري اب از طريق ريشه هاي عميقتر خواهد بود و لذا پتانسيل ذخيره اب در خاک را افزايش داده  و نيز با توجه به تامين ميزان اب جهت اشباع خاک ، زمان وقوع رواناب را افزايش ميدهند. مطالعات و تحقيقات انجام گرفته در امريکا مويد اين مطلب است که تلفات آب ناشي از برگاب حدود 2250 تا 3420 ليتر در سال در تک درختان خزان دار و بيش از 16000 ليتر در سال  در درختان بدون خزان است. براساس همين تحقيق ميزان تلفات ناشي از برگاب در تک درختان بين 10 تا 68 درصد کل بارش ميباشد.  علاوه بر اين استقرار پوشش گياهي در حاشيه رودخانه ها ضمن استحکام بخشي ديواره ها توسط سيستم ريشه اي درختان ، باعث کاسته شدن انرژي ذرات باران در لحظه برخورد به سطح خاک و کاهش انرزي فرساينده ذرات باران خواهد شد. همچنين وجود لاشبرگ در سطح خاک باعث افزايش پتانسيل نفوذپذيري خاک و کاهش ميزان رواناب  خواهد شد. عدم وجود پوشش گياهي مناسب و يا تخريب پوشش موجود در دراز مدت باعث تشديد فرسايش و تعريض رودخانه و نهايتا افزايش نسبت عرض به عمق رودخانه خواهد شد.
ابي که قادر به نفوذ در عمق زمين نباشد بصورت رواناب و با سرعت و انرژي مخرب بيشتري به رودخانه خواهد رسيد . لذا يکي از اقداماتي که در مديريت حوزه هاي ابخيز به ان توجه ميگردد افزايش پوشش زمين است که ضريب رواناب را کاسته و کمک به نفوذ جريان نمايد. اين هدف  با اجراي  عمليات بيولوژيکي در سطح حوزه آبخيز و نيز عمليات پخش سيلاب تامين ميگردد. اجراي عمليات مکانيکي در ابراهه ها نيز از اقداماتي است که باعث کاستن از سرعت و انرژي جريان در هنگام ورود به رودخانه خواهد گرديد.  از طرف ديگر مکانيابي اجراي عمليات مهندسي رودخانه و مديريت ابراهه ها نيز بسار مهم و حياتي است . در مواقع سيلابي انرژي جريان بايد مستهلک گردد. کاناليزه کردن رودخانه  در بازه هاي بالا دست که از ورود جريان بداخل دشت سيلابي ممانعت ميکند و يا با انحراف انرژي جريان  در عوض گرفتن و استهلاک ان باعث تمرکز اين انرزي ويرانگر در نقطه اي در پايين دست ميشود که در صورت عدم اجراي طرح کاناليزه کردن رودخانه،  ميتوانست پايدار بماند. لذا تعيين نقاطي که بايد عمليات مهندسي رودخانه در آن صورت گيرد از اهميت بسزايي برخوردار است .
بدين لحاظ تدوين قوانين و مقرراتي که تالابها ، جنگلها ، مراتع و در کلان قضيه حوزه هاي آبخيز را بعنوان يک واحد سيستماتيک و يکپارچه در نظر گرفته و مورد حمايت قرار دهد بيش از پيش احساس ميگردد. حفظ اراضي حاشيه رودخانه ها و تدوين قوانين و مقرراتي جهت سمت دهي مناسب به عمليات توسعه شهري از ديگر راهکارهايي است که ميتواند در مقابله با فرسايش و تخريب کرانه رودخانه ها راهگشا باشد. 

موضوعات مرتبط: فرسایش دیواره رودخانه

تاريخ : شنبه چهاردهم شهریور 1388 | 10:50 | نویسنده : محسن |

 

Cyperus conglomerates کلبيت

گونه اي از «جگن» که در گويش محلي بيابان نشينان بنام «کلبيت» شهرت دارد، گياهي است بوته اي پايا که در تمام عرصه هاي شني نوار ريگ بلند آران و بيدگل (تپه هاي ماسه اي ، بستر کوچه ريگها ، چاله ريگها و حتي روي شنزارهاي روان) استقرار دارند.

کلبيت از جمله گياهان شن دوست بسيار سازگار به خاکهاي شني و فقير از مواد غذايي مي باشد. اين گياه بصورت پوشش غالب ، ايجاد تيپ گياهي يکنواختي و همگني را در شنزارها بوجود مي آورد. از طرفي ، در جوامع گياهي اسکنبيل ، دم گاوي ، خارسوف ، نترونسي، بصورت گونه غالب يا همراه ، مشاهده مي شود. به علت انعطاف اکولوژيکي بسيار وسيع اين گونه گياهي ، انتشار جغرافيايي آن در ايران بسيار وسيع مي باشد. بطوري که از شنزارهاي جنوب کشور ، مرکزي و تا شمال کشور نيز گسترش نموده است. اين گياه داراي برگهائي باريک ، کشيده و معمولا" از ميان برگها ، يک ساقه گل دهنده ، به طول ٣٠تا ٦٠سانتيمتر خارج مي شود. بذرهاي گياه پس از رسيدن براحتي از پوشش محافط گل آذين جدا و توسط باد پراکنده مي شود.
اغلب در سالهايي که متوسط بارندگي ساليانه ( زمستان و بهار) مناسب باشد ، رويشگاههاي کلبيت ، با ايجاد ساقه هاي گل دهنده و رشد رويشي بسيار مناسب ، بستر را به شنزارها مي بخشد. کلبيت داراي سيستم ريشه اي بسيار فعال ، بصورت ريزومهاي جانبي (افقي و عمودي )فراوان ، معمولا" ايجاد توده هاي وسيع بصورت کلني، در عرصه هاي شني مي نمايد. بر روي ريزومهاي افقي ، جستهاي عمودي ، بصورت جوانه هاي فعال رويشي که توليد اندامهاي هوايي مي کند ، ظاهر مي شود.
 

Zygophyllum eurypterum قيچ

قيچ درختچه اي است همراه با انشعباات چوبي فراوان که در عرصه هاي بياباني بصورت پراکنده در جوامع گياهي درمنه دشتي مشاهده مي شود. ارتفاع متوسط اين درختچه تا ٥/٢ متر مي رسد

. قيچ در نقاط مختلف ايران ، قفقاز ، افغانستان و پاکستان انتشار دارد.
رويشگاههاي اصلي قيچ در ايران ، جنوب شرقي شاهرود ، خراسان ، زنجان ، دامنه هاي مشرف به کوهستان سفيد آب و دشت کوير، ارتفاعات انارک و چوپانان مي باشد. قيچ معمولا" در خطوط همباران ١٠٠تا ١٥٠ميليمتر بصورت طبيعي ايجاد رويشگاههاي مشجر مي نمايد.
دامنه ارتفاعي رويشگاه قيچ در دامنه هاي کوهستاني سفيد آب بين ١٠٠٠تا ٢٠٠٠متر از سطح دريا است. قيچ گياهي است بومي مناطق خشک و نيمه خشک در خاکهاي شور ، قليا و شور و قليايي که عمدتا" داراي آهک فراوان است ، بخوبي رويش دارد. گلهاي زرد اين درختچه پيش رس بوده و معمولا" در اواسط اسفندماه ظاهر مي شوند.
بدنبال آن ميوه هاي بالدار حاوي سه عدد بذر، در اوايل ارديبهشت ماه بوجود مي آيند. وجود باله هاي نسبتا" بزرگ ميوه ، جابجايي بذر را توسط باد آسان کرده است. اين گياه بوسيله بذر و قلمه قابل تکثير است.

Ephedra strobilacea ريش بز

ريش بز که با نامهاي «کليشر» و «علي جوني» توسط بيابان نشينان گويش مي شود از درختچه هاي هميشه سبز(ساقه سبزها) محسوب مي شود که در مناطق بياباني و استپي خشک ، ايجاد اجتماعات طبيعي وسيعي را مي نمايند.

ارتفاع اين درختچه تا ٥/١متر مي رسد. برگهاي آن خيلي کوچک و فلسي بوده و در واقع بخش اعظم فرآيند فتوسنتز گياه به ساقه هاي آن سپرده شده است. گل هاي ريش بز، زرد رنگ ، معطر و معمولا" در ارديبهشت ماه ظاهر مي شوند، ميوه ها به صورت پوشش قرمز گوشتي و آبدار ميوه محصور شده در اواخر مردادماه قابل جمع آوري است. اين د رختچه در اقليم خشک و نيمه خشک ايران ، در بيابانهاي استان سيستان و بلوچستان ، دشت کوير، حوضه بيابانهاي مسيله، قم ،سمنان ، خراسان و دامنه هاي جنوبي البرز انتشار دارند. ريش بز در خطوط همباران ١٠٠ميليمتر به بالا بصورت طبيعي رويشگاههايي را بوجود مي آورد. دامنه ارتفاعي رويشگاه آن معمولا" از ٨٠٠تا ١٨٠٠متر از سطح دريا متغير است. ريش بز اغلب در بيابانها روي سازند نئوژن که داراي تشکيلات مارني گچي مي باشد ، مي رويد. سيستم رسيشه اي آن بسيار فعال بوده و انشعابات وسيعي را به پيرامون مي فرستد و در انتهاي ريشه هاي سطحي (استولون) که در خاکهاي شني گسترده شده اند، اشنعابات هوايي بصورت جستهاي فراوان ظاهر مي گردند.

Stipagrostis plumosa

نسي گياهي بوته اي پايا و بيابانها و شنزارها به فراواني يافت مي شود. انتشار جغرافيايي آن از جنوب ايران تا صحراي قره قوم ادامه دارد.

نسي از خانواده گندميان (Gramineae) ، بوته اي مرتعي و خوشخوراک که بعنوان گياهي سازگار، در نقاط استيپي بيابانها و شنزارها ، اجتماعات گياهي يکدست و وسيعي را بوجود مي آورد.
در بسياري از عرصه هاي بياباني که چراي شديد انجام مي گيرد. فرصت ظهور و ازدياد اين بوته مرتعي سلب مي شود. در صورتي که مدتي اين مراتع قرق شوند، بخوبي گستره هاي رويشگاهي اين گونه با ارزش آشکار خواهند شد. دامنه انشتار نسي در ايران شامل تمام بيابانهاي لوت تا شمال دشت کوير ، بيابانهاي مسيله و در شنزارهاي نوار ريگ بلند ، بعنوان گونه شاخص حضور دارند. نسي در خطوط همباران ١٠٠ميليمتر به بالا در اقليم خشک و نيمه خشک رشد طبيعي دراد. اغلب در تمام خاکها اعم از خاکهاي سبک شني ، لومي ، گچ دار و حتي خاکهاي آهکي با نفوذ پذيري زياد ، گسترش دارد. اين گياه اغلب به همراه درمنه دشتي، نتر ، قيچ و ريش بز جوامع گياهي گسترده اي را تشکيل مي دهند. علت مقاومت آن نسبت به شرايط اقليم خشک ، بواسطه وجود غلافي از شن دانه اطراف ريشه هاي افشان گياه مي باشد که بوته را در درجه حرارتهاي بالا ( مخصولا" در فصل تابستان) و در باربر کم آبي محافظت مي کند. اگرچه نسي يکي از نادر گونه هاي مرتعي سازگار به عرصه هاي بياباني محسوب مي شود وليکن تاکنون توسط دستگاههاي اجرايي کشور ، فعاليتي در جهت تکثير و احيا آن در مراتع قشلاقي صورت نپذيرفته است.

Salsa crassa علف شور الوان

علف شور گياهي است بوته اي يک ساله ، ساقه و برگهاي آبدار و گوشتي ، داراي انشعابات و شاخه هاي گسترده بر روي اراضي شور و بحالت کپه اي ديده مي شود. آنچه که باعث رنگين شدن منظر بوته به رنگهاي ارغواني ، قرمز ، نارنجي ، زرد و صورتي مي شود ، مربوط به تغيير رنگ باله هاي ميوه مي باشد.

اين تغيير رنگ اغلب در ماههاي پاييز (آذر تا آبان ماه) مشهود است . بذور علف شور توسط باله هاي غشايي محصور شده و به اين دليل بذر را سبک و براحتي توسط باد قابل جابجايي است. زمان جمع آوري بذر علف شور طي ماه آبان مي باشد. رويشگاههاي طبيعي علف شور در اکثر نقاط شوره زار ايران مانند تپه هاي نمکي مردآباد کرج ، اراضي شور قزوين ، اراک ، قم ، سمنان ، يزد ، گيلانغرب ، قصر شيرين و بيابانهاي حوضه مسيله مي باشد. اين گياه تنها توسط بذر تکثير مي يابد و بهترين روش ازدياد علف شور ، در طبيعت ، بذر پاشي و بذرکاري پس از ريزشهاي جوي بويژه برف و باران ، در در عرصه هاي شور و قليا بعنوان گياه زيراشکوب گياهان درختي و درختچه اي بيابانها.
علف شور معمولا" ايجاد تيپهاي يکدست و يکنواختي را در تاغزارها مي کند . وليکن توام با ساير گونه هاي شور پسند مانند خولي ، اشنان و آنابازيس نيز بعنوان گونه هاي همراه نيز ديده شده است.
علف شور داراي گونه هاي متعددي است که در محيطهاي شور و قليايي بعنوان گياهي سازگار و مقاوم زندگي مي کند. اين گياه متعلق به خانواده اسفناجيان (Chenopodiaceae) بوده ، گياهي است يکساله، علفي و ارتفاع آن بين ٤٠تا٨٠ سانتيمتر و قطر تاج پوشش آن بين ٤٠تا ١٠٠سانتيمتر متغيير است. برگهاي علف شور کوتاه ، آبدار و گوشتي ، گلهايي سبز متمايل به زرد و ميوه هايي رنگين که در فصل پاييز قابل مشاهده است. اين گياه معمولا" در بين تاغزارها به همراه ساير گونه هاي شن دوست مانند کريفون ، خولي و نسي ايجاد تيپهاي گسترده اي را مي نمايد. خاکهاي رويشگاه علف شور از آهکي – گجي تا شور و قليايي ، متنوع است. اين گياه معمولا" در خطوط همباران ٨٠ميليمتر به بالا مي شود. دامنه ارتفاع رويشگاهي آن بين ٤٠٠تا ١٢٠٠متر از سطح دريا متغير است. علف شور در نواحي مختلف بيابانهاي حوضه مسيله ، دشت کوير ، حاشيه دقهاي بياباني مانند بيابان سياه رگه و چهار طاغي گسترش دارد. زيبايي گياه بيشتر بواسطه تغييراتي است که در باله هاي ميوه رخ داده ، اغلب نوسانات رنگ در فصل پاييز ايجاد رنگهاي قرمز، نارنجي و سياه مي کند . به کوتاه سخن ، مجموعه هاي گياهي علف شور ، طيفي از رنگهاي متنوع را در سطح بيابانها و نمکزارها ، به تماشا مي گذارند.

Salsola tomentosa شور بياباني

گياهي بوته اي پايا ، قد کوتاه و ارتفاع متوسط گياه بين ٢٠تا ٤٠سانتيمتر متغير است.

انشعابات ساقه اي چوبي و ترد ، برگهاي کوچک و کروي شکل ، آبدار و ميوه هاي گياه معمولا" در اوايل فصل پاييز تشکيل مي شوند. کاسه گل داراي 5 دانه بوده که هنگام رسيدن ميوه به بال عرضي اطراف آن تبديل مي شود. رنگهاي باله هاي ميوه معمولا" بسيار متنوع و رنگين مي باشد. اين گياه بوته اي اغلب در هر نوع زيستگاهي به استثناء خاکهاي خيلي شور ، رويش دارد. اغلب در نقاط خشک و مرطوب استپهاي مختلف کشور مانند نواحي شور آذربايجان ، سواحل درياي خزر ، بيابانهاي يزد ، کرمان ، کرج ، سيستان و بلوچستان ، خراسان و مسيله انتشار يافته اند. بر روي خاکهاي نيمه عميق با بافت لومي شني و سنگريزه دار براحتي استقرار مي يابند. دامنه ارتفاعي رويشگاه شور بياباني بين ٧٠٠تا ١٥٠٠متر از سطح دريا متغير است. اجتماعات مختلفي را بر روي رسوبات کواترنر با رخساره سفره ماسه اي بوجود مي آورد. گونه هاي همراه اين بوته شور پسند عبارتند از : درمنه دشتي، ريش بز، قلم ، نتر ، نسي، کريفون و زلگ مي باشند. معمولا" در نقاط دامنه اي به همراه درمنه دشتي تيپ غالب را تشکيل مي دهند ، بطوري که با افزايش مقدار درصد رس و شوري خاک ، از پوشش درمنه کاسته و شور بيابان بيشتر خود را نمايان مي کند . روش تکثير گياه توسط بذر مي باشد.
 

Tribulus terrestris نخودوک

بيابان نشينان به اين گونه از خارخسک ، نخودوک مي گويند. اين گياه بوته اي يکساله داراي انشعابات فراوان و حداکثر ارتفاع گياه بين ٤٠تا ٨٠سانتيمتر متغير است.

نخودوک ريشه اي ضخيم و سفيدرنگ داشته و در اغلب عرصه هاي شنزارهاي بيابان ديده مي شود ساقه هاي آن غير منشعب ، برگهاي شانه اي کوچک بطول ٢تا ٤سانتيمتر ، تمام پيکر گياه ( اعم از ، برگ ، ساقه و ميوه) را انبوهي از کرکهاي بسيار متراکم ، کوتاه و نرم پوشانده است.
گلهاي آن زرد و ميوه ها نيز پرزدار هستند. نخودوک متعلق به خانواده قيچ( Zygophyllaceae)مي باشد.
اين گياه اغلب در تيپهاي درمنه دشتي ، نسي و اغلب تاغزارها بطور طبيعي ديده مي شوند.
گونه اي مرتعي بسيار خوش خوراک و در خاکهاي با بافت سبک شني – لومي مي رويد. در سالهايي که ميانگين بارندگي ساليانه بيابانها مطلوب ( بيش از ١٠٠ميليمتر) باشد، اين بوته در اغلب نواحي شني مشاهده مي شود. گلهاي آن در اواسط بهار و بذرها نيز در اوايل تابستان تشکيل مي شوند. روش ازدياد اين گياه صرفا" توسط بذر انجام مي گرد.
 

Nitraria schoberi قره داغ

قره داغ درختچه اي مقاوم به خشکي ، داراي انشعابات فراوان از بن گياه ، ساقه ها اغلب به صورت ساقه هاي خوابيده و خميده که شکل کپه اي نسبتا" حجيمي را به گياه مي بخشد.

برگها تا حتي گوشتي و آبدار ، ساقه ها در انتهاء نوک تيز و خشبي مي شوند. گلهاي قره داغ سفيد رنگ و معمولا" در اواخر فروردين ماه ظاهر مي شوند. ميوه هاي آن قهوه اي متمايل به مشکي ، محتوي يک عدد بذر ، در اواخر خرداد ماه قابل مشاهده است. اين درختچه هاي اغلب در ايران ، ا فغانستان ، سوريه و آسيابي صغير انتشار دارد. پراکنش جغرافيايي آن در ايران ، از بلوچستان تا خراسان ، در شوره زارهاي بياباني مانند کوير ميقان اراک ، سواحل درياچه نمک کوير و کوير غول آ باد گسترش يافته است. اين گياه در خطوط همباران ١٠٠ميليمتر به بالا قرار دارند. همچنين دامنه ارتفاعي رويشگاه آن بين ٨٠٠تا ١٧٠٠متر از سطح دريا ( کوير ميقان ) متغير است. اين درختچه در حاشيه درياچه هاي نمک با خاکهاي عميق ، رسوبي و شور که داراي بافت متغير است ، رويش دارد . علاوه بر اين در خاکهاي گچي و آهکي که داراي محدوديت زهکشي بوده نيز ، زندگي مي کنند. انشعابات ساقه ها در اثر تماس با خاک مرطوب پيرامون گياه ، ايجاد ريشه هاي نابجا کرده و اين امر در توده اي شدن گياه به فرم کپه اي کمک مي کند . بنابراين از جمله روشهاي تکثير گياه علاوه بر روش تهيه قلمه ، توسط بذرنيز ازدياد مي شود.

Tamarix hispida گز

گز از درختجچه هاي مناطق بياباني و شور مي باشد. اين گياه اغلب در بستر آبراهه ها و رودخانه هاي شور و قليايي نواحي خشک رويش دارد.

گياهي است مقاوم به خشکي و سازگار با شرايط سخت بيابان ، داراي گلهايي قرمز رنگ که در فصل بهار و پاييز در انتهاي انشعابات و ساقه ها مشاهده مي شود. اراضي شوري که خاک مرطوب داشته و يا تحت تاثير جريانات فصلي رودخانه ها و آبراهه ها قرار دارند ، از جمله رويشگاههاي درختچه گز محسوب مي شود. اين گياه در انواع خاکها با بافت شني – رسي ، سنگريزه دار و دشتهاي سيلابي با خاکهاي رسوبي عميق يا نيمه عميق ديده مي شود. دامنه ارتفاع رويشگاه بين ٨٠٠ تا ١٢٠٠ متر از سطح دريا است. اين درختچه در رويشگاههاي طبيعي همراه با ساير گونه هاي شور پسند مانند اشنان ، آنابازيس و علف شور اجتماعات طبيعي را بوجود مي آورد. گز بواسطه ايجاد تپه هاي نبکاي در اطراف خود ، نقش بسيار مهمي در حفاظت خاک نواحي شور بياباني بعهده دارد. انشعابات فرعي و متراکم ساقه ها ، شکل کروي کپه اي به اين درختچه مي بخشد. گز علاوه بر قلمه از طريق جدا کردن پاجوش نيز قابل تکثير است.

Pistacia Khinjuk & Amygdalus scoparia پسته وحشي و بادام کوهي

پسته وحشي از گياهان درختي بلند قامت نواحي ارتفاعات کوههاي نيمه خشک محسوب مي شوند. ارتفاع متوسط اين درخت معمولا" بين يک تا سه متر بوده وليکن در برخي نقاط حتي به ٧مترنيز مي رسد.

درختي است دو پايه ، داراي برگهاي تک شانه اي ( واجد يک تا ٧برگچه) برگچه ها بيضوي تخم مرغي شکل ، گل آذين نر خوشه مرکب به طول ٥تا ١٢سانتيمتر و گل آذين ماده خوشه مرکب به طول ٧تا ١٥سانتيمتر. ميوه پسته وحشي شفت کوچک ( بطول ٥تا ٨ميليمتر و عرض ٤تا ٦ميليمتر) ابتدا صورتي & سپس قرمز و در زمان رسيدن کامل ، پوشش ميوه سبز رنگ مي باشد.
در اغلب نقاط کوهستاني نيمه خشک کشور مانند بلوچستان تا خراسان ، لرستان ، کردستان ، اصفهان ، فارس، خوزستان ، کرمان ، يزد و تهران به صورت گونه اي بومي و شاخص حضور دارند. اين درختچه به همراه بادام کوهي عنصر اصلي و شاخص بخش کوهستانهاي خشک و نيمه خشک ناحيه رويشي ايراني – توراني را تشکيل مي دهد.
پوشش گياهي استپ – جنگ پسته وحشي – بادام کوهي در سر تا سر نواحي کوهستاني نيمه خشک ، به همراه ساير گونه هاي کامفيت (مانند انواع گون ها و چوبکها) گسترده شده اند.
سيستم ريشه اي اين درخت سازگاري بسيار مطلوبي را به نقاط سنگلاخي و دامنه هاي کوههاي آهکي و بازالتي ، داشته است. فعاليت بسيار زياد انشعابات ريشه اي ، بويپه در شکاف تختهت سنگها ، بردباري اين گياه را در مقابل شرايط اکولوژيک حاکم بر منطقه نشان مي دهد. پسته وحشي توسط بذر تکثير مي شود. عامل انتشار بذر گياه در طبيعت شايد توسط پرندگان انجام مي گيرد.


Suada fruticosa سياه شور

سياه شور درختچه اي است شورپسند، در پايه سخت و کاملا" چوبي شده، انشعبات جانبي فراوان و ايستا، برگهاي کوچک ، کروي و آبدار شاخه هاي خشبي را فرا ميگيرند. اين درختچه در سواحل دقهاي باتلاقي شور و مرطوب مي رويند.

معمولا" در نقاطي که شوري مفرط خاک محدوديت زيستي زيادي را براي ساير گياهان شورپسند مانند اشنان، علف شور و آنابازيس را فراهم آورده ، با اين وجود سياه شور براحتي مي تواند در آن محيط مستقر شوند.
اين درختچه اغلب به همراه خارشتر در نقاطي که عمق سطح ايستابي آب بالاست ، رويش دارد و از اين جهت خاک رويشگاه آن علاوه بر وجود مقادير قابل توجهي نمک، لايه پف کرده تمام سطح خاک را مي پوشاند.در خاکهاي نيمه عميق تا عميق که واجد شوري فوق العاده بالا مي باشند و همچنين بر روي کفه هاي رسي نمکي با رخساره ژئومورفولوژي مرطوب نيز سياه شور مي تواند حضور داشته باشد. افزايش غلظت اسمزي درون بافتهاي اين درختچه نسبت به نمکها و املاح موجود در محيطهاي شور باعث شده که تقليل جذب آب به حداقل و همچنين مقابله شديد براي کاهش فوق العاده تعرق و تبخير سطحي در اندامها ، صورت گيرد. به همين دليل شکل ظاهري گياه ( ساقه هاي گوشتي ، برگهاي کوچک شونده) نيز نسبت به ساير گياهان خشکي پسند تغيير کند. گونه هاي همراه اجتماعات سياه شور محدود بوده و چند گونه هالوفيت مقاوم مانند گنگ و برخي از گونه هاي علف شور ديده مي شوند. ميوه هاي سياه شور کيسه مانند بوده و محتواي دانه اي افقي مي باشند. بذور اين درختچه در اواخر فصل پاييز مي رسند. سياه شور علاوه بر بذر ، توسط قلمه نيز ازدياد مي شوند.
 

Amyg dalus scopariaبادام کوهي

درختچه اي خوش منظر ، ساقه هاي آن ايستا ، افراشته و سبز رنگ ، برگهاي باريک و کوچک و بعنوان اولين درختچه گل دهنده در فصل بهار با گلهايي درشت و سفيد رنگ در اقليم نيمه خشک کشور ، مناظر بديعي را به تماشا مي گذارد.

اين درختچه در برابر شرايط نامساعد محيط ( کم آبي و نوسانات شديد حرارتي) مقاوم مي باشد. بادام کوهي متعلق به خانواده گل سرخيان(Rosaceae) ، ارتفاع متوسط گياه بين ٥/٢ تا ٣ متر و قطر تاج پوشش آن نيز به ٢ تا ٥/٢ متر بالغ مي گردد. گل هاي سفيد رنگ بادام معمولا" قبل از ظهور برگها در اوايل فروردين ماه ظاهر مي شوند. ميوه هاي آن نيز در خردادماه رسيده و قابل جمع آوري است. بخش وسيعي از کوههاي آهکي ، سنگلاخي ناحيه رويشي ايراني – توراني کشور توسط بادام کوهي بعنوان گونه اي مقاوم و سازگار به خشکي پوشيده شده است. د امنه ارتفاعي رويشگاه بادام کوهي بين ٨٠٠تا ٢٧٠٠متر از سطح دريا بوده که اين محدوده در خطوط همباران ١٥٠تا ٢٥٠ميليمتر قرار گرفته اند. بادام کوهي در خاکهاي عميق تا نيمه عميق ، سنگريزه دار و بر روي تشکيلات آهکي – سيليسي در شيبهاي ملايم کوهستانها مي رويد. طي دهه هفتاد دستگاههاي اجرايي کشور ( مانند منابع طبيعي و آبخيزداري) اهميت و جايگاه اين درختچه را شناخته ، جهت اصلاح و احيا مراتع کوهستاني اقدام به عمليات بذر کاري و نهالکاري بادام کوهي را نموده اند. در چند دهه گذشته بعلت کمبود سوختهاي فسيلي ، اکثر بيابان نشينان از چوبهاي ناشي از قطع درختان بادام کوهي ، جهت تهيه سوخت و ذغال استفاده مي کرده اند، که اين امر بتدريج باعث از بين رفتن اکثر رويشگاههاي بادام کوهي گرديد. آثار و شواهد اين امر را در چاله هاي ذغال سوزي که در اکثر نواحي کوهستاني خشک وجود دارد ، مي توان مشاهده نمود.
 

Halanthium raiflorum گل شوره زار

گياهي بوته اي يکساله ، بند بند، نمدي و گوشتدار مي باشد. معمولا" ا جتماعات گل شوره زار بصورت محدود در حواشي دامنه هاي گنبدهاي نمکي، بر روي خاکهاي لومي غير قليا و نسبتا" شور استقرار يافته اند. دامنه ارتفاعي رويشگاه اين گياه بين ٩٠٠تا ١٢٠٠متر از سطح دريا مي باشد.

گونه هاي گياهي علف شور ، جغجغک ، خارشتر و درمنه دشتي بعنوان گونه هاي همراه در رويشگاههاي گل شوره زار مشاهده مي شود. اين گونه گياهي در اغلب اراضي شور پيرامون تپه هاي مارني – گچي که واجد پوشش گياهي کم تراکم بوده، انتشار دارند. در دشت شور قزوين، تاکستان ، مرداب کرج، سواحل درياچه اروميه، شوره زارهاي همدان ، اراک ، ملاير و بهبهان و حوضه بيابانهاي مسيله بطور طبيعي حضور دارند. ساقه و انشعابات جانبي گياه که بصورت کپه اي روي زمين قرار گرفته اند ، آبدار و نقره اي فام است. اين سيستم هوايي باعث شده که تحمل گياه نسبت به شوري و عدم اتلاف آب از طريق تعرق افزايش يابد. همچنين به گياه امکان مي دهد تا تراکم و غلظت اسمزي دروني خود را تغيير داده و آن را بيشتر از خاک محيط سازد تا در جذب آب موجود در خاک مشکلي نداشته باشد. در بخش دروني پارانشيم آبي گياه وجود يافته هاي درشت ( سرشار از شيره و اکوئولي غني از املاح و اسيد اگزاليک) بصورت تيغه هاي مجاور بافت پارانشيم کلروفيلي ، هدر رفت آب را از اين بخش کنترل کند.

Pteropyrum aucheri پرند

پرند درختچه اي است با شاخه و انشعابات متعدد و متراکم که در نقاط مختلف بیابان مخصوصا" همراه با گیاه درمنه دشتی(Artemisia sieberi ) اجتماعات وسیع و گسترده اي را بوجود مي آورد.

پرند متعلق به خانواده علف هفت بند(Polygonaceae) بوده و ارتفاع این درختچه ها تا ٥/١ متر مي رسد گلهاي آن سفید رنگ و میوه اي قرمز و بالدار تولید مي کند. معمولا" در اقلیم خشک در بستر رودخانه ها و آبراه هاي فصلي بعنوان تنها گونه درختچه اي غالب مشاهده مي شود. پرند اغلب در خاکهاي سنگریزه دار ، سنگلاخي و نیمه عمیق با بافت سبک و متوسط نیز براحتي رشد مي کند.
دامنه ارتفاع رویشگاهي آن در بیابانهاي مسیله و دشت کویر بین ٨٠٠تا ١٩٠٠متر از سطح دریا متغیر است. این نواحي در خطوط همباران ٨٠تا ١٨٠میلیمتر گسترش دارند. این درختچه را مي توان در بلوچستان ، خراسان ، سمنان ، دامغان ، ا صفهان ، قزوین، انارک و اغلب نواحي ایران مشاهده نمود.
گلهاي آن معمولا" در اردیبهشت ماه و میوه هاي بالدار و قرمز خوش رنگ آن در تابستان ظاهر مي شوند. پرند از طریق بذر قابل تکثیر مي باشد. این درختچه علاوه بر نقاط استپي و دشتي در آبراهه هاي نواحي کوهستاني مشرف به بیابانها ( تا ارتفاع ١٨٠٠متر از سطح دریا ) نیز گسترش دارد.

ريواسRheum ribes
 

ريواس از گياهان بوته اي دارويي و صخره دوست بشمار مي آيد که در نقاط کوهستاني اقاليم خشک و نيمه خشک رويش دارند.

اين گياه پايا ، معمولا" در نواحي شيب دار کوهستانها ، لابلاي تخته سنگها به خوبي سازگاري پيدا نموده است. برگهاي ريواس معملا" حالت طوقه اي پهن ، بر روي زمين گسترده شده و داراي دم برگ کوتاه ( ٥تا ١٠سانتيمتر) و پهنک بسيار خشن و عريضي ( در برخي موارد قطر پهنک بيش از ٨٠سانتيمتر مي رسد) مي باشد. در سالهايي که متوسط بارندگي ساليانه مطلوب (حداقل ١٣٠ميليمتر) باشد ، ريواس ايجاد ساقه هاي گل دهنده به ارتفاع ٥٠تا ٨٠سا نتيمتر مي نمايد. در انتهاي ساقه گل دهنده ، گل آذين زرد متمايل به کرم در اوايل فصل بهار (ارديبهشت ماه) بخوبي نمايان است. ميوه هاي بالدار و قرمز رنگ گياه در اواخر ارديبهشت ماه و اوايل خرداد ماه رسيده و قابل جمع آوري است. ريواس متعلق به خانواده علف هفت بند ( Polygonaceae) بوده و بعنوان گياه خوراکي و دارويي از قديم الايام در طب سنتي مورد استفاده قرار مي گرفته است. ساقه هاي گل دهنده گياه همزمان با شکفته شدن گلها ، زماني که ترد و تازه هستند، به مصارف خوراکي مي رسد و بعنوان سبزي خوراکي ترش مزه به همراه ساير ترشيجات مورد استفاده قرار مي گيرد. گلهاي ريواس داراي دانه هاي گرد نسبتا" زيادي بوده که زنبورهاي عسل براي تغذيه نوزاد داخل کند و بهره برداري مي کندن. از طرفي گلهاي ريواس را بمنظور رنگ کردن مو به همراه ساير گياهان رنگ دهنده به مصارف مختلف آرايشي مي رسد . ميوه ها و بذرهاي ريواس نيز بعنوان ملين قوي و ضد کرم در طب سنتي استفاده مي کنند.

اشنان Seidlitzia rosmarinus

اشنان درختچه اي شورپسند، مقاوم به خشکي که در اغلب در نواحي شور و قليايي بيابانها ، ايجاد اجتماعات يک دست و وسيعي را مي نمايد. اشنان در بيابانها و شوره زارهاي دشت کوير و لوت ، بيابانهاي مسيله ، دامغان ، سبزوار، خراسان ، کرمان ، يزد و اغلب نواحي شور و قليايي کشور بعنوان گونه اي بومي و سازگار رويش دارد.

اين درختچه متعلق به خانواده اسفناجيان (Chenpodiaceae)بوده و داراي برگهايي آبدار ، گوشتي و استوانه اي شکل که محتوي املاح فراوان مي باشد. ارتفاع متوسط گياه تا دو متر و قطر تاج پوشش آن تا يک و نيم متر نيز مي رسد. زمان گل دهي آن ، اوايل شهريور ماه و بذور آن نيز در آبان ماه بطور کامل مي رسند. بنابراين بهترين زمان جمع آوري بذر ، آبان تا آذر مي باشد. اشنان خاکهاي شور و قليايي را بخوبي تحمل مي کند و در خاکهاي نيمه عميق تا عميق ، همراه با ميزان شوري متفاوت و حتي در تشکيلات مارني( بيابان خطب شکن) نيز مي تواند رشد و نمود کند. قدرت جذب فوق العاده زياد املاح قليايي مانند ترکيبات کربنات سديم و پتاسيم را دارا است به همين دليل از خاکستر حاصل از سوزاندن شاخ و برگ گياه ، ماده اي قليايي «کلياب» بدست مي آورند که در مراکز صنعتي و سنتي مانند صابون سازي ، سفالگري ، شستشوي نخهاي ابريشم و شيشه گري استفاده مي کنند. اشنان اجتماعات گياهي وسيعي در عرصه هاي مختلف بيابانها و شوره زارها مانند بيابانهاي ارغواني ، چاق آباد ، چاه عروس ، چاه شور و اطراف مرنجاب را بوجود مي آورند. طي چند ساله اخير دستگاههاي اجرايي در امر بيابانزدايي به توسعه و گسترش رويشگاههاي اشنان واقع در مراتع قشقلاقي پرداخته است. اشنان نه تنها بعنوان يکي از گونه هاي مرتعي ، بلکه از لحاظ حفاظت خاک نيز حائز اهميت مي باشد . تکثير اين درختچه توسط بذر و در اغلب مواقع بذر پاشي از ريزشهاي جوي با موفقيت همراه بوده است.
 

Artemisia sieberi درمنه دشتي

درمنه دشتي به گويش بيابان نشينان «ترخ» شهرت دارد. اين گياه بوته اي بسيار معطر ، عنصر اصلي و غالب اجتماعات گياهي در استپهاي خشک و نپمه خشک کشور محسوب مي شود. ارتفاع اين بوته بين 30 تا 50 سانتيمتر ، داراي انشعابات متعدد و متراکم که شکل کپه اي را به بوته مي بخشد.

درمنه دشتي از خانواده کاشني(Compositae) بوده و تمام اندامهاي هوايي گياه اعم از ساقه ، برگها ، گل ، ميوه و بذر داراي عطري بسيار تند و نافذ مي باشد. اين گياه در خطوط همباران 100 ميليمتر به بالا به راحتي استقرار مي يابد. اغلب در خاکهاي لومي، شني و لومي رسي ايجاد رويشگاهاي وسيعي را مي نمايد. در عرصه هاي استپي بيابان به همراه ساير گونه هاي بياباني و کم توقع مانند نسي، نتر و علف شور، اجتماعات گياهي متنوعي را بوجود مي آورد. اين گياه اگر چه در فصل بهار و تابستان بواسطه بوي عطر بسيار تند آن ، مورد استفاده چراي گوسفندان قرار نمي گيرد، وليکن در فصل پاييز و زمستان ، زماني که گياه غرق در بذر مي باشد. توسط گوسفندان مورد چرا قرار مي گيرد. درمنه دشتي از جمله بوته هاي بسيار سازگار به شرايط سخت بيابان محسوب مي شود که علاوه بر مصارف علوفه اي ( در مراتع قشلاقي ) ، بوته اي بسيار مقاوم در مقابل فرسايش هاي بادي و نقش ارزنده اي را در حفاظت خاک اين قاط بر عهده دارد. در طي دهه اخير، اهميت اکولوژيکي اين گونه با ارزش در عرصه هاي بياباني تا حدودي مشخص شده و دستگاه اجرايي کشور ( منابع طبيعي) مراتع قشقلاقي را توسط اين گياه بذرکاري مي کنند. تنها روش تکثير گياه توسط بذر مي باشد.


اسکنبيل Calligonum comosum

اسکنبيل درختچه اي است سازگار به شرايط بيابان ، در شنزارها بعنوان گونه اي شاخص و مقاوم به خشکي و کم آبي زندگي مي کند. اين درختچه از جايگاه ويژه اي در شرايط متفاوت اقليم خشک و نيمه خشک بويژه تپه هاي ماسه اي و شنهاي روان برخوردار است. دامنه انتشار آن بسيار گسترده بوده بطوري که در اغلب شنزارهاي مرکزي ايران مانند بيابانهاي شني کرمان ، خوروبيابانک ، نائين، دشت کوير، ريگستان جن ، دامغان ، سيستان و بلوچستان ، کرج و آذربايجان حضور دارند. اسکنبيل متعلق به خانواده علف هفت بند ( Polygonaceae)داراي تنه اي منشعب ، يا غير منشعب، سفيد رنگ، ساقه ايستا و افراشته، برگها اغلب حالت آويز بخود مي گيرند. دوره رشد رويشي آن از اسفندماه آغاز و ظهور برگهاي باريک و کشيده تا اواسط فروردين ادامه پيدا مي کند. گلهاي ريز و سفيد رنگ آن از اواخر فروردين ماه آغاز و تا اواخر ارديبهشت ماه منظره بسيار بديعي را به چهره شنزارها مي بخشد. ميوه ها بتدريج در خردادماه ظاهر مي شوند ميوه هاي مژک دار به رنگهاي کرم ، سفيد، صورتي، قرمز رنگ، تمام پيکر گياه را فرامي گيرند. ارتفاع اسکنبيل معمولا" بين يک تا سه متر متغير است.

سيستم ريشه اي درختچه اسکنبيل در شنزارهاي مناطق خشک، تنها وسيله جاذب رطوبت بوده و يگانه ابزاري است که گياه براي جستجوي رطوبت و ترفيع نياز آبي خودش، به آنها مجهز شده، افزون بر اين بواسطه کمبود ميزان رطوبت در شنزار و کند بودن جريان آب در خاک ، گياه مجبور است بطور مداوم انشعابات ريشه اي را جهت درسيابي به رطوبت کافي، به هر سو گسيل دارد. بنابراين فعاليت رشد سيستم ريشه اي در اين درختچه ها بسيار فعال بوده و حجم وسيعي از ريشه ها، اندامهايي را در مقابل شرايط محيط سخت محافظت مي کند. اين فعاليت را حتي در نهالهاي کوچک گياهان شندوست مي توان مشاهده کرد. در برخي بررسيهاي انجام گرفته پيرامون تناسب اندامهاي زيرزميني(ريشه ها) به اندامهاي هوائي ، نسبت به ده به يک را نيز نشان داده است. به کوتاه سخن، اين حجم ريشه ، يگانه وسيله موثر براي زندگي گياه در خاکهائي است که رطوبت در طبقات عميق تر وجود دارد. سيستم ريشه اي علاوه بر نقش فيزيولوژيک براي گياه (ترفيع نياز آبي) ابزاري نيز مي باشد که گياه را در مقابل بادهاي سهمگين و طوفانهاي شني حفاظت کند . به همين دليل در برخي نقاط شايد بخش وسيعي از خاک اطراف ريشه هاي اسکنبيل توسط باد، برداشته شده باشد. با اين حال گياه همچنان به رشد طبيعي خود ادامه دهد.
اسکنبيل در عرصه هاي تپه هاي شني و ماسه هاي روان براحتي مستقر شده و درختچه اي است شن دوست که سيستم ريشه هاي آن با خاکهاي سبک سازگاري پيدا نموده است. اين درختچه اغلب در بيابانهاي ارمنستان ، تاجيکستان ، صحراي قره قوم ايجاد رويشگاههاي وسيعي را مي نمايد. اسکنبيل تغييرات و نوسانات شديد حراتي و رطوبتي را براحتي تحمل مي کند و براي کاهش ميزان تعرق از سطح برگها ، سطح برگهاي خود را به حداقل رسانده است. شکل برگها باريک ، کشيده و دراز مي باشند تا در مقابل کمبود رطوبت ( مخصوصا" در فصل تابستان ) و حشکسالي ها ، بتواند حداقل اتلاف آب را از برگها داشته باشند. اسکنبيل در طبيعت معمولا" بهمراه ساير گونه هاي شن دوست مانند نسي ، خارسوف ، سوف بي خار، دم گاوي ، آفتاب پرست و کلبيت ديده مي شود. اسکنبيل از جمله درختچه هايي است که در دستگاههاي اجرايي کشور ( منابع طبيعي) براي احيا عرصه هاي شني و شنزارها ، پس از ايجاد بادشکن و يا مالچ پاشي شنهاي روان ، در قالب عمليات بيولوژيک از آن استفاده مي کنند. روش تکثير اسکنبيل علاوه بر بذر توسط قلمه نيز ازدياد صورت مي گيرد.
اسکنبيلها همانند دم گاوي انعطاف اکولوژيک بسيار زيادي در مقابل شرايط سخت محخيط بيابان از خود نشان مي دهند. اين درختچه ها نوسانات شديد درجه حرارت را در فصول مختلف سال براحتي تحمل نموده ، علاوه بر اين با وجود سيستم ريشه اي بسيار گسترده و فعال ، حتي در گرمترين ماه سال نيز از حداقل رطوبت موجود در خاک بخوبي استفاده کرده و در واقع حداکثر صرفه جويي را در مقابل اتلاف آب از طريق تعرق ، از خود نشان مي دهد . اين درختچه ها داراي انشعابات فرعي گسترده بر روي شنزارها بوده و فرم گياه به اشکال متفاوتي ( کروي ، ايستاده و يا خميده ) در تپه هاي ماسه اي مشاهده مي شود. ميوه هاي اسکنبيل معمولا" کروي و توپي شکل بوده و در اواخر بهار تشکيل مي گردد. انبوه ميوه هاي مژک دار اسکنبيل در روي ساقه ها به رنگهاي قرمز، صورتي و زرشکي ، مناظر بديعي را در روي ماسه هاي روان به نمايش مي گذاراند. ميوه داراي تارهاي نازک ابريشمي زياد در اطراف بوده و به شکل توپ کوچک مي ماند که براحتي توسط باد جابجا مي شود . اسکنبيلها در اقاليم خشک و نيمه خشک منحصرا" در خاکهاي ماسه اي و تپه هاي شني استقرار دارند.

Astragalus Squarrosus نتر

«نتر» يا «سوس» نامي است که بيابان نشينان به اين گونه«گون» نهاده اند. درختچه اي است شن دوست ، بسيار مقاوم به خشکي و سازگار به عرصه هاي شني – گچي . اين درختچه متعلق به خانواده پروانه آسا(Papilionaceae) ، ارتفاع آن بين 70 تا 5/1 متر و قطر تاج پوشش آن بين 60 تا 100 سانتيمتر بالغ مي گردد.

برگهاي شانه اي گياه پوشيده از کرکهاي ريز سفيد رنگ بوده به همين دليل ريخت ظاهري گياه سبز نقره اي جلوه مي کند. اين گياه کم برگ بوده و به همين دليل بخشي از مکانيسم فتوسنتز گياه ، توسط ساقه هاي سبز و جوان آن انجام مي گيرد. نتر بومي نواحي ايران ، پاکستان ، افغانستان و ترکمنستان مي باشد. در عرصه هاي شنزارهاي چوپانان ، خوارتوران ، سيستان و بلوچستان و بيابانهاي مسيله( تپه هاي شني مظفرآباد، چاه قرقره و نوار ريگ بلند ) گسترش دارند. خاک رويشگاه نتر اغلب شني ، سبک و گچي مي باشد.دامنه ارتفاعي رويشگاه نتر بين 800 تا 1200 متر از سطح دريا است. اين نواحي در خطوط همباران 80 تا 100 ميليمتر قرار دارند. اين درختچه اغلب همراه ساير گياهان شن دوست مانند کلبيت ، اسکنبيل، نسي و خار سوف ايجاد اجتماعات پراکنده اي را در شنزارها مي نمايد. گلهاي گياه معمولا" در اواسط قروردين ماه ظاهر مي شوند و ميوه هاي حاوي 2تا 3 عدد بذر در خردادماه قابل مشاهده هستند. اين درختچه شن دوست ، گياهي مرتعي و بسيار خوشخوراک در مراتع قشقلاقي محسوب مي شود. در اوايل بهار سر شاخه هاي جوان و گلدار گياه مورد علاقه گوسفندان مي باشد. نتر بوسيله بذر تکثير مي شود.


Ficus carica L.subsp rupestrise انجير خوراکي صخره اي

انجير وحشي که در واقع زيرگونه اي از انجير خوراکي مي باشد، درختچه اي است صخره دوست و کند و رشد که اغلب در نقاط سنگلاخي و شيب دار نواحي کوهستاني نيمه خشک رويش دارد. اين گياه درختچه اي است داراي سيستم ريشه اي فوق العاده فعال و سازگار به نوسانات شديد رطوبتي مي باشد. انشعابات ريشه هاي انجير وحشي در شکاف سنگها ، جايي که تنها در محدوده يقه و منطقه ريشه اين گياه ، مقدار ناچيزي خاک وجود دارد ، نفوذ مي کند.

در برخي موارد فعاليت شديد سيستم ريشه اي گياهان در منافذ سنگها ، منجر به شکستن و خرد کردن سنگها نيز مي شود. وليکن در کوههاي ارتفاعات سياه کوه، کوههاي يخ آب و کوشکوه نيز به طور پراکنده در منافذ تخته سنگها ديده مي شود. وجود اين قبيل گونه هاي درختچه اي بسيار مقاوم و سازگار ، استعداد و پتانسيل منطقه را در ايجاد پوشش استپ – جنگل بالا مي برد و چنانچه خواص اکولوپيک چنين عناصري شناخته شود ، قطعا" در احياء نواحي سنگلاخي و تراسهاي در حال فرسايش کمک بسيار موثري براي مديريت دستگاههاي اجرايي در امر منابع طبيعي خواهد بود. ميوه هاي اين گياه ، شيرين و داراي ارزش غذايي مي باشد به همين دليل اغلب به صورت ميوه هاي خشک در آجيل و تنقلات مورد استفاده قرار مي گيرد.

اسفناج وحشی - آنزيپلکس

اسفناج وحشی از جمله گياهان بوته ای چند ساله می باشد که کشت آن در شرايط آب و هوايی خاص کشور ما نتيجه بسيار مطلوب و خوبی دارد.


گياهی خوشخوراک، و مناسب برای تغذيه دامها می باشد.
در مقابل خشکی و کم آبی و گرمای زياد مقاوم بوده و در محيطهای شور بخوبی رشد می کند ، به علاوه از شوری خاک می کاهد و در نتيجه باعث ایجاد محيطی مساعد برای رشد و تجديد حيات گياهان ديگر می گردد.
روی هم رفته اين گياه با بازده علوفه ای خوبی که دارد برای احياء و اصلاح مراتع مناسب می باشد.

Smirnovia iranica دم گاوي

دم گاوي معمولا" در عرصه هاي تپه هاي ماسه بادي بيابانهاي چوپانان ، نوار ريگ بلند ، شنزارهاي خوار توران و ريگستان جن انتشار دارد. گلهاي اين درختچه معمولا" در اواخر ارديبهشت ماه بتدريج تبديل به ميوه هاي بسيار زيبايي مي شوند. ميوه ها بصورت نيامهاي پفکي شکل ، نسبتا" بزرگ که در داخل آن تعداد ٢ تا ٥ عدد بذر جاي دارد. ميوه بواسطه وجود کيسه هوادار ، سبک بوده و در اوايل مردادماه توسط باد جابجا شده و به اطراف پراکنده مي شوند.

اين گياه معمولا" در خطوط همباران ٨٠ تا١٣٠ ميليمتر بطور طبيعي رويش دارد. دامنه ارتفاعي رويشگاه آن بين ٨٠٠تا ١٢٠٠متر از سطح دريا است. دم گاوي داراي دو نوع سيستم ريشه اي مي باشد. ريشه هاي عمودي گياه که معمولا" در سالهاي اوايل رويش فعاليت دارند، بيشتر بواسطه دسترسي به رطوبت زيرين و استقرار اوليه گياه در شنزار مي باشد. اين نوع سيستم ريشه اي معمولا" زياد فعال نبوده بلکه ريشه هاي افقي و سطحي گياه که معمولا" از سال دوم به بعد فعاليت مي کند، براي دستيابي به رطوبت سطحي با انتشار وسيع و گسترده تا شعاع ٣٥متر نيز گسترش مي يابد . سيستم ريشه اي در رويشگاه طبيعي دم گاوي معمولا" بر روي ريشه هاي سطحي و افقي گياه ، به فواصل ١ تا ٥/١ متر از پايه مادري ، جستهاي جديدي را توليد مي کند که پس از چند سال ، توده اي از درختچه که در زير به هم متصل هستند، بوجود مي آيند بنابراين تکثير دم گاوي علاوه بر انشعابات جستهاي ريشه اي ، توسط بذر نيز تکثير مي شوند.

گياه باريجه Ferala gum mosa

نام گياهي ست پايا و منوکاريپيک ، بومي نواحي کوهستاني مرطوب و نيمه خشک ايران و چند کشور حوضه درياي مديترانه .

عمده رويشگاههاي گياه در استانهاي خراسان ، اصفهان ، تهران ، مازندران ، مرکزي و زنجان مي باشد . شيرابه اي که در اثر خراشهاي طبيعي يا مصنوعي از ريشه ، ، ساقه ، برگ و ميوه گياه تراوش مي شود اصطلاحا" گالبانوم" گويند. صمغ حاصل از گياه ، جز فرآورده هاي فرعي مرتع بوده و بعنوان يکي از مهمرتين گياهان دارويي – صنعتي صادراتي کشور محسوب مي شود.

بدليل کيفيت و مرغوبيت بسيار بالاي باريجه ايران نسبت به ساير ممالک حوضه مديترانه ، ساليانه بيش از دهها تن صمغ ، به شکل خام از کشور صادر و فرآورده هاي حاصل از آن با چندين برابر قيمت به کشور سرازير مي شود يکي از رويشگاههاي با اهميت باريجه ، حوضه هاي آبخيز جنوب و غرب کاشان که براساس آمار سال 1371 ، بيش از يک ششم باريجه صادراتي کشور(حدود يازده تن ) را بخود اختصاص داده است.
از جمله مصارف صمغ باريجه ، کاربرد آن در صنايع عطر و ادکلن سازي، نقاشي ، نساجي و داروسازي است مهمترين ترکيب شيمياي آن ، شامل ترکيبات کوماريني ، استرولي و گليکوزيدي مي باشد.
بدليل بهره برداري هر ساله از اين گياه در رويشگاههاي مختلف کشور و بمنظور يافتن مناسبترين شيوه بهره برداري و برآورد ميزان توانايي آن در توليد محصول ، بررسيهاي مطالعاتي در زمينه شيوه هاي مختلف بهره برداري در چهار مرتع باريجه خيز کاشان ( اسحاق آباد ، ويدوجا ، نشل و مرق) انجام گيرد.
نتايج حاصله نشان داد که ما بين چهار روش بهره برداري مرسم ( برش عرضي ، برش طولي، نربري و رويش ايژي ) ، برش طولي ، مناسبترين شيوه در امر بهره برداري شناخته شد. در اين عمليات حداکثر تا چهار برش ، بسته به قطر و سنگ گياه ، آسيب غير قابل جبراني را وارد نياورده و قدرت بازيابي و ترميم زخم وارد شده ، امکان پذير است.


موضوعات مرتبط: گیاهان مرتعی

تاريخ : جمعه سیزدهم شهریور 1388 | 14:12 | نویسنده : محسن |
 
                  
سرزمین ایران در لیاس یعنی تقریباً 200 تا 1800 میلیون سال پیش کمی بالاتر از خط استوا قرار داشت. آب و هوای آن گرم و حاره ای و دارای جنگلهای انبوه بوده و در آن خزندگان غول پیکر علفخوار زندگی می کردند. حتی در حاشیه جزیره ساغند آن زمان که تا اندازه ای با بیابان لوت امروزی تطبیق میکند، مردابهای وسیعی وجود داشت. وجود لایه های ذغال سنگی گسترده ای که امروزه در بخش مهمی از البرز اطراف طبس و کرمان و آثار پرندگان نیز در البرز مرکزی و کرمان دلیل بر این ادعاست.

 در آپسین(حدود110 میلیون سال پیش) با پیشروی آب دریا، دریایی در شمال ایران(تقریباً در محل البرز فعلی) وجود داشت و در مغرب و جنوب غربی ایران اقیانوس عظیمی مستقر بود که لبه ساحلی آن تقریباً در حد امتداد سنندج و سیرجان بوده ، حتی تا 70 میلیون سال پیش ، شاخه هایی از این اقیانوس در کشور ما گسترش داشت به نحوی که بلوک لوت - طبس جزیره ای بزرگ بوده که اطراف آن را اقیانوس عمیق احاطه کرده است.

 در همین ایام در حد بین برآمدگی البرز فعلی و فلات مرکزی ایران یعنی تقریباً در محل دشت کویر فعلی شیار ژئو سینکلیانی به طول 500 کیلومتر وجود داشت. یعنی دریایی که عمق متوسط آن به حدود 1000 متر می رسید. در آن رسوبات آهکی و مارن و ... ته نشین می شد.

 ولی چهره ایران بدنبال کوهزایی آلپی میانی دچار دستخوش شد. به نحوی که در نتیجه فشارهای جانبی لبه های اقیانوس تنگ و باریک داخل ایران بهم دوخته شد. و به جای آن ارتفاعات افیولیتی تیغه مانندی بوجود آمد. با بسته شدن اقیانوس بزرگ نئوتتیس، ارتفاعات زاگرس مرتفع هم شکل گرفت.

 با حرکت شبه قاره هندوستان به سمت ثبت رشته اقیانوس شرقی احاطه کننده بلوک لوت هم بسته شد. به این ترتیب سرزمین ایران از هر طرف فشرده گردید. که نتیجه آن پیدایش ارتفاعات البرز- زاگرس، سلسله کوههای مشرق، جنوب و رشته کوههای مرکزی ایران است.

 در واقع مرفولوژی از همین زمان ترسیم شد. این ارتفاعات سرزمین مرکزی را از هر طرف محصور ساخت و در عین حال بخش های مرکزی را نیز به حوضه های تقسیم کرد . این واقعه منجر به از بین رفتن اقیانوس ها و دریا ها از یک طرف و محصور ماندن ایران مرکزی از بین دیوارهای کوهسانی از طرف دیگر گردید. و این خود مانع نفوذ رطوبت به نواحی مرکزی شد. به این ترتیب محیطی گرم و خشک در مرکز ایران بوجود آمد که شاهد این مدعا و فور رسبوبات کلنگو مرایی و ماسه سنگی است( در بخش مهمی از کرمان، لوت ، طبس)

رسوبات ماسه سنگی، آهک در نواحی یزد و اردکان، نشانه ای از استقرار هوای گرم و خشک در ایران مرکزی است. که بعضی مناطق با رسوبات تبخیری در جنوب سمنان و اطراف اردکان همراه بوده اند. منشاء کوههای نمکی سمنان و اردکان از همین نمک ها است . این وضعیت در کپه داغ و زاگرس نیز نشانه هایی از خشکی هوا و شرایط قاره ای بچشم می خورد. از همین زمان ایران در زمره مناطق بیابانی در آمد و حوادث بعدی زمین شناسی هم این موقعیت را تشدید کرد. بطوریکه بعد از فاز کوهزایی ائوسون پایانی (40 تا 37 میلیون سال پیش ، فاز پیرنه) در بین کوههای سربه فلک کشیده البرز در شمال ، زاگرس مرتفع، نوار آتش فشانی سهند، بزمان در امتداد شمال غرب جنوب شرق، کوههای بشاگرد در جنوب شرقی و سلسله کوههای  مشرق لوت، منطقه گود افتاده ای در ایران مرکزی بوجود آمد و بعد از یک دوره بیرون ماندن از آب و فرسایش عمومی، رسوبات تبخیری و قرمز رنگ که نشانه فرسایش شدید در آب و هوای گرم و خشک بر جای مانده و در آن شیل های قرمز تاسبز، گدازه های آتش فشانی نمک و گچ به ضخامت 500 تا 1000متر ته نشین شده و منشا کوه نمک در شال غرب قم را که بصورت گنبد نمک ظاهر شده از همین سازند می دانند.

 تعریف بیابان

 تعریف دقیق بیابان بر اساس وضعیت اقلیمی بخصوص میزان بارندگی و نحوه توزیع آن از نظر متخصصان امکان پذیر نیست. ولی در کل به مجموعه ای مناط با بارندگی سالانه کمتر از 250 میلی متر بیابان می گویند. آمبرژه نواحی بسیار خشکی را که در آن بارندگی نظم و فصلی ندارد و دوره محرومیت از بارندگی بیشتر از یکسال است اقلیم بیابانی و نواحی خشک دیگری که بطور منظم در تمام سال ها باران دریافت می کنند و نحوه بارندگی نیز تابع نظم است، اقلیم صحرایی نامیده اند.

 منطقه مورد نظر میزان بارندگی کمتر از 200 میلی متر و تمام بارندگی در فصل زمستان (6 تا 8 ماه بدون بارندگی)

فرساایش: بادی، آبی، یخچالی، تغییر درجه حرارت و ...

 فرسایش بادی:

بادهای فعال و نیرومند که به سلاح ماسه مجهز باشند می توانند فعالیت فرسایشی داشته باشند. بنابراین سرعت باد از میزان تراکم (فراوانی باد) مهمتر است. باتوجه به مشاهدات محلی، بادهای فرعی شدید و توفانی، بیش از بادهای مسلط در یک منطقه نقش فرسایش دارند. (در ایران بادهای مسلط از مغرب و شمال غرب می وزند)

ریگ ها ی جنوب دشت کویر، ریگ لوت، ریگ جازموریان...

بادهای محلی ایران می توانند توفانهای بوجود آورند که در پهنه ای به وسعت چندین ده کیلومترتا ارتفاع چند هزار متر، میلیون ها تن ماسه بسیار ریز را جابجا کنند و از منطقه خارج کنند.

 بادجنوبی دشت لوت

 آلودگی هوا در این مناطق نیز بدلیل وجود دائمی گرد و غبار در این مناطق است. به استثنای نواحی ساحلی شمالی و تا حدودی شمال غرب ایران ، سایر نواحی کشور تحت تاثیر این پدیده قرار می گیرند. (رطوبت عامل بازدارنده فرسایش بادی است)

 ضمناً بادهای غالب از طریق کانالهای خاصی می وزند.

 چهره کاوشی فرسایش بادی:

1-   دشت ریگی

2-   چاله های بادی

3-   یاردانگ

4-   کلوت

5-   کندوهای بادی

6-   تخته سنگ های قارچی

در رژیم های پایدار بتدریج بین جریان نسبی هوا و امکان جابجایی یا ثبت موقت ماسه ها تعادلی برقرار می شود . چنانچه به هر دلیلی تغییری در سرعت باد بوجود بیاید، این تعادل بهم خورده و برحسب افزایش یا کاهش سرعت باد به ترتیب پدیده کاوش(حفر) و با تراکم رخ می دهد. چنانچه سرعت بادبالا رود مرحله برداشت ماسه انجام می شود اما حاصل آن فرسایش کاوشی است، به جهت کاهش سرعت باد جابجایی ماسه ها متوقف شده و مرحله رسوبگذری شکل می گیرد.

1-   دشت ریگی :REG

هنگامی که پهنه های تحت تاثیر باد از رسوبهای تخریبی ریز و درشت پوشیده شده باشند، در جریان توفان دانه های ریز بوسیله باد از محل خارج شده و دانه های درشت، شامل شنها و ریگها و احتمالاً تخته سنگهای باقی می مانند اتصال این عناصر درشت در طول زمان بصورت یک سنگ فرش ظاهر می شود و رسوبهای ریز دانه زیرین را حمایت و حفاظت می کند این پهنه را دشت ریگی می نامند که از عوارض مشخص نواحی بیابانی است. و سطح وسیعی از دشتهای بیابانی را تشکیل می دهد.

2-چاله های بادی:

چنانچه نسبت به دانه های بسیار ریز در محلی بیشتر از دانه های درشت باشد، برداشت ماسه تداوم یافته و حجم قابل توجهی از آن بطور محلی تخلیه می شود. در این شرایط به تدریج حفره ها یا چاله های غالباً وسیعی متناسب با گسترش ماسه های ریز دانه فراهم می شود. چنانچه فرسایش باد شدید و مداوم باشد ، عمق این چاله ها حداکثر تا سطح آبهای زیرزمین پایین می رود. از آن به بعد  به علت وجود رطوبت و چسبندگی دانه ها ، فرسایش بادی متوقف می شود این عارضه در تمام بیابان های ماسه ای دنیا به فراوانی یافت می شود. (بیابان لیبی- دشت لوت مرکزی) محققین عقیده دارند که وجود آبهای سطحی در شرایط خاص و تا حدودی در توسعه این حفره ها دخالت دارند . به همین دلیل اغلب آنها را چاله های آبی- بادی می نامند.

 (عمق این چاله ها در دشت لوت ایران حداکثر به 40 متر می رسد.)

یاردانگ:

 در دشتهای بیابانی گاهی نقاط پستی وجود دارد که بصورت حوضه های انتهایی محل تمرکز سیلابها می باشد.

  پس از قطع سیلابها و تبخیر و نفوذ آبهایی راکد آن، رسوبهای ریزدانه چاله ها پهنه های همواری بوجود می آورند که در اصطلاح ساکنین ایران مرکزی دق و اصطلاح بلوچی دگال یا دغال نامیده می شوند

 وسعت این حوضچه های رسوبی از چند ده متر تا چند صد کیلومتر مربع و بیشتر متفاوت است . که از رسوبهای بسیار ریزدانه رسی، مارنی یا لیمونی تشکیل شده اند. هنگامی که توفان مسلح به ماسه بخصوص ماسه سیلیس دار از این عوارض می گذرد بتریج بخشی از رسوبهای در کف آن را خراشیده و شیارهایی در امتداد باد بوجود می آورند، که کم کم با عمیق شدن این  شیارها بقایای دشت بصورت پشته های کشیده ای به جا می مانند که به علت شباهت به اشکال استپهای بیابانی ترکمنستان یاردنگ نامیده می شوند. این اشکال بتدریج بصورت گلابی شکل تحول می یابند که قسمت باریک در جهت روبه باد و بخش پهن آن در پشت باد بادهای طوفانی شکل می گیرد.

 دشت سیستان ، دشت لوت، مغرب دشت لوت مرکزی در حوضه انتهایی رود شور بیرجند.

 کلوتها:

 یکی از عجیب ترین و مهمترین اشکال کاوش بادی، پیدایش  تپه های متعدد و بسیار طولانی است که در ایران بنام کلوت شهرت دارند. قبلاً در مورد یاردانگ توضیح داده شد . اگر توفانهای نیرومند ماسه ای که بر اثر تمرکز در شیارها شتاب بیشتری می گیرند، سبب گسترش این شیارها شوند ، و عرض آنها افزوده شده و بصورت دره های واقعی ظاهر می شوند حال اگر جهت بادها در جهت درز و شکافهای این زمین ها منطبق باشد، بصورت دالانهای واقعی و تقریباً موازی در آمده و زمین پرعارضه و غیر قابل عبوری بوجود می آورند. یکی از نمونه ها ی مشخص این عارضه در ماسه سنگهای قرمز بامبه شه در کشور چاد و نمونه منحصر به فرد آن از لحاظ عظمت و وسعت در مغرب دشت لوت مرکزی ایران قرار گرفته . در مغرب دشت لوت بادهای 120 روزه سیستان با جهت غربی- جنوب شرقی در رسوبهای تبخیری میوسن، اشکال خارق العاده ای را بوجود آورده است که وسعتی معادل 60×150 کیلومتر گسترش دارند. بسیاری از محققان عقیده دارند که تمرکز آنها نیز در پیدایش آنها نقش دارند. عمق دالانها به 80 متر می رسد که به دالانهای مرگ مشهورند. اغلب این تپه ها چندین ده کیلومتر طول دارند گاهی تپه ها موازی و گاهی بصورت مورب به یکدیگر متصل می شوند در شمال کلوتها و در حوضه انتهایی رود شور بیرجند، دخالت فراوان آب ، سبب از بین رفتن این تچه ها شده که باقی مانده بصورت تپه های کوچک از چند متر تا چندین ده متر کشیده شده اند. که شباهت زیادی به یاردانگ ها دارند. واصطلاحاً کلوت نامیده می شوند.

 شهر ویران:

در حاشیه غربی کلوتها و شمال آن در لبه پرتگاه دشت شمالی لوت فرسایش بادی اشکال دیگری بوجود آورده که در ارتباط با نسبت مقاوت لایه ها متفاوت تشکیل دهنده، آنها بصورت دیواره ها، برجه ها و ستون ها و قلعه ها و خانه های ویران شده شکل گرفته اند بدلیل غیر قابل دسترس بودن به شهر لوت یا شهر ویران معروف شده اند.

 کندوهای بادی:

 در جبهه روبه باد کوهستانها در نواحی بیابانی، اغلب حفره های کوچک یا بزرگ در اثر دخالت توفانها ماسه ای بوجد می آیند که آن رابه کندوی زنبور عسل تشبیه کرده اند و بنام کندوی بادی می نامند. این عارضه در شرایطی تشکیل می شود که شیب دامنه ها بصورت یک مانع در برابر جریان توفان ظاهر شود. در این عارضه بدلیل اختلاف یا نسبت فشردگی کانیهای تشکیل دهنده سنگ، نقاط پست تر بتدریج تخلیه شده و حفره های متعددی بوجود می آیند. ایجاد این حفره های بر پرتگاههای قائم سنگی با توجه به زاویه برخورد ماسه های سیلیسی آسانتر است این عارضه در سنگ های خارا، ماسه سنگها، و مجموعه سنگهای تخریبی بیشتر تشکیل می شود.

مشخص ترین نمونه این عارضه و در جبهه کوهها مسلط به ساحل دریای عمان و بویژه روستای طبس (مجاور چابهار) فراوان است.

 تخته سنگ قارچی:

 یکی از کمیاب ترین اشکال کاوش بادی هستند که نتیجه دخالت و جابجایی ماسه های در حال جهش می باشند. نتیجه تمرکز محله بادهای مسلح به ماسه به پای تپه هایی که از سنگ های کم مقاومت تشکیل شده اند ، بتدریج باعث سائیدگی پای تپه ها شده در حالیکه راس آن از فرسایش دور می ماند ادامه فرسایش  سرانجام نابودی آن را بدنبال خواهد داشت.

 (در صحرای آفریقا و شمال لوت مرکزی در حاشیه انتهایی رود شور بیرجند)

اشکال فرسایش تراکمی باد:

 1-     پیکان ماسه ای هنگامی که بادها به هر دلیل قطع می شوند یا سرعت آنها پایین تراز سرعت حد لازم برای جابجایی ماسه می رسد، رسوبگذاری آغاز می شود. نحوه رسوبگذاری برحسب نحوه جابجایی ما سه ها متناوت خواهد بود. ذرات معلق پس از رفع آشفتگی هوا به آرامی به زمین باز می گردند و بدون اینکه شکل خاصی را بسازند بصورت پوشش نازکی، قلمرو مسیر خود را می پوشانند. گاهی این ذرات معلق به شکل بارانهای گلی به زمین می ریزند( بارانهای خونی)

2-      نبکا یا تل نباتی

3-      پیکرا (برخان)

4-     سیف( شمیشه)

5-     هرمهای ماسه ای

6-      ریپل مارک یا چین و شکن ماسه ای

 

پیکان ماسه ای:

 بیشترین حجم ماسه بادی از طریق جهش جابجا می شوند. چنانچه در مسیر سقوط این دانه ها  موانعی وجود داشته باشد به علت کاهش سرعت باد در برخورد با موانع دانه به زمین می افتد این دانه ها در محلی که کمترین میزان فشار وجود داشته باشد روی هم متراکم می شوند. مناسب ترین محل در این زمینه ، بیابانهای با پوشش استپی هستند هر اندازه تراکم بوته ها بیشتر باشد ماسه های بیشتری بدام می افتند. تراکم ماسه همیشه در جهت پشت به باد مانع صورت می گیرد.زیرا جبهه روبه باد مستقیماً در برابر فشار هوا قرار می گیرد.ماسه هایی که در ارتفاع کوتاهتر از ارتفاع بوته ها جابجامی شوند بلعت برخورد با بوته مستقیماً روبه باد سقوط کرده و تحت تاثیر فشار باد به پشت مانع انتقال می یابند. اما دانه های که در پشت مانع به زمین می افتند چون در پناه باد قرار می گیرند در همان جا باقی می مانند. در نتیجه پس از هر طوفان متناسب با حجم بوته، مقداری ماسه در پشت آن جمع می شود که پهنای آن متناسب با پهنای بوته است و هر اندازه که بوته فاصله می گیرد ، از عرض آن کم می شود . وسرانجام به شکل یک پیکان ظاهر می شود جهت فلش ها، جهت بادهای مسلط وتوفان را در محل نشان می دهد.

 چنانچه مانع سنگی ویا بصورت تپه، حجم بزرگتری را داشته باشد ماسه ها بصورت یک پشته متراکم و اغلب بی شکل در جهت پشت به باد روی هم انباشته می شوند که آن اصطلاحاً تل ماسه ای می نامند. یکی از مشخص ترین تل ماسه ای پیکرا(برخان)است

 نبکا- تل نباتی:

 هنگامی که تراکم ذرات ماسه و توفان ها زیاد باشد و از مسیرهای بگذرند که پوشش  نباتی نسبتاً متراکمی داشته باشد حجم قابل توجهی از ماسه ها دور تا دور بوته ها متراکم شده بتدریج براثر رطوبت بیشتر خاک در حاشیه بوته ها، بیشتر می شود بوته نباتی به خاطر امکان ادامه حیات و جلوگیری از مدفون شدن در زیر ماسه به رشد خود ادامه می دهد. بطوریکه با افزایش ارتفاع ماسه، هر یک از شاخه های بوته اولیه بصورت بوته ای جداگانه در سطح ماسه نمایان می شوند . این تحول تا زمانی که امکان رشد گیاه وجود داشته باشد ادامه می یابد.

 بطوریکه تل نباتی بصورت تپه ای پر حجم شکل می گیرد که برفراز آن بوته های متعددی به چشم می خورند برش یکی از این تپه ها نشان می دهد که ساختمان لایه ای دارند. لایه ها از تناوب ماسه و برگ بوته های بوجود آورنده تپه تشکیل می شوند. سپس در سالهای بعدی و توفان های دیگر تناوب این لایه ها تکرار می شود. بطوریکه می توان از شمارش این لایه های گیاهی با ماسه ای سن آن را به احتمال قریب به یقین تشخیص داد. تازمانی که گیاه امکان حیات داشته باشد نبکا به رشد خود ادامه می دهد. اما به محض خشک شدن بوته تخریب آغاز شده  شاخه های خشک شده گیاه در محل باقی می ماند.

 وسیع ترین نبکازار ایران جازموریان در بلوچستان و مرتفع ترین آن با قطر چندین ده متر است

 سیف یا شمشیر:

 رشته های عرضی مارپچی شکلی نیز وجود دارند که خط الراس بسیار مشخص و تیز دارند. به همین دلیل در شمال آفریقا بنام سیف و در ایران شمشیر نامیده می شوند( بدلیل شباهت به لبه تیز شمشیر) مقارن دامنه ها در طول این رشته ها مرتب تغییر می کند. یعنی دیگر در یک محل شیب دامنه کم باشد در طرفین آن روی همان دامنه شیب به یکباره افزایش می یابد. در دامنه مقابل قضیه عکس است. یعنی همیشه در برابر شیب ملایم در یک دامنه، شیب تندی در دامنه مقابل وجود دارد بنابراین به تنها رشته های سیف نامتقارن می باشند بلکه شیب دامنه های متقابل در این عارضه، مرتباً تغییر می کند. این عارضه براثر جریان بادهای متقابل بوجود می آید.

 هرم های ماسه ای:

 عالی ترین و مرتفع ترین شکل تراکم ماسه ، هرم های ماسه ای است که از تراکم برخان ها روی یکدیگر و اتصال سیف ها با دخالت گرد وبادها بوجود می آید . این عارضه همیشه درمحل تلاقی بادهای مختلف الجهت شکل می گیرد.

 هرم ها با قلل مرتفع و مشخص، اشکال عظیمی هستند که در تلاقی بازوهای بسیار عظیمی بوجود آمده اند. در حد فاصل این بازوها حفره های گود و بسیار بزرگ بدون ماسه وجود دارند . بسته به موقع و شرایط محلی هر هرم ماسه ای ممکن است حداقل 3 و حداکثر 6 بازوی همگرا داشته باشد. قله هرم در محل همگرایی بازوها قرار دارد. مرتفع ترین هرم های ماسه ای دنیا 300 متر ارتفاع دارند(لیبی) اما در ایران ارتفاع تعدادی از هرم های ماسه ای به حداکثر 475 متر می رسد که مرتفع ترین هرم ماسه ای دنیا نیز خواهد بود . تعداد هرم های بیش از 300متر ارتفاع دردیگر لوت فراوان است. وسعت قاعده ی بعضی از این هرم ها ماسه ای دیگر لوت به دو کیلومتر می رسد.

( ارتفاع حداکثر ده متر در دشت تکاب در شرق شهداد(غرب دشت لوت) شناسایی شده)

 پیکرا- برخان:

یکی از فراوان ترین و مشخص ترین چهره های تراکم ماسه، تپه های هلالی شکلی هستند که در بیابانها ترکستان به برخان در ایران پیکرا شهرت دارند. برخانها از ماسه های متحرک هستند، اما در اثنای حرکت، شکل خود را حفظ نموده وقتی اغلب بر حجم آن ها هم افزوده می شود. برخان از یک بدنه هلالی شکل با شیب ملایم در جهت رو به باد تشکیل شده و در دو انتهای هلال دو بازوی مشخص دارد. که در امتداد باد کشیده شده اند. وجود بازوها نشانه سرعت بیشتر باد در حاشیه این عوارض است. زیرا در قسمت مرکزی جبهه پشت به باد پرتگاهی وجود دارد که در پای آن فشار باد به حداقل ممکن می رسد. حرکت ماسه دانه به دانه بر سطح شیب ملایم روبه باد انجام می شود. هنگامی که ماسه ها به قله می رسند براثر دخالت نیروی جاذبه به پای پرتگاه سقوط می کنند بنابراین جابجایی دانه به دانه ماسه هابا حفظ شکل آن موجب حرکت و جابجایی برخان در مسیر باد می شود حجم برخان ها متغیر است بزرگترین پیرا شناخته شده حدود 80 متر ارتفاع دارد.

 هر اندازه حجم پیکرا کوچکتر باشد حرکت آن سریعتر است. میانگین حرکت 40 تا 30  متر اما در طوفان های شدید به چندین صدمتر هم می رسد. در اثنای حرکت بدلیل اختلاف سرعت اغلب پیکرها به یکدیگر متصل می شوند بر حسب چگونگی اتصال اشکال متنوعی می سازند

 (ریک جازموریان رشته های طول  ریگ لوت رشته های عرضی و هرم ماسه ای )

باد مجموعه ای از اشکال ماسه ای را در محلی دور  خود جمع می کند که وسعت آنها بسیار متفاوت است. در بیابان های مختلف دنيا اسامی گوناگونی دارند امارایج ترین آنها ارگ است که معادل آن در ایران ریگ نامیده می شود . ریگ لوت، ریگ حلون و ... وسیع ترین ریگ دنیا در ربع الخال عربستان 000/500 کیلومتر مربع است . در حالیکه  ریک ایران لوت فقط کمی بیش از 000/100 کیلومتر مربع است، اما یکی از پیچیده ترین ریگ های دنیا است

 ریپل مارک یا چین و شکن ماسه ای:

 یکی دیگر از فراوان ترین اشکال بادی چین و شکن هاي سطحی بصورت امواجی موازی و یکدست است که حتی نوعی از آن  برسطح کلیه اشکال بادی شکل گرفته اند. ارتفاع از چند سانتی متر تجاوز نمی کند.


موضوعات مرتبط: اشکال فرسایش بادی در کویر

تاريخ : جمعه سیزدهم شهریور 1388 | 13:42 | نویسنده : محسن |
 - مراحل فرسايش بادی

- اشکال وناهمواريهای ناشی ازتاثيرباد

- آشنايی با ريگ جن درکويرمرکزی ايران

ازنظرژئومورفولوگها بادعامل اصلی فرسايش دربيابانهااست.بادعامل برداشت موادورسوب آنهااست.بااين حال نقش آب راهم نمی توان درشکل گيری پديده ها ی مورفولوژی اين نواحی ناديده گرفت.

خاکهای مناطق خشک به دليل کمبودموادآلی وکلوئيدی وخشکی آسيب پذيرهستند.

مراحل فرسايش بادی

فرسايش بادشامل سه مرحله است.اين مراحل به ترتيب توضيح داده شده اند.

1- برداشت

عمل برداشت ذرات ريزومنفصل سطح زمين توسط بادرابادبردگی می گويند.

بادذرات ريزخاک رابرداشت می نمايدوذرات درشت رابرجامی گذارد.عمل بادبردگی درمناطقی که مستعدهستندباعث کندن زمين تاعمق زيادی می شود.

براثربادبردگی درمناطق بيابانی عناصر درشتی  برجامی ماندکه به عنوان محافظ،سطح خاک راحفظ می نمايد.اين پوشش را"رگ يا دشت ريگی یا سنگفرش بيابانی "می گويند.

ذراتی که توسط بادحمل می شوندباعث تاثيرفرسايشی روی موانع مختلف ياسطح های ساختمانی موجوددرسرراه خود می شودکه باعث سايش آنها می شود.ازآنجايی که اين عمل توسط ذرات ماسه ودرارتفاع پائين انجام می گيردبه آن سايش ماسه ای نيز می گويند.باافزايش ارتفاع این اثرکاسته می شودزيرابارموجوددربادباافزايش ارتفاع کم می شود.این تاثيرموجب پيدايش اشکال ويژه ای مانندقارچ يادودکش ايجادمی نمايد.

گاهی فرسايش بادی درمناطق بيابانی موجب تشکيل شيارهاوفرورفتگيهای طويل ونسبتاُعميقی دررسوبات نرم مي شود .امتداداين شيارهامعمولادرجهت بادهای اصلی منطقه است .اين ديوارهاياتيغه های بين شيارهارا"ياردانگ" می گويند.اين گونه ساختمانهااولين باردرترکستان مشاهده ونامگذاری شده است.

2- حمل

بادموادی راکه فرسايش وروبيده است به صورت باربستری (ذراتی که به علت وزن آنهايادرشتی درسطح يانزديک زمين حمل می شوند)يابه صورت بارمعلق (ذراتی که به علت ريزی درهوامعلق می مانند)جابجا می کند .درواقع به سه شکل موادراحمل می کند:

- حالت معلق : ذرات بسيارريزخاک باقطرکمتراز1/. ميليمتربه اين صورت جابجامی شود.

- حالت خزشی : قدرت بادسبب می شودتاذرات درشت خاک به صورت غلطان درروی سطح زمين به حرکت درآيند.معمولاًذراتی باقطر5/ تا 2 ميليمترحمل می شوند.

- حالت جهشی : ذراتی که بادنمی تواندآنهارابه صورت معلق یاخزشی حمل نمايدبه صورت جهشی حمل نمايد.

3- رسوبگذاری

باکم شدن سرعت باد،ازقدرتش برای حمل ذرات کاسته می شود وذرات درنقطه ای ازحرکت بازورسوبگذاری می کند.ذرات درشتربه صورت تلماسه ودانه های ريزتربه صورت لايه های افقی (لس)ته نشين می شوند.

اشکال وناهموریهای ناشی ازتاثيرباد

1-اشکال ناشی ازعمل سايش

ذراتی که توسط باد حمل می شوندپس ازبرخوردبا موانعی که برسرراه آنها وجودداردموجب سايش آنهامی شود .اين عمل درنزديک سطح زمين وتوسطذرات ماسه انجام می گيرد به "سايش ماسه ای"معروف است .قطعه سنگها،ساختمانها،موانع دست سازانسان تحت تاثير اين نوع فرايندقرارمی گيرند.اگرسطح سنگ ازکانيهای باسختی يکسان تشکيل شده باشدسطح آن صاف وصيقلی می شودولی اگردارای کانيهای باسختی متفاوت باشدسطح آن خراشيده يانقطه نقطه می شود.اگرسنگ بهردليلی ازچندجهت تحت تاثيرسايش قرارگيرددارای چندسطح صاف باگوشه های نوک تيزمی شودکه به آن" بادساب"می گويند.

اگرموانع سنگی منفرددرمسيرباددارای جنس متفاوت باسختی متفاوت باشندباعث بوجودآمدن اشکالی ستونی مانندقارچهایاسندان کفاشی می شود.

2- دشت ريگی يارگ

درمناطق فاقدپوشش گياهی بادبردگی باعث برداشت ذرات ريزوقابل حمل می شودو ذرات درشتربرجای می مانند، که به آن دشت ريگی می گويند.

3- حفره وفرورفتگی

دربعضی بيابانهابادحفره هاوفرورفتگی های ايجادمی کند.ژئومورفولوژیستهامعتقدنداين پديده دراثرفرسايش بادی بوجودمی آید.حفره هاغالبا ًکم عمق ودرجهت بادغالب قراردارند.

4- ياردانگ

فرسايش بادی دربعضی مناطق صحرايی موجب تشکيل شيارهاوفرورفتگيهای طويل ونسبتا ًعميقی دررسوبات نرم می شودکه اين شيارهارا"بادکند"وبه ديوارهای ميان آنها "ياردانگ" می گويند.امتدادشيارهامعمولاًدرجهت بادهای اصلی منطقه است.ارتفاع یاردانگهابه دههامتروطول آنهابه کيلومترهابرسد.محققين معتقدندايجادياردانگهانتيجه دخالت فرسايش آبی - بادی است.درلوت گستره بسياری ازياردانگ (کلوتها)ديده می شود.

5-اشکال تراکمی باد

بادذراتی راکه باخودحمل می کند ،سرانجام  به علت ازدست دادن قدرت حمل خوديابرخوردبا موانع موجوددرسرراه خود،برجای می گذارد.نتیجه اين عمل بوجودآمدن اشکال متفاوتی است .تپه های ماسه ای ازبارزترين اشکال تراکمی بادهاهستند.درذيل پاره ای ازآنهاذکرشده است. به منطقه وسيعی که ازتپه های ماسه ای گوناگون تشکيل پوشيده شده باشد ارگ گويند.

الف )تپه های ماسه ای

ذراتی که توسط بادحمل می شوندوقتی باموانع موجوددرسرراه خودبرخوردمی کنند.دانه های ماسه همراه بادوقتی به مانع برخوردکرددرپای آن يادرقسمت بادپناه برجای می مانندوتوده برجسته ای به وجودمی آوردکه خودموجب جمع شدن ذرات بيشتروتشکيل تلماسه می شود.تلماسه هاپس ازتشکيل به حرکت خود ادامه می دهندودرجهت حرکت بادجابجامی شوند.بين ترتيب که بادذرات ماسه را ازسمت مقابل خودبه طرف بالاوجلومی راندوپس ازرسيدن به قله(نقطه قرار) درسمت ديگربه پايين می افتد.تکراراين عمل به تدريج موجب جابجايی ثپه می شود.اين جابجايی گاهی به 10تا20متردرسال می رسد.درسطح تلماسه هابرجستگی های ديده می شودکه به " اثرموجی"می گویند.ارتفاع تلماسه هاگاهی تا200مترهم وعرض يک کيلومترمی رسد.

انواع تلماسه:

- بارخان یابرخان.تلماسه ای است هلالی شکل که یه صورت متقارن ياغيرمتقارن ديده می شود.دارای دوبازو است .درجهت مقابل باددارای شيب ملايم امادرجهت مخالف باددارای شيب تنداست .طرف محدب سمت بادقراردارد.

اگریک ياچندبارخان درکناریکديگرتشکيل شود،بارخانهای عرضی تشکيل می شود.دراین نوع تپه هاجهت بادغالب منطقه عمودبرمحورتپه ها است.اگريکی ازبازوهابه علت تغييربادغالب یابادهای فرعی توسعه یابدورشد نمایدیک تپه طولی تشکيل می شودکه محورتپه موازی بادغالب منطقه است.

- سيف .تپه ماسه ای کشيده است.نوک آن تيزوانتهای آن مدوراست.دامنه مخالف باددارای شيب تندتری نسبت به دامنه روبه باددارد.قسمت پيشانی آن مثلثی بايالهای تيزوگاهی قوسی شکل است.

- سيلک .سيلکهاازاتصال سيفهاوبه صورت خطوط موج داری بوجودمی آيدوتشکيل آن بستگی به بادغالب منطقه دارد.شکل کلی آنهادندانه دارومارپيچی است.

- قوردياهرمهای ماسه ای. قوردهانتيجه ای بارخان هاوسيف ها است.بارخانهاوسيف هادرجهات مختلف به تدريج به يک نقطه متوجه می شوندودرنتيجه،عوامل وموانع گوناگون ازپيشرفت آنهاجلوگيری می نمايد،دراين حالت تپه های ماسه ای دراثربادهای مسلط ،تشکيل توده ای عظيمی را می دهدکه همان قورد است .ارتفاع تپه هابلندترازسايرتپه هااست .

ب) لس

لس رسوبی بادی است که ازذرات يکنواخت،ناپيوسته ومعمولاًزاويه داريانيمه زاويه دارتشکيل شده است.اندازه ذرات آن درحدسيلت ،همراه باکمی رس وگاهی ماسه است.رنگ لس،به علت هوازدگی شيمايی کانيهای آهن داروايجاداکسيدهای آهن ،معمولاًزردياقهوه ای است .لس هاازته نشين شدن ذراتی که به صورت معلق وبه وسيله بادحمل می شوند،به وجودمی آيندوممکن است دارای منشاء صحرايی يايخچالي باشد.نمونه های آن درغرب کپه داغ و گرگان وجوددارد.

ج) نبکاياتل نباتی

درجاهايی که سطح آبهای زيرزمينی بالااست وموجب رويش گياهان شده است،انباشت ماسه درپناه گياهان انجام می گيردکه به صورت نبکاياتل نباتی ظاهرمی شود.اين پديده درپناه گياهان نمک دوست وخشکی دوستی که توان به دام انداختن ماسه را داشته باشدشکل می گيردوبه نام همان گياه ناميده می شود.علاوه برماسه های روان موادريزمانندسیلت وذرات ونمک وگچ می توانندبه صورت نبکاظاهرشوند.بزرگترين نبکادرايران درمغرب دشت لوت ومتراکم ترين آنهادردشت جازموريان ديده می شود.

6-ورنی صحرا

ورنی پوسته ای ازترکيبات آهنی است که دراثرنيروی "کاپيلاريته" درروی سنگها ظاهرمی شود.بواسطه ترکيبات آهن،رنگ آنهاتيره است ودراثرعمل سايش بادصيقلی شده ونهايتادرمقابل بادوذرات شن وماسه ی همراه آن مقاوم می شود.دراثرسايش باددرمناطق خشک قلوه سنگها راصيقل داده وسطوحی درآنهاايجاد می کند که به اين قلوه سنگها" ویندکانتر"می گويند.

- آشنايی با ريگ جن درکويرمرکزی ايران

ريگ جن منطقه ای وسيعی پوشيده ازتپه های شنی وکويری مخوف درمرکزدشت کويراست.اين منطقه درشمالشرقی به منطقه معلمان وکوه گوگردوقسمت جنوب انارک،ازسمت شرق به ناحيه جندق ،ازسمت غرب به پارک ملی کويرمنتهی می شود.جهت تپه های ماسه ای روان ازغرب وشمالغرب به شرق وجنوبشرق کشيده شده است .

مردم شهرهاوروستاهای اطراف اين منطقه معتقدندکه محل زندگی ارواح واجنه است.براساس همين اعتقادکمترکسی جرات مسافرت به آن رامی نمايد.

سون هدین نويسنده کتاب کويرهای ايران درسال1900  آنرا کشف نمود.آلفونزگابريل نيزدرسال 1930ازقسمت تائيل می گذرد.علی پارسا نيزچندمسافرت درسالهای اخیربه آن نموده است که شرح آنهارادرسايت خودداده است.

يک گروه اتومبيلران به سرپرستی شخصی به نام آقای عباس نژاددرسال 1382نيزازاين منطقه عبورنموده است.


موضوعات مرتبط: فرسايش در بيابان

تاريخ : جمعه سیزدهم شهریور 1388 | 13:35 | نویسنده : محسن |

جزر و مد در اثر كش جاذبه‌اي ماه و خورشيد و چرخش زمين بوجود مي‌آيد. نزديك سواحل دريا، سطوح آب مي‌توانند تا 24 متر بالا كشيده شوند. تنها حدود 24 نقطه وجود دارد كه داراي شرايط مناسب و حدود جزر و مدهاي كافي (حدود 6 متر) براي توليد انرژي به صرفه است. ساده‌ترين سيستم توليد نيرو براي دستگاههاي جزر و مدي شامل سدي به صورت مانع در عرض مدخل كولاب حاشيه‌اي دريا است. دروازه‌هاي آبگير مانع به ظرف جزرومد هنگام جزرومدهاي بزرگ اجازة ورود آب را مي‌دهد و آب را از ميان سيستم توربين خروجي عبور مي‌‌‌دهد. اين زمان كه بين بالاترين نقطة مد و پايين ترين نقطه جزر وجود دارد را ebb tide مي‌گويند. سيستم‌هاي دوراهه‌اي براي توليد برق همه در هنگام حدوهم در هنگام جزر وجود دارد

موانع جزر و مدي مي‌توانند سطح جزرومد را در ظرف تغيير داده و آشفتگي را در آب بالا ببرند. اين مسئله مي‌تواند روي جهت يابي و تفريح نيز تأثير بگذارد. بزرگترين ضرر بالقوة نيروي جزر و مدي، تأثير يك ايستگاه جزر و مد روي گياهان و حيوانات مصب كولاب است

دو نوع مانع تجاري از لحاظ اندازه در حال حاضر مورد استفاده است. يكي در لارنس (La Rance) فرانسه و نوع ديگر در كانادا، نوا اسكوتيا (Nova Scotia) رويال آناپليس (Annapolis Royal) است. ايالات متحده هيچ دستگاه جزرومدي ندارد و تنها محل كه نيروي جزرومدي مي‌تواند انرژي به صرفة‌ اقتصادي را توليد كند در نظر داردفرانسه، انگلستان، كانادا و روسيه استعداد بيشتري از اين بابت دارند

همچنين حصارهاي جزرومدي مي‌توانند انرژي جزرومد را مهار كنند، يك حصار جزر‌‌ و ‌مدي داراي توربين‌هاي قائم محور هستند كه روي يك حصار سوار شده است. تمام آبي كه عبور مي‌كند به درون توربين‌ها رانده مي‌شود. اين تأسيسات در نواحي مانند كانال‌هاي بين خشكي‌ها نيز مي‌توانند بكار گرفته شوند. حصارها تأثير زيست محيطي كمتري نسبت به موانع جزرومدي دارند، اگرچه مي‌توانند براي حركت حيوانات بزرگ دريايي مشكل ساز باشند. هزينه نصب حصارهاي جزرومدي نيز كتمر از موانع جزر و مدي است. يك حصار جزر و مدي در سواحل فيليپين در حال فعاليت است.

توربين‌هاي جزر و مدي تكنولوژي جديدي هستند كه در بسياري از نواحي جزر و مدي بكار گرفته مي‌شود. اساساً آنها توربين‌هاي بادي هستند كه در هر محلي كه جريان جزر و مدي قوي دارد، واقع شده‌اند. از آنجا كه آب 800 مرتبه چگال تر از آب است، توربين‌هاي جزر و مدي مجبور به داشتن مقاومت بيشتري از توربين‌هاي بادي خواهند بود. اين توربين‌ها سنگين‌تر و گران‌تر هستند اما قادرند انرژي بيشتري را به دام بياندازند.

انرژي امواج

موج در اثر وزش باد روي سطح اقيانوس بوجود مي‌آيد. در امواج اقيانوس انرژي خارق‌العاده‌اي وجود دارد. مجموع نيروي امواجي كه خطوط ساحلي دنيا را در مي‌نوردند، 2 تا 3 ميليون مگاوات تخمين زده مي‌شود. سواحل غربي ايالات متحده و اروپا و سواحل ژاپن و نيوزلند محلهاي مناسبي براي مهار انرژي امواج اقيانوسهستند. يكي از راههاي مهار انرژي امواج اين است كه خط سد امواج را به كانالهاي باريك كج كرده و در آنجا متمركز كنيم. اين كار باعث نيرو و اندازة امواج مي‌شود. سپس امواج مي‌توانند به ظرف‌هايي كانال كشي شده و يا مستقيماً براي گرداندن توربين‌ها به كار روند. هيچ دستگاه انرژي موجي تجاري بزرگي وجود ندارد، اما انواع كوچك آن موجود مي‌باشند، مكانهاي ساحلي كوچك بهترين وضعيت را آيندة نزديك براي توليد انرژي موجي كافي براي جوامع محلي دارند

 

تبديل انرژي حرارتي اقيانوس (OTEC)

 

انرژي خورشيد سطح آب اقيانوس را گرم مي‌كند. در نواحي استوايي، سطح آب تا بيش از 40 درجه گرم تر از درون آب است. اين اختلاف حرارتي مي‌تواند براي توليد برق به كار برده مي‌شود. سيستم OTEC بايد اختلاف دمايي حداقل 25 درجه سيليوس داشته باشد تا بتواند كار كند، هاوايي از سال 1970 براي OTEC مورد بررسي قرار گرفت. امروزه هيچ عملكرد  وجود ندارد. كشمكش‌هاي زيادي وجود دارد.اول اينكه سيستم‌هاي OTEC بهرة‌ بالاي انرژي ندارند. پمپ كردن آب مشكل مهندسي بزرگي‌ست. برق نيز بايد به خشكي انتقال يابد. براي رسيدن به تكنولوژي لازم جهت توليد و انتقال اقتصادي برق از سيستم  10 تا 20 سال وقت نياز است.

 

تحقيقاتي براي ساخت مزارع خورشيدي روي اقيانوس انجام شده است. اقيانوس ها 70 درصد سطح كرة زمين را مي‌پوشانند. برخي عقيده دارند كه نزديك سواحل كاملترين محل براي مزارع خورشيدي است. اخيراً، انرژي خورشيدي در سكوهاي نزديك به ساحل و براي راه اندازي تجهيزات دريايي كنترل از راه دور به كار گرفته شده است. انرژي خورشيدي منبع انرژي تجديد پذيري است كه آزاد و سالم است.

باد

انرژي بادي نيز مانند انرژي خورشيد قبلاً روي زمين به كار رفته است. توربين‌هاي بادي و مزارع بادي تنها در جاهائيكه باد مداوم مي‌وزرد قرار گرفته‌اند، در امتداد بيشتر سواحل ايالات متحده، شرايط خوبي براي استفاده از انرژي بادي وجود دارد، مردم زيادي خواستار قرارگيري توربين‌ها در سواخط هستند. مردم فكر مي‌كنند برنامه‌اي براي ساخت يك دستگاه بادي ساحلي در ساحل كيپ كاد (Cape Cod) وجود دارد. باد منبع انرژي تجديد پذيري‌ست كه آلودگي به همراه ندارد و از اينرو برخي آنرا به عنوان سوخت جايگزين خوبي براي سوخت  فسيلي مي‌دانند


موضوعات مرتبط: جذر و مد

تاريخ : جمعه سیزدهم شهریور 1388 | 13:26 | نویسنده : محسن |

 

عملیات اجرایی سد:

با توجه به اسناد ارزیابی آیتمهای اجرایی یک سد عبارتند از : حفاری پی و تکیه گاه سد وتحکیمات ، احداث دیوار آب بند و پرده آب بند، حفاری سرریز و آبگیر ، خاکریزی بدنه سد ونصب ابزار دقیق، بتن ریزی سرریز و آبگیر که در ذیل روش اجرای آنها خواهد آمد .

حفاری پی سد وتکیه‌گاههای جناحین :

کلا" عملیات خاکی مانند خاکبردرای وحفاری وابستگی زیادی به ماشین آلات دارد. بلدوزر ، لودر ، کمپرسی، بیل مکانیکی، بیل شاول، داپتراک، دریل واگن ، جک هَمِر، از انواع ماشین آلات کاربردی در عملیات خاکی هستند .

یکی از مسائلی که در اجرای پروژه‌ها باحجم خاکبرداری زیاد مطرح است تعیین محل دپوی خاکهای حاصل از حفاری وخاکبرداری است که باید قبل از شروع عملیات با هماهنگی دستگاه نظارت، محل دپو مشخص گردد .

الف ـ‌ خاکبرداری پی :

حفاری وخاکبرداری پی تا جایی ادامه پیدا می کند که به لایه نفوذ ناپذیر مانند سنگ برسیم. با توجه به اینکه در پروژه‌های سدسازی معمولا" سطح آبهای زیرزمینی بالا می‌باشد اگر در حین خاکبرداری به آب رسیدیم با تعریف ایستگاههای پمپاژ و اجرای زهکش‌ها و سپس لجن برداری توسط بیل مکانیکی یا بلدوزر با تلاقی عملیات حفاری را ادامه می دهیم. اگر در کار لجن برداری با مشکل مواجه شدیم می توان اندکی خاک خشک به لجن اضافه کرد و سپس آنرا با لجن میکس کرد و بعد اقدام به بارگیری وحمل نمود .

در حفاری پی سنگهای سست باید برداشته شود که بسته به حجم سنگ می توان از جک همر یا دریل واگن و انفجار نسبت به برداشتن سنگ اقدام کرد .

ب ـ حفاری تکیه‌گاه :

خاکبرداری وحفاری تکیه‌گاه نیز معمولا" تا رسیدن به جنس مناسب مصالح ادامه پیدا می‌کند. در احداث سدها خاکبرداری تکیه‌گاه با شیب مناسب ومطابق طرح از مسائل مهم به شمار می رود .

در زمینهای خاکی عملیات خاکبرداری با بلدوزر و با هدایت مباشر عملیات خاکی براساس سرشیبهای پیاده شده توسط نقشه‌بردار انجام می‌شود تا شیب مناسب در خاکبرداری حاصل آید .

در زمینهای خاکی با حجم سنگی پایین وحفاری با جک همر باید همر دستگاه در زاویه مناسب قرار داشته باشد و در زمینهای سنگی که حجم سنگ بالا است و نیاز به انفجار دارد چالهای حفر شده توسط دریل واگنها باید زاویه مطلوب را داشته باشد .

در خاکبرداری همواره باید توجه داشته باشم که مسیرهای دسترسی را قطع نکنیم. همچنین باید مراقب بود تا با کسر حفاری مواجه نشویم چرا ممکن است بعدا" اصلاح کم حفاری‌ها به دلیل عدم وجود دسترسی غیرممکن گردد و عملیات اجرا نظم خود را از دست بدهد .

در جاهایی که حفاری وخاکبرداری بیشتر به علت محدودیتهای توپوگرافی مقدور نباشد یا هزینه بیشتری را موجب شود یا به هر دلیل دیگری نخواهیم حفاری ادامه پیدا کند با توجه به جنس ونوع مصالح ترانشه باید آنرا تحکیم کرد. تحکیمات با توجه به نوع پروژه، جنس مصالح و زمین، موقعیت سنگها و واریزه‌ها انواع مختلفی دارد :

استفاده از بتن پاشی در یک یا دو لایه یا بیشتر ، بستن مش در لایه‌های شاتکریت (بتن پاشی) توسط سیم انتظار استفاده از راک بولتها وانکرها و تزریق تحکیمی دوغاب سیمان (در صورت نیاز جهت مهار قطعات سنگی ترانشه) استفاده از دیوار حائل بتنی یا سنگی وغیره .

در پروژه‌های سدسازی برای اینکه جلوی آبهای نشتی از زیر بدنه سد را بگیرند باید پی سد را در برابر آب درحد قابل قبول نفوذ ناپذیر نمایند. این کار معمولا" بوسیله تزریق دوغاب سیمان به لایه‌های زیر پی سد در زیرهسته رسی انجام می شد که به احداث پرده آب بند یا پرده تزریق معروف می باشد.

در سد خاکی با هسته رسی و دیوار آب بندی، اگر منظور احداث دیوار آب ‌بند به منظور آب بندی پی سد باشد می توان از مطلب زیر استفاده کرد .

احداث دیوار آب بند در پی سد :

اگر به دلیل سست بودن و تخلخل زیاد لایه‌های ریزپی از نظر زمین شناسی، روش پرده تزریق کارایی لازم را نداشته باشد ذیل عمل خواهیم کرد :

ابتدا مقدمات کار یعنی احداث حوضچه گل، دیوارهای راهنما و سکوی حفاری می بایست انجام شود.

احداث حوضچه ها : ابتدا حوضچه‌های گل تازه، گل کارکرده، آب تازه و ایستگاه پمپاژ ساخته می شوند . ابعاد حوضچه‌های گل براساس عمق پانل ومشخصات خاک بستر تعیین می‌گردد. باتکمیل حوضچه‌ها کار نصب لوله وپمپ انجام می شود .

ساخت دیوارهای راهنما : به منظور هدایت وکنترل کاتر دستگاه حفاری ، دیوارهای زوج راهنمابا بتن ساخته می شوند .

برای سکوی حفاری نیز یک پلتفرم یا محل صافی را خاکبرداری یا خاکریزی کرده با غلطک می کوبند تا دستگاه حفار در آنجا قرار گیرد .

حفاری پانلهایی به عمق حداکثر 87 متر وعرض حدود 8/0 متر وطول 4/2 متر توسط دستگاه هیدرو فرز انجام می‌شود . پانلها بصورت اولیه وثانویه حفای می شوند به این طریق که بین پانلهای اولیه حفاری شده، پانلهای ثانویه حفاری می‌شوند تا یکپارچگی دیوار آب بند تامین گردد یعنی به صورت یک در میان اولیه وثانویه حفر می شوند . در هنگام حفاری، مصالح حاصل از حفاری بهمراه گل حفاری به واحد تصفیه گل هدایت شده و پس از جدایش مصالح از گل حفاری، دوباره گل حفاری به داخل پانل هدایت می‌شود. گل حفاری در اصل کار تامین پایداری ترانشه حفاری شده را انجام می دهد .

در حین حفاری مشخصات گل دائما توسط آزمایشگاه کنترل می‌گردد. با اتمام عملیات حفاری عملیات بتن ریزی توسط لوله ترمی آغاز می‌شود. بتن ریزی در شرایطی صورت میگیرد که پانل از گل حفاری پر است. براساس مشخصات طرح پانلها براساس بتن پلاستیک (بتن بنتونیت‌دار) یا بتن سازه‌ای پر می‌شوند . بتن پلاستیک از مقاومت فشاری کم ولی مدول ارتجاعی و نفوذناپذیریی بالایی برخوردار است .

در پروژه‌هایی که از دیوار باربری بالایی انتظار می‌رود قبل از بتن ریزی ابتدا قفسه آرماتور نصب می شود در غیر این صورت در دیوار آرماتور به کار نمی رود.

اجرای پرده آب بند یا پرده تزریق :

1- در اکثر پروژه‌های سد سازی ابتدا چالهای اکتشافی حفاری می شود وپس از کرگری و بررسی جنس لایه‌های زمین اقدام به تصمیم گیری درخصوص احداث پرده تزریق می‌شود.

2- تزریق یکی از رشته‌های تخصصی ژئوتکنیک محسوب می شود .

3- تعیین جزئیات روش اجرایی معمولا" از ابتکار پیمانکار نشأت می گیرد .

4- پیمانکار لازم است در طی آزمایشهایی دوغابهای مختلف را مورد بررسی قرار دهد.

5- طبیعت پنهان کارهای تزریق اقتضاء می کند که پیمانکار از کارهای انجام شده در هر مرحله نتیجه گیری وارزیابی داشته باشد و با هماهنگی نظارت کارهای بعدی را با نتایج بدست آمده برنامه ریزی کند.

6- برای اجرای پرده تزریق ابتدا مقدمات آنرا فراهم می کننداین مقدمات شامل موارد زیر میباشد:

آماده سازی سکوی تزریق ـ تجهیزات آزمایشگاه صحرایی جهت انجام آزمایشات دوغاب سیمان ـ تهیه دبی سنج و فشارسنج ثابت جهت بالا بردن دقت آزمایش لوژن (نفوذپذیری آب و ترزیق دوغاب سیمان)، خرید سیمان با استعلام از کارخانه‌های سازنده بصورت بسته بندی شده.

پس از فراهم آوردن مقدمات ابتدا شروع به حفاری گمانه‌های تزریق می نمایند. برای جلوگیری از ریزش دیواره گمانه‌ها روشهای مختلفی وجود دارد که بستگی به شرایط پروژه و قطر گمانه وجنس زمین دارد. یکی از کاربردی‌ترین روشها کیسینگ گذاری گمانه است .

پس از حفاری گمانه‌ها دستگاههای تزریق در محل شروع به تزریق می نمایند. هرچه بلین سیمان بیشتر باشد برای تزریق مناسبتر است. چون در شیارها وحفره ها بهتر نفوذ می کند . البته انتخاب بلین سیمان بستگی به شرایط زمین شناسی دارد . در هنگام تزریق مشخصات سیمان مانند بلین و میزان سیالیت دوغاب کنترل می گردد. دوربین‌های تلویزیونی برای مشاهده اندازه ، تعداد ، کیفیت درزها و نیز دستگاه اتوماتیک اندازه‌گیری دوغاب مصرفی از ابزارهای مهم در عملیات اجرایی تزریق محسوب می شود .

خاکریزی بدنه سد :

یکی از مهمترین مسائل در پروژه‌هایی که حجم خاکریزی زیادی نیاز دارد تامین محل قرضه مناسب می باشد تا حدی که ممکن است به دلیل عدم وجود تامین مصالح پروژه را غیراقتصادی کند. وجود معادن مانند معدن رس در سدهای خاکی در نزدیکی محل پروژه می‌تواند به توجیه پذیر بودن پروژه از لحاظ اقتصادی کمک کند. برای تامین سایر انواع مصالح در سدهای خاکی مانند فیلتر ، درین ، کوبل و سنگریزه و ریپ راپ راههای مختلفی موجود است بعنوان مثال برای تامین فیلتر احداث پلانهای ماسه شویی معمولا" اجتناب ناپذیر است . همچنین ممکن است مثلا" برای تامین سنگریزه از مصالح حاصل از انفجارات سرریزها و آبگیرها استفاده شود که این موارد بستگی به نوع مصالح بدنه سد و جنس زمین اطراف سد دارد .

یکی از مبناهای اصلی شروع خاکریزی سدها اجرای خاکریز آزمایشی است که می تواند همزمان با حفاریهای پی سد انجام شود. هدف از اجرای خاکریز آزمایشی مشخص نمودن مقدار Max تراکم مصالح موجود به وسیله تغییرات درصد رطوبت، ضخامت لایه، تعداد عبور غلطک، نوع غلطک، سرعت غلطک، وزن غلطک می باشد .

قبل از اجرای خاکریزی، بستر وپی باید از نظر مشخصات فنی به تایید دستگاه نظارت برسد وهر قسمت از بستر آماده خاکریزی شده توسط پیمانکار تحویل بستر به نظارت انجام شده و صورتجلسه شود. سپس دستگاه نظارت اقدام به دادن مجوز خاکریزی می‌کند. قبل از اجرای هسته رسی لازم است تا چاله‌ها توسط بتن پرکننده پر شود. عیار بتن پرکننده بسته به نوع پروژه از 150 تا 200 کیلوگرم سیمان در مترمکعب متغیر

است . سپس به جهت محافظت از هسته رسی بتن ریزی هسته رسی که به بتن پلنیت معروف است اجرا می شود که عیار آن بین 200 تا 300 می باشد .

در برخی پروژه‌ها با توجه به نوع پروژه ممکن است تکیه گاه در محل هسته رسی نیز بتن پاشی (شاتکریت) شود. رعایت مشخصات مصالح و رسیدن به تراکم لازم خاکریزی از مهمترین مشخصات فنی سدهای خاکی است. نوع مشخصات فنی مصالح با توجه به جنس مصالح متفاوت است بعنوان مثال در هسته رسی مشخصاتی مانند دانه بندی ، PI و LL ،در صد نفوذپذیری مصالح ، مقاومت قطعات سنگ،درصد ریز الک 200،ارزش ماسه‌ای SE و PI مد نظر می باشد.

رس اتصال یعنی رسی که در مجاورت پی یا تکیه‌گاهها است نیز مشخصات خاصی دارد خصوصا" حد خمیری آن باید طبق مشخصات فنی رعایت گردد .

روش اجرا با توجه به نوع مصالح متفاوت است به این ترتیب که محل آبدهی مصالح ، نوع غلطک، ارتفاع لایه‌های خاکریزی، درصد تراکم لازم، نوع آزمایش دانسیته .

رسی که بعنوان هسته نفوذناپذیر سد اجرا می شود ابتدا باید عمل آوری شود یعنی یکسری کارهایی روی رس انجام شود تا آماده ریختن وتراکم گرفتن حداکثر شود افزودن آب به رس در محل عمل آوری بتن از نظر اقتصادی به صرفه‌تر است . در عمل آوری ابتدا محل کرت‌های عمل آوری توسط نقشه‌بردار پیاده می شد. سپس رس از معدن به محل عمل آوری توسط کمپرسی‌ها حمل شده در عمل آوری دپو می شد. بعد با بلدوزر خاک رس را پخش می‌کردند آبدهی به مصالحی مانند سنگریزه در محل خاکریزی به دو شکل می تواند انجام شود :

تانکر آبپاش

علمک‌هایی که در ایستگاه پمپاژ احداث شده‌اند وتوسط پمپ و لوله به روی باند خاکریزی هدایت شده و شلنگ آبپاشی انجام می شود .

مقدار اختلاف ارتفاع در باندهای خاکریزی بستگی به نظر نظارت ومشاور دارد. بعنوان مثال در سدهایی که هسته رسی مایل دارند لایه‌های پایین دست باید حدود 5/0 متر بالاتر از لایه‌های بالادست خود باشند تا مصالح هسته رسی روی فیلتر بخوابد .

در ادامه عمل آوری :

حوضچه‌هایی درست می کنند و آب را داخل آنها می اندازند و آب آنقدر در این کرت‌ها می ماند تا ته نشین شود. سپس توسط بلدوزر خاک رس را میکس می‌کنند بعد از اینکه میکس کامل انجام شد رس عمل آوری شده، دپو می شودو توسط لودر بارگیری و توسط کمپرسی به محل خاکریزی هسته رسی سبز انتقال داده می شوند با این اقدام دیگر نیازی به آبدهی در محل خاکریزی برای رس وجود ندارد .

قبل از خاکریزی هرلایه باید بر آن لایه Order یا مجوز خاکریزی صادر شود. در مجوزهای خاکریزی باید تاریخ ، نوع مصالح، شماره لایه یا عرض وضخامت لایه، وضعیت ابزار دقیق، وضعیت مصالح در اتصال به تکیه‌گاه ، محل دقیق خاکریزی مشخص شده، نتیجه آزمایش دانسیته در آن ثبت می‌گردد و اگر نتیجه آزمایش مثبت بود مجوز خاکریزی لایه بعدی توسط نظارت صادر گردد . اگر نتیجه آزمایش دانسیته مثبت نباشد بستگی به مقدار دانسیته دو حالت اتفاق می‌افتد یا باید غلطک چند پاس دیگر لایه بکوبد یا مصالح نامرغوب باید جمع‌آوری شود و مصالح جدید با مشخصات فنی مطلوب ریخته و کمپکت شوند . شیب لایه‌های خاکریزی دائما" توسط نقشه بردار کنترل می گردد .

نصب ابزار دقیق سدها

ابتدا پیمانکار شرکت های تأمین کننده ابزار دقیق را به دستگاه نظارت معرفی می نماید و از بین آنها یک شرکت برگزیده می شود و سفارش به آن شرکت ارسال می گردد. قبل از خاکریزی نصب ابزار دقیق انجام می شود.برای نصب بعضی از ابزار دقیق ها مانند RP لازم است تا گمانه‌هائی در پی حفر شوند و همزمان با بالا آمدن لایه‌های خاکریزی،لوله ابزار دقیق هم بالا بیاید.

زمانی که ابزار دقیق در سنگریزه قرار می‌گیرد دور لوله آنرا با مصالح نرم‌تر مانند ساب بیس پر کرده وبا کمپکتورهای دستی می کوبند .

در هنگام خاکریزی باید از کابلهای ابزار دقیق مراقبت کرد تا در اثر عبور ماشین‌آلات قطع نشود. انواع ابزار دقیق با توجه به مشخصات پروژه سدسازی عبارتند از :

EP (Electric Piezometer )

SP(Stand pipe piezometer)

RP(Rock piezometer)

بتن ریزی سرریز و آبگیر :

پس از حفاری وتحکیمات ابتدا باید طبق نقشه آرماتورهای سازه سرریز (دیواره‌ها وکف) در سوله مربوط به آرماتورها طبق لیستوفر خم وبرش شده به پای کار حمل شوند. سپس نقاط قالبها توسط نقشه‌بردار مشخص می شود و بعد اکیپ آرماتوربند اقدام به جاگذاری و بستن آرماتورها طبق نقشه می نماید. وجود دستگاه جرثقیل یا تاورکرین جهت جابجایی آرماتورهای دپو شده و رساندن به داخل مقطع آرماتوربندی سرعت کار را افزایش می دهد .      با توجه به نوع شبکه آرماتور که آرماتور کف باشد یا دیوار،ساپورت یا خرک (در صورت نیاز) تعبیه می شود. برای اینکه کاور آرماتورها رعایت شود اقداماتی را باید انجام داد که این اقدامات با توجه به نوع شبکه آرماتور متفاوت است. البته شایع‌ترین این اقدامات قرار دادن لقمه سیمانی بین آرماتور و قالب است. پس از بستن شبکه آرماتور نوبت به قالب بندی می‌رسد .

برخی قالبها در محل کار ساخته می‌شوند مانند قالبهای تخته‌ای پرکننده یا قالبهای کوچک چوبی نما یا قالبهای فلزی نما که در محل کار مونتاژ می‌شوند و برخی قالبها در نجاری یا آهنگری ساخته شده به محل نصب حمل می‌شوند. قالبها باید طبق نقشه لیفت بندی بسته شوند. نقشه لیفت‌بندی و لیستوفر آرماتوربندی معمولا" توسط دفتر فنی پیمانکار از روی نقشه‌های اصلی مشاور تهیه و ریز شده جهت تایید به نظارت ارسال می شود و پس از اصلاح وتایید توسط نظارت به پرسنل اجرایی پیمانکار داده می‌شود.

انواع قالبها چه قالب نما باشند چه قالب بتن پرکننده باید خوب مهار شوند تا در برابر فشار بتن‌ریزی مقاومت کافی را داشته باشند.

طریقه مهار قالب در برابر بتن ریزی وابستگی زیادی به ارتفاع بتن ریزی دارد. هرچه ارتفاع بتن بیشتر باشد فشار آن به قالب بیشتر است . پس از بستن قالب نوبت تمیزکاری مقطع وتحویل آن به نقشه‌بردار وپس از آن به پرسنل نظارت که این تحویل براساس مجوزهای بتن‌ریزی مکتوب می شود. در مجوزهای بتن ریزی تاریخ، محل بتن ریزی، رقوم بتن‌ریزی، وضعیت جوی هوا ، ساعت شروع وخاتمه نوع بتن، حجم تقریبی، کنترل پی، نقشه‌برداری، قطعات مدفون ، آرماتوربندی، قالب بندی ، نوار آب بند (واتراستاپ) ، پمپ بتن، جرثقیل، ویبراتور، شمشه ماله ، آزمایشگاه ، تمیزکاری، کروکی ومختصات، سیمان ، مصالح سنگی، بتن ساز مرکزی، تراک میکسر، دمای بتن ، دمای محیط ثبت میشود.


موضوعات مرتبط: آبخیزداری

تاريخ : پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 | 1:37 | نویسنده : محسن |

 

کشور ایران با وسعت 000/684/1 کیلومتر مربع یکی از فلات‏های پهناور آسیاست حدود جنوبی آن خلیج فارس و دریای عمان، حدشمالی دریای خزر، حدغربی آن کوههای زاگرس و حوزه اروند رود است که در شرق به کوههای پامیر محدود می باشد.میانگین بارندگی سالانه کشور آن حدود 250 میلیمتر است که کمتر از میانگین بارندگی آسیا و حدود یک سوم میانگین جهانی می باشد. تنوع اقلیمی، شرایط توپوگرافی و جغرافیایی، توزیع ناموزون مکانی و زمانی جریانهای سطحی در انطباق با نیازهای آبی و تغییرات شدید بین سالی از ویژگیهای هیدورلیکی بخش وسیعی از کشور محسوب می شود. از اینرو اصول مهندسی آبیاری از روزگاران پیشین موردتوجه ایرانیان قرار داشته، تا جائی که به آن هنر آبیاری اطلاق می‏نموده‏اند. عظمت و اهمیت آبیاری در معتقدات مذهبی، آداب و رسوم و سنتهای ایران جای والایی داشته است. آب در سرودهای مذهبی زرتشت بسیار آمده است و خدای نگهبان آب را آناهیتا می نامیدند.

در دین مقدس اسلام نیز آب دارای حریم مقدس و محترمی است تا جایی که هرگونه آلوده کردن آن امری ناشایست به حساب می آید. ایرانیان در صنعت سدسازی سابقه بسیار طولانی دارند یکی از قدیمی ترین سدهای قوسی جهان بنام سد کبار مشهور است که طول تاج آن 55 متر، ارتفاع 26 متر و فقط 5 متر ضخامت دارد و شعاع قوس آن 38 متر می‏باشد که نشان دهنده توان اجرائی گذشتگان در ساخت سد قوسی است. سدهای جدید بتنی ساوه، سدخاکی درودزن در فارس ، امروزه در محل سابق سدهای قدیمی ساخته شده اند.

در دشتهای پهناور و خشک ایران ، قنات تنها وسیله کشت و کار و کشاورزی و آبادانی و بوجود آمدن آبادیها، روستاها و ولایات و شهرها و اقتصاد پویای کشاورزی و نهایتاً تکوین تمدن‏های بزرگ این مرز و بوم بوده است، بعبارتی تنها وسیله أی که زندگی را از اعماق سیاهی های خاک بیرون می کشید و به پهنه های گسترده دشتهای تشنه و تکیده ارزانی می داشت. ایجاد چنین شاهکار ساختمانی ، یا حفاری در اعماق زمین و ایجاد گالریهای تا ده برابر طول خط استوا، با هدف مقدس تامین آب، و رفع نیازهای اولیه ، و از همه مهمتر با نیت اعتلاء سطح زندگی مردم صورت می‏گرفته است. برنامه های عمرانی گوناگونی که باهدف توسعه اقتصادی – اجتماعی کشور ، تاکنون تدوین گردیده است، به طور اصولی جملگی دارای زیربنای متکی به توسعه منابع آب بوده اند. از این رو توسعه بهره برداری از منابع مختلف آب در اولویت نخست برنامه های مذکور قرار داشته و تامین آب عاملی برای دستیابی به آرمانهای رشد گردیده ، رشدی که فقر زدائی ، قطع وابستگی ، ایجاد عدالت اجتماعی، رفاه و سرافرازی را به ارمغان داشته است.توسعه کشاورزی در ایران به عنوان یکی از اهرمهای پیشرفت اقتصادی همراه با عوامل مهمی چون افزایش جمعیت ، بالاتر رفتن سطح بهداشت ، محدودیت منابع آب شیرین ، برداشت بیش از حد از آبهای زیرزمینی و سرانجام هجوم جبهه‏ های آب شور به شیرین، احداث سدهای مخزنی را در اولویت کارهای عمرانی قرار می‏دهد.

صنعت سدسازی با شیوه های مدرن به ویژه سدهای با مقیاس بزرگ در حدود سه دهه قبل در ایران آغاز گردیده است. مطالعه و طراحی سدهای مخزنی بزرگ از حدود سالهای 1327 شروع و احداث این سدها از اواخر دهه1330 صورت عملی به خود گرفت.

 

با وقوع انقلاب اسلامی ایران صنعت سدسازی در کشور وارد مرحله جدیدی گردیده و صنعت آب کشور ایجاد خودکفائی در این زمینه را هدف بزرگ و متعالی خود قرار داده است. با فراهم شدن زمینه های مختلف وبا شروع برنامه اول (سال 1368) توسعه اجتماعی و اقتصادی کشور، بر اساس ظرفیت سازی که در کلیه ابعاد مورد نیاز این صنعت انجام گرفت، گامهای اساسی عظیم و شجاعانه أی برداشته شد. مهار آبهای سطحی و توسعه بهره برداری از منابعی که بدون مصرف از دست می روند و به طور بارز در سرلوحه برنامه های توسعه اقتصادی اجتماعی کشور قرار گرفت. با عنایت به اهمیت خاص کنترل هرچه بیشتر آبهای سطحی و ضرورت بهره گیری مدبرانه از آنچه تاکنون از دست رفته بود تلاشهای گسترده أی از سوی وزارت نیرو صورت گرفت تا جائی که آمار سدهای احداث شده طی دو دهه پس از پیروزی انقلاب از 13 سد به 60 سد افزایش یافت. در حال حاضر، در برنامه تامین آب کشور 70 سد مهم و 48 شبکه آبیاری زهکشی در دست اجرا قرار دارد که نمایانگر توان بالای مهندسی در کشور ایران است ، با این تحول شگرف هم اکنون صنعت سدسازی کشور به مرحله خودکفائی رسیده است و کلیه مراحل مطالعه طراحی ، نظارت، ساخت، مدیریت و بهره برداری از سدهای مخزنی به دست توانای مهندسین کشور صورت می گیرد.

دانش و تجربیات حاصله از روند اجرائی طرحها، دستیابی با استانداردهای علمی، خودباوری و اتکاء به نفس کارشناسان ایرانی و اتخاذ استراتژی های مناسب، در این امر مهم بی اثر نبوده است


موضوعات مرتبط: آبخیزداری

تاريخ : پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 | 1:33 | نویسنده : محسن |

 انفال و ثروت‌های عمومی از قبيل زمين‌های موات و رها شده، معادن، درياها، درياچه‌ها، رودخانه‌ها و ساير آب‌های عمومی، كوه‌ها، دره‌ها، جنگل‌ها، نيزارها، بيشه‌های طبيعی، مراتعی كه حريم نيست، ارث بدون وارث، و اموال مجهول‌المالك و اموال عمومی كه از غاصبين مسترد می‌شود، در اختيار حكومت اسلامی است تا بر طبق مصالح عامه نسبت به آنها عمل نمايد. تفصيل و ترتيب استفاده از هر يك را قانون معين می‌كند.
(متن كامل قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران)  


موضوعات مرتبط: قوانین کشاورزی و منابع طبیعی

تاريخ : پنجشنبه پنجم شهریور 1388 | 10:37 | نویسنده : محسن |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.